ادبیات ایران، فلسطین را تنها از دریچه اخبار روایت کرده است
به گزارش گروه فرهنگ دفاعپرس، آئین رونمایی از کتابهای «وحشت در ساحل نیل» و «آتش در شهربازی» با حضور سید سعید هاشمی، نویسنده کتاب، علی باباجانی و محمدعلی حامدرضوی کارشناسان نشر در سکوی ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد.

محمدعلی حامدرضوی در ابتدای نشست اظهار داشت: اولین نوشته آقای هاشمی در سال ۶۸ با موضوع دفاع مقدس منتشر شده، اوایل دهه هفتاد وارد مجله «سلام بچهها» شدند. آن زمان، دوران طلایی صنعت نشر و مجلات بود که بخش عظیمی از افراد با این مجلات رشد کردند. همچنین آقای هاشمی، اولین مجله طنز کودکان را با عنوان «لوبیای سحرآمیز» تاسیس کردند و تا کنون بیش از ۵۰ عنوان کتاب منتشر کردهاند. آقای باباجانی نیز نویسنده و شاعر حوزه کودک و نوجوان است که در مجلات و صنعت نشر، ید طولایی دارند و جوایز متعددی برنده شدهاند. مجموعه دوازدهجلدی حنانه، یکی از بهترین آثار حوزه حجاب از جناب باباجانی است که مورد استقبال خارجی بسیار خوبی قرار گرفته است.
وی افزود: اگر به کتابها بپردازیم، «کتاب وحشت در ساحل نیل» روایتی جذاب از محمد بن ابیبکر است که فرزند خلیفه اول، ابوبکر است. محمد بعد از مرگ پدر در خانه امیرالمومنین بزرگ میشود و برخلاف عموم فرزندان خلفا و پادشاهان، راه پدر را ادامه نمیدهد. جایگاه محمد بن ابیبکر در نزد امیرالمومنین را با جایگاه ابوذرغفاری در نزد پیامبر یکی میدانند. کتاب از زبان محمد است و رخدادهایی، چون شهادت حضرت زهرا، غدیر خم و ... را روایت میکند. محمد یکی از نزدیکترین افراد به ابوتراب است که از سمت ایشان، به حاکم مصر منصوب میشود. این روایت کلی کتاب است که با قلم هنرمندانه آقای هاشمی در قالب یک کتاب کودک نوشته شده است.
سیدسعید هاشمی در ادامه عنوان کرد: کتاب «وحشت در ساحل نیل» درباره محمد بن ابیبکر پسرخوانده امیرالمومنین است که مادر او نیز اسما بنت عبیس، همسر ابی طالب بود. ایشان با اینکه در خاندان ابوبکر بود، اما بسیار شیفته سیره و سلوک امیرالمومنین بود. محمد از ۴ سالگی در جوار حضرت امیر، با سیر و سلوک معنوی رشد میکند. من در کودکی، کتابهای دینی زیادی مطالعه کرده بودم و از همان سنین با شخصیتهای دینی و تاریخی آشنا بودم. شخصیت محمد بن ابیبکر برای من شخصیتی رازآلود، پرحادثه و جذاب بود. زمانی که من شروع به نوشتن آثار دینی کردم، به این نتیجه رسیدم که از حوادث زندگی محمد بن ابیبکر میتوان استفاده خوبی برای رمان کودک و نوجوان کرد. عموما آثار دینی، به دلیل این که دست نویسنده برای تخیل بسته است، برای قشر کودک و نوجوان خستهکننده است.
وی افزود: محمد با پسرخوانده عثمان دوستی خوبی داشت و بسیار عجیب است که پسر و پسرخوانده خلیفه، از حکومت علوی دفاع کردند. حضرت علی که سرنوشت حاکمان مصر و فرار آنها را میدید، تصمیم گرفت فردی مدیر به این جغرافیا بفرستد و تصمیم به رفتن محمد شد. در آن جاسوسی رواج بسیاری داشت، معاویه یک میلیون درهم به همسر امام حسن مجتبی داد که حتی تا آن زمان این عدد اختراع نشده بود، بیشترین عدد پانصدهزار بود که به آن کرور میگفتند. در باب همین جاسوسی و تهدید معاویه به پیامبر اکرم، گفته بود «محمد، تو را میکشیم و در شکم خر قرار میدهیم. خر را نیز آتش میزنیم تا درس عبرتی باشد برای دیگر حاکمان که به این سرزمین سفر نکنند».
