قهرمانی که در جبهه، نان میپخت و دشمن را میزد
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، در برنامه «صبح بخیر ایران» هفدهم خرداد، حاج فیروز احمدی، معروف به «حاجیفیروز»، روایتی بینظیر از دوران دفاع مقدس ارائه کرد. او که هماکنون به عنوان نانوا، دیدهبان و جانباز جنگ تحمیلی شناخته میشود، داستانی را بازگو کرد که در آن، نانوایی در جبهه، تنها یک شغل نبود، بلکه منبع حیات و روحیهای بود که جان هزاران سرباز را نجات داد.

از نانوایی در خانه تا دیدهبانی در خط مقدم
حاج فیروز احمدی که در محلهخ دروس تهران به دنیا آمد، روستای دهسد از جوانی با شروع غائله کردستان، خط جهاد را آغاز کرد. او که پیش از جنگ نانوایی میکرد، در جبههها به دلیل تخصصش در نانوایی و همچنین هوش و دقت بالا، به یکی از دیدهبانان مورد اعتماد فرماندهان تبدیل شد.
او در عملیاتهای مهمی مانند «بازی دراز»، «والفجر ۲» و «کربلای ۵» حضور داشت. در عملیات والفجر ۲، انگشتان دستش قطع شد و در کربلای ۵ سرش مجروح شد. با وجود این جراحتهای متعدد، او بارها به جبهه بازگشت، زیرا عشق به میهن و هدف، بزرگتر از درد و رنج بود.
او خاطرهای دردناک از حضور برادرانش (فرخ و علی) و دامادش در جبهه دارد. مادرش که شاهد جراحت و دوری دو فرزندش بود، با صبری بینظیر، حتی فرزند سومش را نیز برای دفاع از میهن فرستاد.

نانوایی در جبهه؛ برکتی که جان میبخشید
یکی از جذابترین بخشهای روایت حاجیفیروز، داستان نانوایی در جبهه است. او توضیح داد که در اوایل جنگ، به دلیل کمبود نان و مشکلات لجستیکی، نانوایی در پادگان ابوذر به دست او افتاد.
او با پدرش (که در آن زمان حدود ۶۰ سال داشت) و دو سرباز، یک نانوایی سیار در جبهه راه انداختند. پدرش دو تنور به جبهه آورد و با آموزش به سربازان، نان داغ و تازه پخت.
حاجیفیروز تأکید کرد که نان داغ، کیفیت و برکت خاصی دارد و نونهایی که در نایلون بستهبندی میشوند، ۵۰ درصد کیفیت خود را از دست میدهند. او خاطرنشان کرد که اگر نانوایی حاجیفیروز نبود، بسیاری از سربازان جان نمیگرفتند.
پدرش که در سن ۶۰ سالگی به جبهه آمد، نه تنها نان میپخت، بلکه در عملیاتها نیز حضور داشت و حتی در یک عملیات، با اسلحه و ۲۰۰ فشنگ، در یک منطقه خالی، دشمن را فریب داد تا عملیات انجام شود.
درسهایی از مادران و همسران
حاجیفیروز در این گفتوگو، نقش بینظیر مادران و همسران رزمندگان را برجسته کرد. او گفت: «ما ۲۰ درصد جنگ را انجام دادیم، ۸۰ درصد آن را مادران و همسران ما انجام دادند.»
او خاطرهای از مادر شهیدان جوادنیا را تعریف کرد که پس از شهادت دو فرزندش، حتی فرزند سومش را نیز برای جنگ فرستاد. او گفت: «مادران ما سر تا پای طلا هستند.» او تأکید کرد که همسران رزمندگان، با صبر و گذشت خود، بزرگترین نقش را در پیروزیهای جنگ داشتند.
پس از جنگ؛ بازگشت به نانوا
پس از پایان جنگ، حاجیفیروز به شغل نانوایی خود بازگشت. او که میتوانست پاسدار بماند، ترجیح داد به شغل اصلیاش بازگردد. او هنوز هم هر روز ساعت ۳ صبح بیدار میشود و گاهی پای تنور نانوایی پدر، نان میپزد.
او دانشجو را به مناطق جنگی میبرد تا با روایتهای واقعی جنگ آشنا شوند. او معتقد است که روایتگری مناطق جنگی، یکی از جذابترین کارهایی است که میتوان انجام داد.
آب، گنجی که با جان خریدیم
حاجیفیروز در توصیف سختیهای عملیات «بازی دراز» (که در آن دشمن با جادههای آسفالت شده و امکانات کامل در مقابل ما بود)، از کمبود وحشتناک آب سخن گفت؛ در آن منطقه کوهستانی و بیآبوعلف، تنها ۲۰ لیتر آب برای هشت نفر در طول یک هفته وجود داشت. این آب فقط برای نوشیدن بود و حتی برای شستن دستها نیز استفاده میشد.
او خاطرهای عجیب را تعریف کرد که در روز اول ورود به منطقه، به دلیل تشنگی و گرمای شدید، گروهی از رزمندگان (از جمله خودش) برای خنک شدن به آب زدند. در حالی که لباسهای سفیدشان را میشستند و در آب شنا میکردند، ناگهان خمپارهای به محل برخورد کرد. خوشبختانه اتفاقی نیفتاد و فرمانده گردان به دلیل این کار، آنها را جریمه کرد، اما این لحظات نشاندهنده روحیهای بود که حتی در خطر مرگ، به دنبال شادی و امید بود.

