روایت اول؛ میدان پنهان سیاست در عصر رسانه
گروه سیاسی دفاعپرس: در جهان جدید، سرعت انتقال اطلاعات به اندازه خودِ اطلاعات اهمیت پیدا کرده است. دیگر مانند گذشته نیست که دولتها بتوانند ساعتها یا روزها صبر کنند تا بیانیه رسمی صادر شود. اکنون چند دقیقه سکوت میتواند به معنای واگذاری میدان روایت باشد. به همین دلیل است که در بسیاری از بحرانها، نخستین توییت، نخستین مصاحبه یا نخستین خبر، گاه بیش از اصل رویداد اثرگذاری پیدا میکند.

در روند مذاکرات میان ایران و آمریکا که با حضور میانجیهای مختلف در جریان بوده، این مسئله بارها دیده شد. دونالد ترامپ بارها پیش از هر موضعگیری رسمی از سوی تهران، روایت خود را از مذاکرات مطرح کرده و تلاش کرده افکار عمومی را در چارچوب مطلوب واشنگتن قرار دهد. حتی برخی رسانههای غربی جزئیات دیدارها، فضای مذاکرات و اختلافات موجود را زودتر از رسانههای داخلی منتشر کردند.
در موضوع سفر قالیباف و عراقچی به قطر نیز همین وضعیت مشاهده شد. پیش از آنکه روایت رسمی و منسجمی در فضای داخلی شکل بگیرد، رسانههای خارجی و منطقهای درباره اهداف سفر، نقش پاکستان در میانجیگری و حتی جزئیات گفتوگوها تحلیل و خبر منتشر کردند. این مسئله صرفاً یک ضعف رسانهای ساده نیست؛ بلکه به نوعی به مدیریت ادراک عمومی بازمیگردد.
البته باید توجه داشت که سکوت یا احتیاط رسانهای همیشه ناشی از ضعف نیست. در بسیاری از مذاکرات حساس، ملاحظات امنیتی و دیپلماتیک اقتضا میکند که اطلاعات محدود و کنترلشده منتشر شود. گاهی نیز تصمیمگیران ترجیح میدهند از ایجاد هیجان زودهنگام یا التهاب سیاسی جلوگیری کنند. این منطق، قابل فهم و حتی در برخی شرایط ضروری است. اما مسئله اینجاست که در عصر رسانههای لحظهای، «خلأ روایت» معمولاً خالی نمیماند؛ بلکه خیلی سریع توسط دیگران پر میشود.
وقتی طرف مقابل زودتر سخن میگوید، عملاً دستور کار رسانهای را تعیین میکند. اگر ترامپ از «پیشرفت مذاکرات» یا «اختلافات جدی» حرف بزند، همان گزاره به محور تحلیل رسانههای جهانی تبدیل میشود؛ حتی اگر بعداً تهران روایت متفاوتی ارائه دهد. در چنین شرایطی، روایت دوم معمولاً در موضع دفاعی قرار میگیرد، چون ذهن مخاطب پیشتر چارچوب اولیه را پذیرفته است.
این مسئله فقط مختص ایران نیست. در بسیاری از بحرانهای جهانی، کشورها تلاش میکنند همزمان با مدیریت میدانی، مدیریت روایت را نیز در اختیار بگیرند. در جنگها، مذاکرات و حتی رقابتهای اقتصادی، نبرد روایتها به اندازه نبرد واقعی اهمیت پیدا کرده است. پژوهشهای مختلف درباره جنگهای رسانهای و عملیاتهای اطلاعاتی نیز نشان میدهد که شبکههای اجتماعی و رسانههای فراملی چگونه میتوانند بر افکار عمومی و حتی تصمیمگیری سیاسی اثر بگذارند.
از سوی دیگر، افکار عمومی داخلی نیز نیازمند احساس «اطلاع داشتن» است. وقتی جامعه اخبار مهم را ابتدا از رسانههای خارجی دریافت میکند، به تدریج این تصور شکل میگیرد که مرکز تولید خبر و تحلیل خارج از کشور قرار دارد. این موضوع در بلندمدت میتواند به کاهش مرجعیت رسانهای داخلی منجر شود؛ مسئلهای که برای هر کشوری یک چالش راهبردی محسوب میشود.
با این حال، راهحل لزوماً انتشار گسترده اطلاعات محرمانه یا ورود به فضای هیجانی رسانهای نیست. آنچه اهمیت دارد، داشتن «روایت فعال» است؛ روایتی که بتواند بدون آسیب به روند مذاکرات یا منافع ملی، چارچوب کلی تحولات را برای افکار عمومی توضیح دهد و اجازه ندهد دیگران ذهن مخاطب را به طور کامل شکل دهند.
امروز سیاست فقط پشت درهای بسته انجام نمیشود؛ بخشی از آن روی صفحه تلفنهای همراه مردم جریان دارد. هر خبر، هر تصویر و هر روایت میتواند بخشی از معادله قدرت باشد. در چنین فضایی، کشوری موفقتر است که علاوه بر مدیریت میدان دیپلماسی، میدان روایت را نیز از دست ندهد.
انتهای پیام/381
