مردی از جنس خدمت بیمنت
گروه استانهای دفاعپرس-«سمیه رعیتی» از فعالین رسانهای؛ در یادداشتی به مناسبت سالروز شهادت رییس جمهور شهید چنین آورده است: دو سال از آن سانحه تلخ میگذرد؛ اما برای عدهای از اهالی رسانه که از نزدیک شاهد مجاهدتهای بیوقفه آیتالله سید ابراهیم رئیسی در سفرهای استانی بودند، یاد و خاطره «مردِ مردم» همچنان زنده است.

در دومین سالگرد شهادت ایشان، مروری داریم بر روایت خبرنگاری که در دو سفر استانی این شهید بزرگوار به مقصد فارس، از نزدیک با ابعاد شخصیتی و تواضعِ رئیسجمهور شهید همراه بوده است.
سمیه رعیتی فعال رسانهای شیراز میگوید: دو سال گذشت، اما هنوز برای من، نام آیتالله سید ابراهیم رئیسی فقط نام یک رئیسجمهور نیست؛ نام مردی است که در گرمای سفرهای استانی به فارس، در میان خستگیها، برنامهها، ازدحامها و رفتوآمدهای بیوقفه، چیزی از وقار، مهربانی و تواضعش کم نمیشد.
من از نزدیک دیدم که چگونه با مردم حرف میزد؛ نه از بالا، که از دل؛ شاهد بودم که چگونه در برابر کارگر، کشاورز، معلم، خبرنگار و پیرمرد و پیرزنِ سادهدلِ این سرزمین، همانقدر آرام و صمیمی بود که در برابر مسئولان بلندپایه.
سفرهای استانی آیتالله رئیسی، تنها یک بازدید اداری نبود؛ بلکه تجلیِ پیوند بیواسطه مسئول با مردم بود. در نگاه ایشان، مردمِ نه یک جامعه هدف برای گزارشهای آماری، که ولینعمتان اصلی انقلاب بودند.
به یاد میآورم روزی را که در ۲۲ مهرماه ۱۴۰۲ برای افتتاح خط دوم آبرسانی از سد درودزن به شیراز به این دیار آمد؛ او پیش از آنکه در جایگاه سخنرانی قرار گیرد و قبل از هر سخن و تشریفات، رفت سراغ کارگران، از زحمتشان قدردانی کرد و با همان لبخند آرام و صمیمیاش، چنان نگاهشان میکرد که انگار میخواست بگوید: این کشور روی شانههای شماست؛ و چه حقیقتی روشنتر از این؟
آن تواضع در برخورد با کارگران، درسی بود که گویی از مکتب خدمت بیمنت آموخته بود؛ و چه میتوان گفت از حضورش در شاهچراغ.
از آن لحظههای معنوی، از آن نگاه متواضعانهای که حرم را فقط یک مکان زیارتی نمیدید، بلکه پناهی برای دلهای خسته میدانست.
حضور ایشان در حرم مطهر احمد ابن موسی (ع)، نه تنها یک دیدار رسمی، بلکه نمایشِ ارادتِ قلبی به ساحت اهلبیت (ع) و ملجأ مردمِ دردمند بود. او در این جایگاه، چنان غرق در خشوع و تواضع بود که گویی هیچ دغدغهای جز آرامشِ جانِ مردمِ این دیار ندارد.
او وقتی در کنار مردم فارس میایستاد، انگار هیچ فاصلهای میان مسئول و مردم نبود.
فقط یک دل بود و یک درد، یک امید بود و یک آرزو و آن هم بهتر شدن حال این مردم.
آنچه در ذهن من به عنوان یک خبرنگار ماندگار شد، «خوشرویی» کمنظیر ایشان بود؛ حتی در پایانِ روز که فشردگیِ برنامهها، رمقی برای هر مسئولی باقی نمیگذاشت، او با حوصله و روی باز، پرسشهای ما را میشنید و پاسخ میگفت.
در میان آن همه شتاب و فشار و خستگی، وقتی روبهروی دوربینها میایستاد، با احترام پاسخ میداد، با حوصله نگاه میکرد، و با همان آرامش همیشگیاش خستگی را از چهرهها میگرفت.
برای ما خبرنگاران، او فقط سوژه خبر نبود؛ بلکه شخصیتی بود که نزدیکش بودن، درس اخلاق.
صبر، فروتنی، و مردمداری را به ما میآموخت.
امروز که دومین سالگرد شهادتش را به سوگ نشستهایم، دلمان هنوز باور نمیکند آن مردِ آرام و خستگیناپذیر، دیگر در میان ما نیست.
راستش بعضی آدمها با رفتنشان تمام نمیشوند.
در خاطرهها و در دعاهای مردم میمانند، در لبخندهای نیمهتمامی که از سفرهای استانی به یادگار گذاشتهاند، زنده میمانند.
آری شهید رئیسی برای ما فقط یک نام در صفحات تاریخ نیست؛ او تصویری از مسئولیتِ بیادعا، تواضعِ بیتکلف، و خدمتی بیمنت بود؛ و من، به عنوان خبرنگاری که در سفرهای فارس از نزدیک شاهد آن همه نجابت و مردمداری بودم، شهادت میدهم: "او حقیقتاً مردِ مردم بود. "
نمیتوان از این سفرها نوشت و از آخرین تصویر یادگاری سخن نگفت؛ عکسی که در پایانِ یکی از آن شبهای پرکار، در نشست خبری با خبرنگاران در سال ۱۴۰۲ به ثبت رسید. آن عکس، امروز زینتبخشِ طاقچه اتاق من است؛ تصویری که در آن نه یک رئیسجمهورِ مقتدر، بلکه پدری مهربان با لبخندی صمیمانه به دوربین مینگرد. هر بار که نگاهم به آن عکس میافتد، آن نگاهِ پدرانه و منشِ متواضعانهاش، به من یادآوری میکند که «خدمت»، والاترین جایگاه در نظامِ فکری این شهیدِ بزرگوار بود.
آیتالله رئیسی با رفتنش، داغی بر دلِِ مردم ایران نهاد؛ اما میراثِ اخلاقی، خستگیناپذیری و تکریمِ اربابرجوع که در سفرهای استانی به تصویر کشید، چراغ راهی برای تمام مسئولانِ ترازِ انقلاب خواهد ماند.
انتهای پیام/