مردم؛ ستون فقرات پیروزی در جنگ رمضان
حاجیفیروز در پاسخ به سوالی درباره حضور خود در جنگ اخیر (رمضان)، تأکید کرد که پیروزی اصلی در این جنگ، حضور مردم بود.
او این حضور را ادامهدهنده راهپیماییهای بزرگ پیش از پیروزی انقلاب (مانند راهپیمایی عید فطر در قیطریه که توسط شهید مفتح شکل گرفت) دانست و گفت: «مردم نشان دادند که حتی در سختترین شرایط، پای این مملکت میایستند و اجازه نمیدهند کمبودی احساس شود.»
نانوایی در جنگ
حاجیفیروز در بخش پایانی گفتوگو، به نقش نان در زندگی رزمندگان و مردم اشاره کرد. او تأکید کرد که نانهایی که با دستهای پاک و زحمتکش پدرش پخته میشد، نه تنها قوت جسم، بلکه نماد سلامتی و برکت بود. او خاطرنشان کرد که حتی در شرایط سخت، مردم انقلابی اجازه ندادند کمبودی در تأمین آب، برق و گاز احساس شود.
او که در ۶۴ سالگی همچنان هر شب به میدان قبا میرود و پرچم میگرداند گفت: «من هنوز خودم را در مسیر دفاع از مملکت میبینم و پرچم را در دست میگیرم.»
بوسه بر دستهای پاک
در پایان گفتوگو، مجری برنامه با احترام فراوان، خواست دستهای زخمی و پینهبسته حاجیفیروز را ببوسد و از او به عنوان نماد دلاوری و ایثار تقدیر کرد. حاجیفیروز نیز با چشمانی اشکآلود، از بوسه بر پیشانیاش استقبال کرد و تأکید کرد تمام موفقیتهای امروز کشور، مدیون دلاوریهای شهدای گرانقدر و ایثارگران است.
روایت حاج فیروز احمدی، نه تنها خاطرهای از جنگ، بلکه درسهایی از مقاومت، امید و عشق به میهن بود. او نشان داد که چگونه یک نانوا، میتواند در خط مقدم جنگ، با نان داغ و آب کم، روحیهای را زنده نگه دارد که امروز به پیروزیهای بزرگ کشور منجر شده است. حاج فیروز احمدی، با روایتی صمیمی و بیپیرایه، تصویری زنده از دوران دفاع مقدس ارائه کرد. او نشان داد که چگونه یک نانوا، میتواند به یک قهرمان تبدیل شود و چگونه عشق به میهن و صبر مادران، میتواند بر سختیهای جنگ غلبه کند.
برنامه «صبح به خیر ایران» شبکه اول با حضور چند مجری در بخش های متنوع صبح گاهی روی آنتن می رود و دارای بخش های متفاوت و متنوعی است. تهیه کننده این برنامه مصطفی مژدهیفر است و مجریان آن، حسام خضری، احمد قدوسی، مفیدی راد، زهرا محمودوند، زهرا رضاپور هستند. همچنین فاطمه مهرابی در بخش پژوهش برنامه، شناسایی و دعوت مهمانان را بر عهده دارد.
انتهای پیام/ 119
