تنگه هرمز، پایتخت ژئوپلیتیک جهان؛ آمریکا در ۲ طرح عملیاتی شکست خورد

دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی با اشاره به شکست طرح‌های تهاجم زمینی و محاصره دریایی دشمن، تاکید کرد: تنگه هرمز امروز دیگر یک گذرگاه ساده نیست، بلکه پایتخت ژئوپلیتیک جهان است و جمهوری اسلامی ایران با حکمرانی دریایی خود در رنکینگ قدرت‌های جهانی قرار گرفته است.
کد خبر: ۸۳۵۸۲۸
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۰ - 22May 2026

به گزارش دفاع‌پرس از فارس، «فتح‌الله کلانتری» دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی در دومین همایش حکمرانی مطلوب در تمدن نوین اسلامی اظهار داشت: دشمن استراتژی «فروپاشی از درون و فشار از بیرون» را علیه ایران اتخاذ کرد؛ این استراتژی در زمان اوباما تصویب شد، در زمان بایدن اجرا شد و در سال ۱۴۰۱ بایدن آن را عملیاتی کرد.

تنگه هرمز

وی افزود: این جنگ ۴۰ روزه و جنگ ۱۲ روزه، ادامه همان جنگ بود؛ اغتشاشات ۱۴۰۱ و ماجرای مهسا امینی ابزار این طرح فروپاشی از درون و حمله از بیرون بود؛ آمدند کمربند امنیتی ایران را کاملا ناامن کردند.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی تصریح کرد: برای حمله از این ناامنی استفاده کردند؛ در شمال، جنگ آذربایجان و ارمنستان و حضور روسیه؛ در غرب، گروه‌های کومله و دموکرات؛ و در جنوب، اطلاعاتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی در کشور‌های خلیج فارس به‌خصوص امارات متحده عربی، کمربند امنیتی ایران را کامل ناامن کرد.
 
کلانتری بیان کرد: همزمان با ناامن شدن کمربند امنیتی، برای فروپاشی از درون، اغتشاشات ۱۴۰۱ به نام مهسا امینی کلید خورد؛ آن موقع عده‌ای می‌گفتند بروید به طالبان حمله کنید و در جنگ آذربایجان شرکت کنیم، اما رهبر شهید هر دو را مطلقا رد کرد؛ در اصل آمریکا آمده بود که ما ورود کنیم و این استراتژی فروپاشی از درون و فشار از بیرون انجام شود.
 
وی ادامه داد: کمربند امنیتی را ناامن کردند و فروپاشی از درون هم با ابزار مهسا امینی کلید خورد؛ الحمدلله به بن‌بست رسید؛ این طرح از ۱۴۰۱ بن‌بست است؛ آنها داشتند روی این کار می‌کردند که چه کار کنند تا طرح خاورمیانه بزرگ اجرا شود.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی عنوان کرد: جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه شد و چهار مقطع داشت؛ مقطع اول بازدارندگی بود؛ هفته اول را بازدارندگی ایجاد کردیم؛ هفته دوم، هفته تاب‌آوری بود که تاب‌آوری عملیاتی نیرو‌های مسلح رفت بالا، تاب‌آوری اجتماعی مردم رفت بالا؛ خروجی تاب‌آوری اجتماعی مردم، همین حماسه خیابانی شکل گرفت؛ هفته سوم، جنگ پادشکننده شد و هفته چهارم رفت در فرسایش.
 
وی افزود: طرحشان ۱۰ روزه بود، اما به دروغ گفتند طرح ما چهار تا ۶ هفته طول می‌کشد؛ ۱۰ روز که آمد، وارد پادشکنندگی شد؛ چه چیزی جنگ را پادشکننده کرد؟ یعنی توان عملیاتی ارتش آمریکا رفت پایین، برعکس در ایران بالا رفت؛ حادثه‌ای که در اصفهان افتاد، جنگ را پادشکننده کرد و اینها متوجه شدند تهاجم زمینی دیگر جواب نمی‌دهد و طرحشان را عوض کردند.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی بیان کرد: برای تغییر استراتژی جنگی نیاز به خرید زمان داشتیم؛ برای خرید زمان، طرح مذاکره را پیشنهاد دادند و آن طرح پانزده‌ماده‌ای را آوردند؛ اینها با ابزار دیپلماتیک در پوشش مذاکره و بحث‌هایی که در پاکستان اتفاق افتاد، طرح عملیاتی‌شان را از تهاجم زمینی به محاصره دریایی تغییر دادند.
 
کلانتری افزود: برای تغییر طرح نیاز به زمان داشتند و اینها زمان خریدند؛ آنها دنبال مذاکره و توافق نیستند؛ دنبال همان استراتژی کلان خودشان هستند؛ محاصره دریایی هم در قالب پروژه آزادی در تنگه هرمز انجام شد که شکست خورد؛ طرح دومشان هم شکست.
 
