ایرانِ پساجنگ و «موقعیت تازه» در منطقه
گروه سیاسی دفاعپرس _ شایان میرزایی؛ منطقه غرب آسیا طی دو دهه گذشته تقریباً هیچگاه روی ثبات به خود ندیده است. از جنگ عراق و تحولات سوریه گرفته تا بحران یمن، نبرد غزه، تنشهای خلیج فارس و درگیریهای مستقیم میان ایران و اسرائیل، همگی بخشی از یک روند بزرگتر بودهاند؛ روندی که نظم قدیمی منطقه را فرسوده و زمینه شکلگیری موازنهای جدید را فراهم کرده است.

در این میان، ایران یکی از مهمترین بازیگرانی بود که نهتنها تحت تأثیر این تحولات قرار گرفت، بلکه بهتدریج به یکی از عوامل تعیینکننده معادلات منطقهای تبدیل شد. اگر در دهههای گذشته، ایران عمدتاً بهعنوان کشوری در حال دفاع از خود در برابر فشارهای خارجی شناخته میشد، امروز موقعیت آن تغییر کرده و به سطحی رسیده که بسیاری از تحولات منطقه بدون درنظر گرفتن نقش تهران قابل تحلیل نیست.
این همان مسئلهای است که از آن بهعنوان «موقعیت تازه ایران» یاد میشود؛ موقعیتی که حاصل ترکیبی از تحولات میدانی، افزایش توان بازدارندگی، تغییر در رفتار بازیگران منطقهای و شکلگیری نوعی بازآرایی در نظم امنیتی غرب آسیاست. یکی از مهمترین نشانههای این تغییر، عبور تدریجی ایران از وضعیت صرفاً تدافعی به وضعیت اثرگذاری فعال منطقهای است. در سالهای گذشته، بسیاری از بازیگران خارجی تلاش داشتند ایران را در چارچوب سیاست مهار قرار دهند؛ اما تحولات میدانی منطقه، بهویژه درگیریهای اخیر، نشان داد که حذف یا نادیده گرفتن ایران از معادلات امنیتی منطقه عملاً امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، جنگها و تنشهای اخیر نشان دادند که الگوی سنتی قدرت در منطقه نیز دچار تغییر شده است. در گذشته، بسیاری از کشورهای منطقه امنیت خود را صرفاً در پیوند با قدرتهای خارجی تعریف میکردند، اما اکنون نقش بازیگران بومی و محورهای منطقهای افزایش یافته است. همین مسئله، به ایران فرصت داده تا جایگاه خود را در نظم جدید منطقهای تقویت کند. در این چارچوب، مفهوم بازدارندگی نیز معنای تازهای پیدا کرده است چون بازدارندگی ایران دیگر صرفاً مبتنی بر دفاع سرزمینی نیست، بلکه به شبکهای از توانمندیهای منطقهای، ظرفیتهای راهبردی و قدرت اثرگذاری سیاسی و امنیتی گره خورده است. همین مسئله باعث شده ایران در بسیاری از تحولات منطقه، از موقعیت واکنشی صرف خارج شود و به بازیگری با قدرت تعیینکنندگی بیشتر تبدیل شود.
مسائل نظامی و امنیتی نیز یکی دیگر از ابعاد «موقعیت تازه ایران»، افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی کشور در معادلات جهانی است. جهان امروز در حال عبور از نظم تکقطبی و حرکت بهسوی نوعی چندقطبیسازی است. رقابت قدرتهای بزرگ، بحران انرژی، جنگ اوکراین، تنش در مسیرهای تجاری و افزایش اهمیت کریدورهای منطقهای، باعث شده موقعیت جغرافیایی و راهبردی ایران بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
ایران اکنون در نقطه اتصال چندین مسیر مهم ژئوپلیتیکی قرار دارد؛ از خلیج فارس و دریای عمان گرفته تا آسیای مرکزی، قفقاز و مسیرهای ترانزیتی شرق به غرب. همین مسئله، ظرفیت تازهای برای ایفای نقش منطقهای و حتی فرامنطقهای ایجاد کرده است. در واقع، موقعیت تازه ایران فقط محصول تحولات نظامی نیست، بلکه ناشی از تغییرات بزرگتر در ساختار قدرت جهانی نیز هست اما این موقعیت تازه، صرفاً یک فرصت نیست؛ بلکه همزمان مسئولیتها و چالشهای جدیدی نیز ایجاد میکند. کشوری که جایگاه منطقهای بالاتری پیدا میکند، ناگزیر باید توان حکمرانی، مدیریت بحران و انسجام داخلی خود را نیز ارتقا دهد. به همین دلیل، پیوند میان سیاست داخلی و سیاست منطقهای بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.
