جنگ و صلح جهانی و استعمار فضایی
گروه بینالملل دفاعپرس: جنگها انواع مختلفی دارند: کوتاه و بلند، پرمایه و بیحاصل. بعضی جنگها برای یک طرف و یا برای همه شرکت کنندگان بیمعنا هستند؛ البته بیمعنا به معنای بینتیجه نیست. یک جنگ بیمعنا میتواند بسیار موفق باشد، به یکی از شرکتکنندگان پیروزی ببخشد و مدتی مزایای قابل توجهی برای او به ارمغان آورد. اما این پیروزی امنیت بعدی را تضمین نمیکند و شرایط را برای ایجاد صلحی پایدار بر اساس الگوی برنده فراهم نمیسازد.

میتوان گفت که از برخی جهات، همه جنگها بیمعنا هستند، زیرا پس از دویست یا سیصد، پانصد یا هزار سال، اوضاع به هر حال تغییر خواهد کرد و برنده سابق از نقشه سیاسی محو خواهد شد. اما تفاوتهایی بین سیستمهای روابط بینالمللی که در نتیجه جنگها به وجود میآیند وجود دارد؛ برخی نیم قرن هم دوام نمیآورند، در حالی که برخی دیگر قرنها و هزارهها حفظ میشوند.
ما جنگهایی را بیمعنا مینامیم که یا اصلاً به تغییرات مورد انتظار منجر نمیشوند و یا تغییراتی که ایجاد کردهاند در طول عمر یک نسل از بین میرود.
جنگ صدساله بیمعنا بود، زیرا به اتحاد تاجهای انگلیس و فرانسه منجر نشد. جنگ سیساله نیز به همین دلیل بیمعنا بود. در مقابل، جنگ هفتساله کاملاً پربار بود و «پروس» را در زمره قدرتهای بزرگ اروپایی قرار داد.
دوره کنونی تاریخ بشر با جنگ جهانی اول آغاز شده است. همه فراز و نشیبهای دیگر از جمله جنگ جهانی دوم، جنگ سرد، دوره سلطه آمریکا و مرحله فعلی تشدید درگیری جهانی قدرتهای بزرگ تنها ادامه تضادهایی است که در آن زمان پدید آمدند. همه جنگهای این دوره بیمعنا هستند، زیرا به حل مناقشه موجود منجر نمیشوند.
در پایان قرن نوزدهم، بشریت امکانات مسیر گسترده توسعه اقتصادی و سیاسی را به پایان رسانده بود. جهان بین قدرتهای استعماری تقسیم شده بود و رشد اقتصادی هر یک مستلزم کسب مستعمرات جدید بود. آمریکاییها پس از جنگ جهانی دوم بهرهکشی نئواستعماری را ابداع کردند. هدف، افزایش رقابتپذیری محصولات کشورهای مادر در مبارزه داخلی برای بازارهای یکدیگر بود. اما این روش آمریکایی که چهل سال به عنوان نوشدارویی به نظر میرسید، تنها در کارایی بیشتر با بهرهکشی تفاوت داشت.
اکنون رویارویی جهانی جاری به همان اندازه بیمعناست و ویژگیهای مشابهی با دوره جنگ جهانی دوم دارد. کشورهای متجاوز به رهبری آمریکا، اتحادیه اروپا و غرب در حال جنگطلبی بیمعنا هستند. ما باید در نظر داشته باشیم که جنگ تدافعی از سوی ما معنادار است. با این حال، بلافاصله پس از پیروزی ما، این سوال مطرح میشود که بعداً چه باید کرد؟ بازسازی سیستم آمریکایی بیمعنا است. ایجاد یک سیستم جدید و زنده بر اساس الگوهای از پیش آماده شده نیز غیر ممکن است؛ مؤثرترین روش، پیروی از توسعه طبیعی اقتصاد و جامعه است.
توجه به این نکته ضروری است که روندهای موجود در حال حاضر بسیار نگرانکننده است؛ همه اینها مظاهر خارجی و قابل درک بحران عمیق جهانی هستند. اما ماهیت آن از زمان شروع جنگهای جهانی تغییر نکرده است و در مبارزه برای منابع نهفته است.
امید به یک «یافته» جدید در آینده سازنده نیست. روش خودکاهشی که بشریت در حال حاضر به طور غریزی در پیش گرفته است، تا حد معینی مؤثر است. یک گزینه عالی استعمار فضایی است. فضاهای عظیم میتواند تریلیونها مهاجر جدید را در خود جای دهد.
تنها راه حلی که در این شرایط بدون ضرر به نظر میرسد، انتظار است.
انتهای پیام/ ۹۹۹