وی گفت: پس ۲ طرح عملیاتی آنها علیه ایران شکست خورد؛ طرح اول تهاجم زمینی بود که نقطه عطف شکستش حادثه اصفهان بود؛ طرح دوم، تهاجم دریایی و محاصره دریایی بود که نقطه عطف شکستشان، شکست پروژه آزادی در تنگه هرمز است؛ این حاصل دکترین دریایی محور شهید تنگسیری است؛ یک رژیم امنیتی در تنگه هرمز به آمریکایی‌ها که به دنبال تغییر رژیم ایران بودند، دیکته شد و یک پیوند امنیتی بین جغرافیا و اقتصاد ایجاد شد؛ این پیوند امنیتی تبدیل به یک گرانیگاه و هارتلند قدرت برای میدان شد که حاصل خون شهید تنگسیری و همرزمان شهیدش است.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی تاکید کرد: تنگه هرمز امروز دیگر تنگه هرمز نیست؛ امروز پایتخت ژئوپلیتیک جهان است؛ همان‌طور که می‌گویند شیراز پایتخت فرهنگ و تمدن، اصفهان پایتخت توریستی، مشهد پایتخت معنوی، قم پایتخت مذهبی؛ امروز جمهوری اسلامی ایران این گل را به آمریکا زده و یکی از آنها همین «پایتخت ژئوپلیتیک جهان» است.
 
کلانتری افزود: چه گلی به سرشان زدیم؟ پایتخت ژئوپلیتیک جهان را ایجاد کردیم که ما را در رنکینگ قدرت‌های جهانی قرار داد؛ هر کشوری که حکمرانی دریایی داشته باشد، ابرقدرت در باشگاه قدرت‌های جهانی قرار داده می‌شود.
 
وی اضافه کرد: اکنون در زمان جنگ هستیم؛ شاید مردم با توجه به جنگ، خیلی این را حس نمی‌کنند؛ الان اولویت مردم معیشت است؛ متاسفانه بعضی از مسئولین وسط جنگ موضع می‌گیرند، در حالی که مسئولان نباید وسط جنگ موضع منفعلانه بگیرند. این همان چیزی است که دشمن می‌خواهد.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی افزود: از طرف دیگر مردم ناامیدتر می‌شوند؛ ما باید به مردم امید بدهیم. ما پایتخت ژئوپلیتیک جهان را به دست آوردیم؛ این پایتخت ژئوپلیتیک جهان، اگر جنگ تمام بشود، از قبل درآمدش تمام هزینه‌های جنگ را تامین می‌کند.
 
کلانتری ادامه داد: آمریکا قبول کرده که تحریم‌ها را لغو کند، قبول کرده که پول‌های بلوکه‌شده ما را بدهد؛ اگر این حرف را شش ماه پیش به ترامپ می‌زدید، می‌خندید، اما الان چرا قبول کرده؟ هر پنج شرط ما را هم قبول کرده است.
 
وی تاکید کرد: البته ما به او اعتماد نداریم؛ ما برای جنگ آمده‌ایم و الان الگوی جنگی هم داریم؛ من به عنوان مسئول نباید وسط جنگ بیایم موضع‌گیری کنم، حرفی بزنم که از یک طرف مردم ناامید شوند و از طرف دیگر دشمن خوشحال شود و از میدان نظامی برود به سراغ سفره مردم.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی گفت: از این به بعد آمریکا به دنبال اجرای الگوی جنگ شش‌شاخه است؛ شاخه اول اجتماعی، شاخه دوم امنیتی، شاخه سوم اقتصادی، شاخه چهارم نظامی، شاخه پنجم رسانه‌ای و جنگ روایت‌ها، شاخه ششم فضای مجازی و جنگ سایبری.
 
کلانتری افزود: اکنون آمریکا به دنبال الگوی جنگ شش‌شاخه است؛ ۸۱ روز مردم را در کف خیابان دیده، ناامید شده که این مردم قرار بود بیایند علیه نظام؛ هنوز هم مشکل آمریکا این است که بار‌ها حضرت آقا و رهبر شهید فرمودند، مردم ایران را نمی‌شناسد و هنوز امید دارد مردم را بیاورد کف خیابان علیه نظام.
 
وی ادامه داد: آمریکا به دنبال حالت «نه آفند و نه پدافند» است؛ می‌خواهد سفره مردم را تنگ کند و تورم را بالا ببرد؛ مردمی که تا امروز کف خیابان حامی نظام بودند، می‌خواهد برعکس، خیابان را از ما بگیرد و در مقابل نظام قرار دهد؛ این جنگ اجتماعی و جنگ اقتصادی‌اش هم با محاصره دریایی است که بخواهد واردات و صادرات را صفر کند که این را هم باز کور خوانده است.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی تصریح کرد: ما هشت‌هزار و ۶۰۰ کیلومتر مرز داریم؛ یک‌هزار و ۶۰۰ کیلومتر دریای جنوب، یک‌هزار کیلومتر دریای شمال، ۶ هزار کیلومتر مرز زمینی؛ به راحتی دور می‌زنیم.
 