سپس علی باباجانی عنوان کرد: آقای هاشمی در انتخاب اسامی کتابها، وسواس و دقت خاصی دارد و عموما به سراغ عناوین پارادوکسیکال میرود. «آتش در شهربازی» ترکیبی از دو کلمه است که هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. یا «وحشت در ساحل نیل» که ساحل نماد آرامش و وحشت نیز کلمهای منفی است. من به عنوان نویسنده زمانی که میخواهم رمانی بنویسم، با شخصیت فعلی و زمان حال هر مقدار نزدیکتر باشم، راحتتر مینویسم. مثلا اگر بخواهم رمانی با موضوع جنگ رمضان بنویسم، به آسانی این کار را انجام میدهم. اما زمانی کار سخت میشود که نویسنده به سراغ نوشتن کار تاریخی برود؛ حتی کار زمانی سختتر میشود که فرد به سراغ نگارش اثر تاریخی مذهبی برود، زمانی که دست بردن در هر جمله، خطرساز خواهد بود. نویسنده باید به قدری دقت داشته باشد که بیطرفانه و به دور از جانبداری و بیادبی، کار را به اتمام برساند. عموم نویسندگان به سراغ نوشتن کتاب با اطلاعات سطحی میروند، اما آقای هاشمی به اصل منبع نزدیک بوده و اثری شاخص و تراز تولید کرده است.
حامدرضوی گفت: جوانی که تم مذهبی نداشته باشد، عموما دیرتر به سراغ این کتاب میروند. عموم جوانان مذهبی ما پای منبر و مجلس، این مباحث را شنیدهاند، آیا تکرار دوباره تاریخ، باعث کاهش در فروش کتاب نمیشود؟
باباجانی در پاسخ گفت: ما سهشنبهها جلساتی داریم که نویسندگان و مخاطبان از قشرها و نسلهای مختلف در آن حضور داریم. دیروز نیز این جلسه تشکیل شد و این موضوع، مورد بحث قرار گرفت. اما این کتاب با سایر تولیدات این حوزه تفاوت دارد. آقای هاشمی، سالها با نوجوانان کار کرده و زبان آنها را میشناسد، زمانی که تاریخ را به زبان امروز منتقل کنید؛ مخاطب نیز با آن همراه میشود. اگر ما بخواهیم داستانی بنویسیم که به درون شخصیت توجه بیشتری داشته باشد، روایت را با دید اول شخص منتشر میکنیم که آقای هاشمی نیز از این ترفند استفاده کرده است. ویژگی دیگری که این کتاب دارد، محتوای غنی آن است. فصل به فصل و صفحه به صفحه، تمام اتفاقات این دوره تاریخی به صورت جزئی روایت شده است. صمیمیت و یکدستی لحن در سراسر کتاب دیده میشود، اما در بعضی بخشها، تکرار اسامی و شرح تاریخ، مخاطب را خسته میکند. محمد بن ابیبکر به گونهای داستان را روایت میکند که انگار همهچیز را میداند و در تمامی برهههای تاریخی حضور داشته.
حامدرضوی عنوان کرد: این کتاب خلائی را پر میکند که شاید «آتش در شهربازی» این کار را نمیکند. کتاب معارف، تاریخ اسلام را به گونه سرد و خشک، برای نوجوان بازگو میکند. کودک ما نیز صرفا این موارد را حفظ میکند و بعد از یاد میبرد. من از آموزش پرورش درخواست دارم تا به جای این ادبیات خشک، کتابهایی مثل «وحشت در ساحل نیل» را در اختیار دانش آموزان قرار دهند که ترکیبی زیبا از تاریخ و ادبیات و مذهب است. به نظر من، ارزش آموزشی این کتاب، بسیار بیشتر از ارزش سرگرمی آن است.
سید سعید هاشمی افزود: این مورد را ایتالیا اجرایی کرده و کتاب پینوکیو را به عنوان ادبیات مذهبی خود منتشر کرده، با همان آموزههایی که در قرآن رخ داده است. پدر ژپتو که به شکم نهنگ میرود، تطور پینوکیو به انسان، فرشتههای نیک و بد و ... که به آن پرداخته شده است.
