تضمین؛ حلقه مفقوده هر توافق احتمالی با آمریکا
گروه سیاسی دفاعپرس: مذاکرات هستهای و گفتوگوهای میان ایران و آمریکا بعداز شروع آتشبس بار دیگر مسئلهای مهم را در مرکز توجه قرار داده است؛ اینکه آیا توافق احتمالی آینده میتواند از سرنوشتی مشابه برجام در امان بماند؟ پاسخ به این پرسش بیش از هر چیز به موضوع «تضمین» بازمیگردد؛ موضوعی که در زمان انعقاد برجام نیز مورد بحث بود، اما در عمل نتوانست مانع از خروج آمریکا از توافق شود.

در سال ۲۰۱۵، برجام پس از سالها مذاکره میان ایران و قدرتهای جهانی به امضا رسید و به عنوان یکی از مهمترین توافقات دیپلماتیک دهه اخیر شناخته شد. با این حال، تنها سه سال بعد، دولت دونالد ترامپ به صورت یکجانبه از توافق خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران به اجرا گذاشت. این اقدام نه تنها تعهدات آمریکا را زیر سؤال برد، بلکه اعتماد به هرگونه توافق با واشنگتن را نیز به شدت تضعیف کرد.
یکی از مهمترین درسهای برجام این بود که ساختار سیاسی آمریکا امکان تغییر ناگهانی سیاستهای خارجی را فراهم میکند. در حالی که یک رئیسجمهور میتواند توافقی را امضا کند، رئیسجمهور بعدی نیز قادر است با تغییر رویکرد سیاسی، از همان توافق خارج شود. به همین دلیل، صرف اتکا به تعهدات سیاسی دولت مستقر در کاخ سفید نمیتواند برای ایران کافی باشد.
در شرایط کنونی، هرگونه توافق جدید باید دارای تضمینهای عینی، حقوقی و اقتصادی باشد. تضمین حقوقی میتواند از طریق تصویب توافق در نهادهای قانونی آمریکا یا ایجاد سازوکارهایی انجام شود که خروج یکجانبه را برای واشنگتن پرهزینه کند. هرچند تحقق چنین امری به دلیل پیچیدگیهای نظام سیاسی آمریکا دشوار است، اما تلاش برای افزایش سطح تعهدات حقوقی طرف مقابل ضرورتی اجتنابناپذیر به شمار میرود.
در کنار تضمینهای حقوقی، تضمینهای اقتصادی نیز اهمیت ویژهای دارند. تجربه گذشته نشان داد که حتی در دوران اجرای برجام، بسیاری از شرکتها و بانکهای بزرگ بینالمللی به دلیل نگرانی از تحریمهای احتمالی آمریکا، از همکاری گسترده با ایران خودداری میکردند. از این رو، توافق جدید باید به گونهای طراحی شود که ایران بتواند در کوتاهترین زمان ممکن از مزایای اقتصادی آن بهرهمند شود و منافع ملموسی را کسب کند؛ منافعی که در صورت خروج احتمالی آمریکا نیز تا حدی حفظ شوند.
یکی دیگر از الزامات هر توافق احتمالی، پیشبینی سازوکار جبران خسارت است. اگر طرف آمریکایی بار دیگر تعهدات خود را نقض کند یا از توافق خارج شود، باید هزینه مشخصی برای این اقدام پرداخت کند. نبود چنین سازوکاری در برجام موجب شد واشنگتن بدون تحمل هزینه قابل توجه، توافق را ترک کند و در مقابل، ایران با خسارات گسترده اقتصادی و سیاسی مواجه شود.
همچنین، ضروری است که توافق آینده دارای سازوکارهای مرحلهای و متوازن باشد. به عبارت دیگر، اجرای تعهدات ایران باید همزمان با اجرای تعهدات طرف مقابل صورت گیرد و هر مرحله از اقدامات ایران با دریافت امتیازات مشخص و قابل راستیآزمایی همراه باشد. این رویکرد میتواند از تکرار تجربهای جلوگیری کند که در آن بخش مهمی از تعهدات ایران اجرا شد، اما طرف مقابل در عمل نتوانست یا نخواست به تمامی تعهدات خود پایبند بماند.
واقعیت آن است که مسئله اصلی امروز نه صرفاً رسیدن یا نرسیدن به توافق، بلکه دستیابی به توافقی پایدار و قابل اتکاست. تجربه برجام نشان داده که توافق بدون تضمین، بیش از آنکه امنیت و ثبات ایجاد کند، میتواند به افزایش بیاعتمادی و پیچیدهتر شدن بحرانها منجر شود. از این رو، مذاکرهکنندگان ایرانی در هر گفتوگوی احتمالی باید موضوع تضمین را به عنوان یکی از اصلیترین خطوط قرمز خود دنبال کنند.
در نهایت، موفقیت هر توافق جدید با آمریکا نه به تعداد جلسات مذاکره و نه به حجم تعهدات روی کاغذ، بلکه به میزان اطمینان از اجرای پایدار آن بستگی دارد. اگر قرار باشد توافقی منعقد شود که با تغییر رئیسجمهور در واشنگتن دوباره در معرض فروپاشی قرار گیرد، تکرار تجربه برجام دور از انتظار نخواهد بود. به همین دلیل، تضمینهای معتبر و عملیاتی باید به ستون اصلی هر توافق احتمالی آینده تبدیل شوند؛ ستونی که بتواند از منافع ملی ایران در برابر نوسانات سیاسی آمریکا محافظت کند.
انتهای پیام/381