البته مسئله وحدت ملی و بازسازی اقتصادی هم به بخشی از قدرت منطقهای ایران تبدیل میشود. کشوری که از درون دچار فرسایش اقتصادی یا شکاف اجتماعی باشد، حتی اگر از توان نظامی بالایی برخوردار باشد، در بلندمدت قدرت منطقهای پایداری نخواهد داشت. بنابراین، «موقعیت تازه ایران» فقط با قدرت سخت تعریف نمیشود، بلکه به میزان ثبات داخلی، انسجام اجتماعی و کارآمدی حکمرانی نیز وابسته است.
همچنین تحولات اخیر نشان دادند که جنگهای منطقهای نیز وارد مرحله جدیدی شدهاند. درگیریهای امروز صرفاً محدود به نبرد کلاسیک نیستند، بلکه ترکیبی از جنگ نظامی، جنگ سایبری، عملیات روانی، نبرد رسانهای و فشار اقتصادیاند. همین مسئله باعث شده مفهوم قدرت در منطقه پیچیدهتر شود و کشورها برای حفظ موقعیت خود، ناچار به استفاده همزمان از ابزارهای مختلف باشند لذا ایران تلاش کرده علاوه بر حفظ قدرت بازدارندگی، در حوزه روایتسازی سیاسی و مدیریت افکار عمومی منطقه نیز نقش فعالتری ایفا کند. این مسئله بهویژه پس از جنگها و بحرانهای اخیر، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در واقع، بخشی از «موقعیت تازه ایران» به توان کشور در اثرگذاری بر افکار عمومی منطقه و تبدیل شدن به یکی از بازیگران اصلی روایتهای سیاسی غرب آسیا بازمیگردد.
علاوه بر این تحولات منطقهای باعث تغییر نگاه برخی کشورهای همسایه به ایران نیز شده است. روندهای اخیر نشان میدهد که بسیاری از بازیگران منطقه، حتی در صورت اختلافنظر با تهران، دیگر نمیتوانند نقش ایران را نادیده بگیرند. همین مسئله باعث شده نوعی واقعگرایی جدید در تعاملات منطقهای شکل بگیرد؛ واقعگراییای که مبتنی بر پذیرش وزن ژئوپلیتیکی ایران در معادلات غرب آسیاست.
همزمان، افزایش تنش میان قدرتهای جهانی نیز بر موقعیت ایران اثر گذاشته است. رقابت آمریکا، چین و روسیه، بحران انرژی و تحولات ژئوپلیتیکی جدید، موجب شده کشورهای منطقه اهمیت بیشتری در معادلات جهانی پیدا کنند. ایران نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی، ظرفیت انرژی و نقش منطقهای خود، بخشی از این رقابت بزرگتر شده است با این حال، حفظ و تثبیت این موقعیت تازه، نیازمند عبور موفق از چند چالش اساسی است. نخستین چالش، مسئله اقتصاد و بازسازی داخلی است. قدرت منطقهای بدون پشتوانه اقتصادی پایدار، در بلندمدت فرسوده خواهد شد. دومین چالش، حفظ انسجام اجتماعی و جلوگیری از فرسایش داخلی است. تجربه بسیاری از قدرتهای منطقهای نشان داده که شکاف داخلی میتواند مهمترین عامل تضعیف موقعیت خارجی کشورها باشد.
چالش سوم نیز مربوط به مدیریت هوشمند تنشهاست. هرچه جایگاه منطقهای ایران افزایش پیدا کند، حساسیت و فشار بازیگران رقیب نیز بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، سیاست خارجی ایران در دوره جدید نیازمند ترکیبی از بازدارندگی، انعطاف دیپلماتیک و مدیریت دقیق بحرانهاست که اشاره آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به ضرورت «توجه هوشمندانه و انقلابی به موقعیت تازه ایران در منطقه و جهان» دارای معنای مهمی است. این عبارت نشان میدهد که از نگاه موجود، کشور وارد مرحلهای شده که نیازمند بازتعریف رفتار سیاسی، اقتصادی و حتی حکمرانی داخلی متناسب با سطح جدید قدرت و مسئولیت منطقهای است.
بنابراین ایرانِ امروز دیگر صرفاً کشوری در حال مقاومت نیست، بلکه بازیگری است که باید بتواند موقعیت تازه خود را تثبیت و مدیریت کند. این مسئله، هم فرصتهای جدیدی برای کشور ایجاد میکند و هم سطح انتظارات از حکمرانی را افزایش میدهد؛ اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا ایران در معادلات منطقهای اثرگذار است یا نه؛ بلکه مسئله این است که آیا کشور میتواند این موقعیت تازه را به یک قدرت پایدار و باثبات تبدیل کند یا خیر. پاسخ به این پرسش، تا حد زیادی به توان ایران در پیوند دادن قدرت منطقهای با ثبات داخلی، بازسازی اقتصادی و مدیریت هوشمند تحولات آینده بستگی خواهد داشت.
انتهای پیام/381