باباجانی نیز گفت: کودکان، آموزش را از طریق ناخودآگاه دریافت میکنند. این نسل با شعر، موسیقی، داستان و ... نکات را میآموزند. ما آن گونه که باید، امام خمینی را معرفی نکردهایم و بسیاری از افراد آن را با امام شهید اشتباه میگیرند؛ چه برسد به معارف ۱۴۰۰ سال قبل.
حامدرضوی عنوان کرد: کتاب «آتش در شهربازی» روایتی از خالد است، نوجوانی در غزه. داستان همانطور است که ما تصور میکنیم، زندگی در کنار حملات ارتش کودککش اسرائیل، خوشیها و تلخیها. اتفاق تلخی که وجود دارد، تبدیل مردم غزه به اعداد است. ۲۰.۰۰۰ کودک، ۷۰.۰۰۰ انسان! این کتاب روایتی شیرین از غزه است و اتفاقی مهم در ادبیات ایران است. روایات ما برای کودکان غزه، به کمتر از ۱۰ عنوان میرسد.
نویسنده کتاب گفت: ویژگی مشترک ما با مردم غزه این است که همیشه در جنگ بودهایم. مردم ایران از ابتدا درگیر جنگ بودند، این مسئله منوط به انقلاب اسلامی هم نیست، ما در قاجار، پهلوی، صفویه و... نیز درگیر این اتفاق بودیم. ما در فرار کردنها، بمبارانها، از دست دادن فرزندان و ... با غزه شباهت بسیاری داریم، البته امنیت ما از مظلومین غزه بیشتر است. شروع جنگ غزه به قدری دردناک بود که احساس عاطفهای در ذهنیت من شکل گرفت و شروع به نوشتن این کتاب کردم. مهمترین حادثه این کتاب، بمباران بیمارستان المعمدانی بود که بسیار تلخ بود. در جنگ رمضان نیز میبینیم که کنیسه یهودیان و مدرسه میناب بدون هیچ بهانهای، مورد حمله قرار میگیرد.
باباجانی درمورد کتاب عنوان کرد: این کتاب، رمان کودک است و اولین نوشته کودک در مورد غزه است. نویسنده توانسته به درستی از زاویه دید خالد استفاده کند و جزئیات روزمره زندگی در فلسطین را روایت کند. از نظر فضاسازی نیز، بسیار درخشان عمل شده است. شاید اگر اسامی کتاب را با عناوین ایرانی جایگزین کنیم، شباهت بسیاری با جنگ رمضان پیدا کند؛ البته تجربیاتی همچون آوارگی که اهالی غزه با آن دستوپنجه نرم میکنند را در ایران نداشتیم. آقای هاشمی به خوبی از نمادهایی همچون شهربازی، زیرزمین و چرخدستی پدر استفاده کرده است. آقای هاشمی با این دو کتاب نشان دادند که تسلط کاملی بر مخاطب و فضا دارند.
حامد رضوی در ادامه گفت: ایراد جدیای که فلسطینیان بر تولیدات آثار درباره این کشور وجود دارد این است که ذهنیتی بر پایه اخبار شکل گرفته است و هیچکس تجربه زیسته را تالیف نکرده است. غزهای که نویسندگان ایرانی بر پایه اخبار مینویسند با غزهای که در واقعیت وجود دارد متفاوت است. شما از اخبار و ذهنیات برای این کتاب استفاده کردید یا پا را فراتر گذاشتید؟
نویسنده پاسخ داد: من علاوه بر اخباری که به دستم میرسید، مطالعات دیگری همچون سفرنامه و خاطرات در این حوزه داشتم. به طور مثال کتاب «فلسطین» از مرحوم هاشمی رفسنجانی و آثاری از نویسندگان فلسطینی را مطالعه کردم تا فضای کاملی از آن جغرافیا و اتمسفر داشته باشم. البته که من با لبنانیها و سوریها، گفتوگوهای فراوانی داشتم، اما آنگونه که گفته میشود از تجربه زیسته فلسطینیان، اطلاعاتی داشته باشم، خیر! در ابتدای انقلاب، ما تنها ادبیات جنگی و شفاهی روزمره از فلسطین داشتیم. اما امروزه، ۲ ناشر از ۱۰۰ مورد آنها، کتابی درباره فلسطین چاپ کردهاند.
انتهای پیام/ 121
