علاجِ یک ملت؛ روایتی از غیرت در جنگی نابرابر از شبکه سوم تلویزیون
گروه فرهنگ دفاعپرس ـ مهدی مقاری؛ در روزهایی که آسمان از آژیرهای ممتد پاره میشد و قلبها با هر خبر «شهادت» میلرزید، شبکه سوم سیما در بحبوحه «جنگ رمضان» دست به حرکتی بیسابقه زد. برنامه «علاج» نه یک مجله تلویزیونی معمولی که خود یک مرهم بود؛ مرهمی بر زخم عمیق غافلگیری و ناامیدی.

نکته درخشان و اثرگذار این برنامه، هوشمندی در انتخاب نام آن بود. «علاج» که از قطعه حماسی محسن چاووشی وام گرفته شده بود، پیش از آنکه یک آهنگ باشد، یک دادِ بیدارباش بود. آن روزها متن آهنگ با تکه های پیکرمان با گیسوان دخترمان، تبدیل به فریاد سربازان گمنام و دعای مادران شد. برنامه تلویزیونی «علاج» دقیقا در چنین فضایی پا به عرصه گذاشت؛ نه برای سرگرمی که برای روایت «ایستادگی».
فضای جنگی آن روزها مملو از شایعات و فضای مجازی آکنده از القای یأس بود. در چنین شرایطی، دیدن برنامهای که بیریا و شجاعانه، اقتدار بازدارندگی و غیرت ملی را فریاد میزد، شبیهِ یک معجزه بود. این برنامه ثابت کرد علاج بحرانهای هویتی، در بازگشت به همان ریشههایی است که چاووشی در ترانهاش به آن اشاره کرد: «مردم علاج در وطن است... این جنگ جنگ تن به تن است».
اگر نگاهی ژورنالیستی به این رویداد رسانهای بیندازیم، باید اذعان کرد که صداوسیما در آن لحظه حساس، فرمول نانوشتهای را کشف کرد: هنر متعهد و انقلابی، اگر بیپرواتر از کلیشهها باشد و به موسیقی روز و تأثیرگذار پناه ببرد، میتواند «میداندار» باشد. برنامه «علاج» نشان داد که رسانه ملی وقتی حرف دل ملت را بزند، به زبانی که دل میپذیرد، دیگر صرفاً یک جعبه جادو نیست، بلکه همان «شیپور جنگ» نیست؛ بلکه فریاد «صلح طلبی از موضع قدرت» است.
امروز که غبار آن جنگ فرو نشسته، یادمان نرود آن شبهای سرد و پرالتهاب را. برنامه «علاج» یک مستند ساده نبود؛ او «تیغ روز جزا» بود در برابر فتنه. مدیونیم تلویزیونی که در آن روزهای سخت، به جای گلهگذاری، علاج وادادگی را با آواز چاووشی و غیرت ملی پیوند زد. پاینده باد آن غیرت و زنده باد یاد آن روزهایی که هنر، سلاح بود.
انتهای پیام/ 121
