تئاتر خیابانی در دل جنگ
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، در روزهای پرتنش «جنگ رمضان»، وقتی میدانهای نبرد تنها محدود به خطوط مقدم نظامی نبود، جبهههای فرهنگی و تبیینی نیز با شور و حرارتی ویژه فعال شدند. در این میان، موکب جهادی «رضویان» در خراسان جنوبی، با رویکردی نوآورانه و بهرهگیری از نمادهای بصری و هنرهای نمایشی، توانست تجمعات شبانه را به کلاسی برای شناخت دشمن و تقویت روحیه مقاومت تبدیل کند.

در این گزارش، با سیما محمدی، مسئول گروه جهادی رضویان (شهرستان بیرجند)، گفتگو کردهایم تا ابعاد این فعالیتهای تبیینی و روشهای جذب نسل جدید را بررسی کنیم.
تئاتر خیابانی در لحظه بحران
سیما محمدی که تجربه سالیانهای در اردوهای جهادی مناطق مرزی دارد، مسیر فعالیتهای فعلی خود را تداوم همان دغدغهها میداند. او میگوید: «تجربه من از دوران کارشناسی آغاز شد و در سالهای اخیر به همراه همسرم در یک قرارگاه جهادی فعال بودیم؛ من در حوزه فرهنگی و همسرم در اقدامات عمرانی.»
او لحظه آغاز «جنگ رمضان» را با یک واکنش سریع توصیف میکند: «درست در همان روزی که اخبار مربوط به منطقه میناب منتشر شد، من در حال تدریس مجازی بودم. وقتی التهابات مادران و دانشآموزان را در مدرسه دیدم، نتوانستم بیتفاوت بمانم. بلافاصله با هماهنگی بسیج، نیمکتهای مدرسه را به مقابل مسجد منتقل کردیم و تئاتری خیابانی درباره کودکان مدرسه میناب اجرا کردیم. حتی دخترم که کلاس سومی است، دوستانش را برای این برنامه هماهنگ کرد.»
قلابهای بصری
یکی از ویژگیهای بارز فعالیتهای گروه رضویان، استفاده از «نمادهای ملموس» برای انتقال مفاهیم پیچیده سیاسی و نظامی بود. محمدی معتقد است که نمادها مانند قلابهایی عمل میکنند که مخاطب، بهویژه جوانان را جذب میکنند.
او در این باره میگوید: «ما ماکتهای بزرگی از موشکهایی ساختیم که از پایین روشن میشدند و در محل تجمع قرار دادیم تا به مردم روایت کنیم که هر شعار و هر قدم آنها در این میدانها، تبدیل به موشکهایی در قلب دشمن میشود. همچنین پس از شکار پهپادهای اف-۱۷، ماکت پهپادی در ابعاد بسیار بزرگ ساختیم که استقبال زیادی شد.»
کالبدشکافی چهره دشمن
رویکرد تبیینی این گروه جهادی، تنها به نمایش قدرت محدود نشد، بلکه به افشای چهره واقعی دشمن پرداخت. ساخت ماکت یک «عنکبوت سیاه بزرگ» به عنوان نماد «جزیره اپستین» و قرار دادن تصاویر چهرههای متکبر دنیا در اطراف آن، یکی از بحثبرانگیزترین برنامهها بود.
محمدی میگوید: «با این کار، چالش ذهنی ایجاد کردیم تا مردم بپرسند این چیست؟ و سپس روایت کردیم که کسانی که ادعای حقوق بشر دارند، خود درگیر چنین پروندههای تاریکی هستند. حتی برای کودکان، از موشهای کوکی استفاده کردیم و به آنها آموختیم که نماد اسرائیل است؛ چون مانند موش غارت میکند و در لحظه نیاز، خودش را به موشمردگی میزند.»
تبیین به جای جدال
در فضای تجمعات مردمی، مواجهه با دیدگاههای متفاوت اجتنابناپذیر است. محمدی در پاسخ به انتقاداتی که گاهی از سوی جوانان نسبت به نمادهای به کار رفته (مانند تصویر محمدرضا پهلوی در تابوت نمادین آمریکا و اسرائیل) مطرح میشد، رویکردی صبورانه را در پیش گرفت.
او تأکید میکند: «کار ما تبیین است، نه جدال. وقتی جوانی معترض شد، از او سند خواستم و با گفتگو سعی کردم حقیقت را بازگو کنم. نتیجه این بود که همان جوان جذب شد و بعدها خودش برای کمک به کارهای موکب میآمد.»
تمرکز بر کودکان و انیمیشن
بخش قابل توجهی از استراتژی گروه رضویان، تمرکز بر کودکان است. محمدی معتقد است معصومیت کودکان و دعاهای آنها برکت خاصی دارد. او برای جذب کودکان، از ابزارهای مدرن استفاده کرده است: «دنیای امروز، دنیای انیمیشن است. ما ویدئو پروژکتور آوردیم و انیمیشنهای حماسی را پخش میکنیم و در کنار آن، از شخصیتهای طناز و کمدی برای سخنرانی دعوت میکنیم تا والدین نیز در کنار فرزندانشان جذب موکب شوند.»
اثرگذاری این مسیر را میتوان در دلنوشتههای کودکان دید. محمدی با بغض روایت میکند: «دختر کلاس سومی من، متنی نوشت که در آن از درد دل رهبر جدید و فراموش نشدن داغ رهبر شهید گفته بود. اینها نشان میدهد که این فعالیتها مستقیماً بر روح و تفکر نسل جدید اثر میگذارد.»
خستگی شیرین
در پایان، مسئول گروه جهادی رضویان، فعالیتهای شبانه و خستگیهای مفرط خود را که گاه تا ساعت ۲ بامداد ادامه دارد، «معجونی خوشمزه» مینامد. او میگوید: «امروزه همه به دنبال چند برابر کردن سرمایه مالی هستند، اما کار ما سرمایهگذاری برای برکت میهن، هموطنان و جوانی خودمان است. آرامشی که بعد از یک روز سخت با وجدان راحت به دست میآید، هر خستگیای را میشوید.»
انتهای پیام / 122