کلانتری ادامه داد: در جنگ نظامی هم با همین بازی که می‌کند، یک روز شلیک می‌کند، یک روز تعطیل می‌کند، یک روز عقب‌نشینی می‌کند، می‌خواهد این الگوی جنگ شش‌شاخه را احیا کند؛ می‌خواهد «عملیات خشم حماسی» را تبدیل به شکست حماسی کند؛ می‌خواهد خشم حماسی را تبدیل به خشم اقتصادی و خشم اجتماعی کند؛ پیوندی بین جنگ اجتماعی، سفره مردم و محاصره اقتصادی انجام دهد.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی بیان کرد: مردم را کف خیابان بیاورد. ما باید مراقبت کنیم؛ کار سختی نیست.
 
کلانتری افزود: در این حالت، جنگ نظامی فریز می‌شود و حالت اجتماعی، اقتصادی و امنیتی آن فعال می‌شود؛ یعنی دنبال این است که گروه‌های معاند را فعال کند؛ اکنون سه ارتش نامرئی و پنهان در کشور داریم؛ یکی مربوط به رژیم صهیونیستی که از جنگ ۱۲ روزه ضربه خوردند و آسیب دیدند، ولی هسته‌هایی هنوز از آنها وجود دارد؛ یکی معاندین داخلی هستند که از قبل هم بوده‌اند.
 
کلانتری بیان کرد: می‌خواهند بین اینها پیوند ایجاد کنند، غافل از اینکه نیروی زمینی سپاه این گروه‌های معاند را نابود کرده و چیزی از آنها نمانده است.
 
وی گفت: این خطای محاسباتی آنها به دلیل کد غلطی است که ما از داخل می‌دهیم؛ ما کد غلط به او دادیم و دچار خطای محاسباتی علیه خودمان کردیم؛ بنابراین باید مراقبت کنیم این اتفاق نیفتد؛ جنگ امروز از سطح موفق خارج شده و به بحران بی‌خروج تبدیل شده است؛ جنگ از کنترل در سطح تاکتیکی خارج شده و به فرسایش در سطح راهبردی تبدیل شده. این خطرناک است؛ اگر این فرسایش تداوم پیدا کند، می‌شود همان پیوند خشم اجتماعی و خشم اقتصادی؛ وضعیت از حالت «نه آتش‌بس و نه جنگ» خارج شده و به حالت «نه آفند و نه پدافند» تبدیل شده است.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی ادامه داد: در این وضعیت، جنگ نظامی فریز می‌شود و جنگ اجتماعی و اقتصادی شعله‌ور می‌شود؛ اینجا ما بازنده می‌شویم؛ مراقبت می‌کنیم جنگ از حالت نظامی خارج شده و به جنگ جهانی اقتصادی تبدیل شده؛ تا اینجا برای ما خوب است، اما تداوم آن امکان دارد اجماع جهانی علیه ما ایجاد کند.
 
کلانتری اضافه کرد: هدف اصلی سفر ترامپ به چین این بود که صلح تحمیلی آمریکایی را تبدیل به صلح تحمیلی جهانی کند؛ تمام کشور‌های جهان را در یک کانتکست قرار دهد و بگوید ایران در این جنگ نظامی تبدیل شد به جنگ جهانی اقتصادی؛ الان دنیا بازنده شده است؛ پس باید تنگه هرمز را آزاد کنیم و هدف اصلی سفرش این بود و باید مراقبت کنیم؛ بنابراین جمهوری اسلامی ایران پیش از آنکه به دنبال کسب پیروزی نظامی باشد، باید به دنبال افزایش بقا و افزایش تاب‌آوری باشد؛ هم تاب‌آوری عملیاتی نیرو‌های مسلح، هم تاب‌آوری اجتماعی مردم، و هم برهم زدن محاسبات دشمن.
 
وی افزود: یکی از دستاورد‌های دوم یا سوم این جنگ این بود که ما در این جنگ معنی پیروزی را عوض کردیم؛ همه فکر می‌کنند پیروزی یعنی پیروزی نظامی، نه پیروزی اقتصادی؛ تعریف پیروزی را عوض کردیم با همان حماسه‌ای که در تنگه هرمز ایجاد کردیم؛ بنابراین اولویت ما پیش از آنکه به فکر پیروزی نظامی باشیم، باید به فکر افزایش ظرفیت بقای خودمان و افزایش تاب‌آوری خودمان باشیم.
 
دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی بیان کرد: آمریکا می‌گوید ایران صلح تحمیلی آمریکایی را نمی‌پذیرد، اما باید فضایی ایجاد کنیم که صلح تحمیلی جهانی را بپذیرد؛ این فضا را ما باید از او بگیریم، چون این وضعیت «نه آفند و نه پدافند» یا «جنگ سرد صلح مسلح» هرچقدر طول بکشد، به ضرر ماست.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین