شهادت برایش از عسل شیرینتر بود
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، پدر شهید «علیرضا مهرپور»، ناوبانیکم کمیسر دریاییِ شهدای ناو «دنا» که در جریان حمله موشکی اسرائیل به سریلانکا به شهادت رسید، از روزهای پس از اعلام خبر شهادت پسرش، خاطراتی از مهربانی، ایثار و عشق وی به شهادت در راه خدا روایت کرد. وی با اشاره به اینکه «درد از دست دادن عزیزترین فرد زندگی، غیرقابل توصیف است»، ثبتنام خود را در طرح «جانفدا» برای پاسداشت خون پسرش دانست.

تهتغاری خانواده و افسر تدارکات ناو دنا
علیرضا مهرپور متولد دوم تیرماه ۱۳۸۲، تهتغاری خانوادهای کمجمعیت و متدین بود که از کودکی مورد توجه ویژه آموزشی و تربیتی والدین قرار داشت. پدر شهید با افتخار میگوید: «علیرضا در بهترین کلاسها تحصیل کرد و با تلاش مستمر، موفق شد با معدل ۱۹ در دانشگاه افسری، لیسانس مدیریت بگیرد و به عنوان افسر تدارکات در ناو دنا خدمت کند.»
وی افزود: «من خود راننده کامیون هستم و بارها سختیهای نظامی بودن را برایش شرح دادم، اما او با ارادهای قاطع و عشق زیاد اعلام کرد که از این راه نمیترسد و آماده تحمل سختیهاست. جدایی از او پس از ۱۸ سال، برای ما دشوار بود، اما او با روحیهای ورزشکار و خانوادهدوست، همیشه باعث برکت و شادی در خانه ما بود.»
فهم و درک مردی با تجربه صد ساله
پدر شهید مهرپور به جایگاه معنوی پسرش در خانواده اشاره کرد و گفت: «رابطه ما فراتر از یک پدر و فرزند ساده بود؛ گاهی حس میکردم مانند برادرم در کنارم است. علیرضا اگرچه جوان بود، اما چنین فهم، درک و صبوری داشت که گویی تجربه یک پیرمرد با تجربه در وجودش نهفته است.»
وی با اشاره به ادب و احترام ویژه پسرش به والدین گفت: «علیرضا در کارهای خانه به مادرش کمک میکرد و همیشه با دستبوس و مهربان با ما بود. حتی در اوج ناراحتیها نیز صبور بود. اخلاق پسندیده او آنچنان تأثیرگذار بود که پس از شهادتش، غم شهادت او شهر را در سوگ نشاند و دوستانش از دل بزرگش یاد میکنند.»

داوطلب اعزام جبهه با این بهانه که "برای رزمایش میرویم"
شهید مهرپور از اعضای فعال بسیج در حوزه ۳۵۵ رباطکریم و پایگاه علیابنابیطالب (ع) بود که پیش از پیوستن به ارتش، در گشتهای محلی فعالیتی داوطلبانه داشت. پدر شهید خاطرهای از زمان جنگ ۱۲ روزه بازگو میکند: «در آن زمان که مادر بیمار بود و نگرانی خانواده بالا گرفته بود، علیرضا داوطلب اعزام به منطقه جنگی شد. او برای اینکه خانواده و مادر بیمارش نگران نشوند، با آرامشبخشی کامل میگفت: "ما برای یک رزمایش میرویم، جای نگرانی نیست. " حتی وقتی عکسهای ناوها میفرستاد، تأکید میکرد که ناوهای کشورهای دیگر نیز آنجا هستند و با اطمینان خاطر بزرگوارند.»
حسرت آخرین وداع و پیام به برادر
علیرضا مهرپور از آبانماه سال گذشته به بندرعباس اعزام شده بود و خانواده به دلیل بیماری مادرش، موفق به بدرقه او نشدند. پدر شهید با حسرت میگوید: «بزرگترین حسرت ما این است که نتوانستیم او را در آخرین سفر ببینیم. علیرضا در پیامی به برادرش نوشته بود که "شهادت برایم از عسل شیرینتر است". او عاشق شهادت در راه خدا بود.»
پدر شهید ادامه داد: «روز ۱۳ اسفندماه، خبر شهادت را از طریق خبرگزاریها شنیدیم. ابتدا امید داشتیم که نام او در لیست مجروحان سریلانکا باشد، اما متأسفانه خبر شهادت تأیید شد. این ۱۵ روز، روزهای ذوب شدن در غم بود. وقتی پیکر مطهرش به ایران بازگشت و روزها در تهران تشییع شد، و سپس به رباطکریم انتقال یافت، دیدیم که مردم با چه شکوه و عظمتی از او تجلیل کردند؛ جمعیتی که پیشتر در این شهر برای تشییع جنازهای دیده نشده بود.»
ثبتنام در طرح جانفدا برای تداوم راه پسر
در پایان این گفتوگو، پدر شهید مهرپور از اقدام اخیر خود برای ثبتنام در «طرح جانفدا» سخن گفت و گفت: «میخواهم انتقام خون پسر عزیزم را از دشمنان بگیرم. این روزها در اضطراب به سر میبریم و مدام در دل میگوییم شاید اشتباهی رخ داده و او جزو شهدا نباشد، چرا که او نور چشم مادر و تنها دلخوشی ما بود. با رفتن او، خانواده ما (پدر، مادر، برادر و خواهر) ویران شدند.»
وی در پایان گفت: «علیرضا نسبت به مسائل جهان اسلام حساس بود و از ظلم علیه مردم بیگناه خشمگین میشد. آرزوی او آزادی قدس شریف و آرامش مظلومان بود. او با وجود مشغلههای دریا، همیشه با جوانان ارتباط داشت و آنان را به پایداری در مسیر انقلاب و ارزشها فرامیخواند.»
انتهای پیام/ 119
