امنیت بدون بازدارندگی معنا ندارد
گروه سیاسی دفاعپرس _ شایان میرزایی؛ پس از پایان جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی یکی از مطالبات مهم جمهوری اسلامی ایران این بود که لبنان نیز بخشی از ترتیبات آتشبس باشد و رژیم صهیونیستی حق نداشته باشد حملات خود را علیه این کشور ادامه دهد. این مطالبه صرفاً یک درخواست سیاسی یا دیپلماتیک نبود، بلکه ریشه در یک واقعیت راهبردی داشت؛ واقعیتی که میگوید امنیت منطقهای قابل تفکیک نیست و نمیتوان در نقطهای از منطقه آتش جنگ را خاموش کرد، اما همزمان اجازه داد شعلههای آن در نقطهای دیگر زبانه بکشد.

رفتار اسرائیل در ماههای گذشته بار دیگر نشان داده است که این رژیم آتشبس را نه به عنوان یک تعهد، بلکه به عنوان یک فرصت تاکتیکی میبیند. هرگاه با مقاومت جدی مواجه شده به آتشبس تن داده و هرگاه فرصت یافته بار دیگر به اقدامات تهاجمی روی آورده است. از همین روی اصرار ایران بر توقف تجاوزات علیه لبنان را باید در چارچوب حفظ ثبات منطقه و جلوگیری از بازتولید چرخه بحران تحلیل کرد.
در عرصه روابط بینالملل امنیت بدون بازدارندگی معنا ندارد. تاریخ نشان میدهد کشورها و ملتهایی که در برابر تهدیدات عقبنشینی کردهاند، نهتنها از جنگ دور نشدهاند بلکه با تهدیدات بزرگتری مواجه شدهاند. تجربه توافق مونیخ در سال ۱۹۳۸ و امتیازدهی قدرتهای اروپایی به آلمان نازی نمونهای مشهور از این واقعیت است. تصور آن بود که با عقبنشینی و چشمپوشی از بخشی از مطالبات طرف مقابل میتوان از جنگ جلوگیری کرد، اما نتیجه آن آغاز یکی از بزرگترین جنگهای تاریخ بشر بود.
این قاعده در غرب آسیا نیز بارها تکرار شده است. رژیم صهیونیستی هر زمان احساس کرده هزینهای برای اقدامات خود پرداخت نمیکند، دامنه عملیات و تجاوزات خود را گسترش داده اما در مقابل هرگاه با پاسخ قاطع و بازدارنده روبهرو شده ناچار به عقبنشینی و تجدیدنظر در محاسبات خود شده است؛ بنابراین مسئله اصلی نه جنگطلبی، بلکه جلوگیری از جنگهای بزرگتر از طریق ایجاد بازدارندگی مؤثر است.
برخی تصور میکنند هرگونه واکنش به تجاوز میتواند به گسترش جنگ منجر شود؛ در حالی که در بسیاری از موارد، بیعملی و انفعال عامل اصلی تشدید بحران است. وقتی طرف متجاوز اطمینان پیدا کند که اقداماتش بدون هزینه خواهد بود، طبیعی است که سطح تهدیدات خود را افزایش دهد. به بیان دیگر ترس از جنگ لزوماً مانع جنگ نمیشود؛ گاهی خود به یکی از عوامل شکلگیری آن تبدیل میشود.
لذا از همین منظر هشدارهای ایران درباره ادامه حملات اسرائیل به لبنان را باید بخشی از راهبرد بازدارندگی دانست. پیام این هشدارها روشن است: امنیت منطقه نباید به صورت گزینشی تعریف شود. اگر قرار است آتشبس برقرار باشد، همه طرفها باید به آن پایبند باشند و هیچ بازیگری نباید تصور کند میتواند در سایه سکوت دیگران به تجاوزات خود ادامه دهد.
لبنان امروز صرفاً یک موضوع داخلی یا حتی یک پرونده محدود منطقهای نیست. تحولات این کشور مستقیماً بر موازنه قدرت، ثبات سیاسی و امنیتی غرب آسیا تأثیر میگذارد. هرگونه بیثباتی در لبنان میتواند زمینهساز گسترش تنش به سایر نقاط منطقه شود. از این روی دفاع از ثبات لبنان در واقع دفاع از امنیت جمعی منطقه است.
واقعیت این است که صلح پایدار از مسیر ضعف و انفعال عبور نمیکند. صلح زمانی پایدار میشود که طرف متجاوز بداند هزینه نقض توافقات و تجاوزگری از منافع احتمالی آن بیشتر است. این همان منطقی است که بسیاری از قدرتهای جهان نیز در راهبردهای امنیتی خود دنبال میکنند یعنی حفظ صلح از طریق ایجاد توان بازدارندگی.
امروز نیز اگر رژیم صهیونیستی احساس کند میتواند پس از آتشبس حملات خود را علیه لبنان ادامه دهد و با واکنشی مواجه نشود، نهتنها لبنان بلکه کل منطقه در معرض دور جدیدی از ناامنی قرار خواهد گرفت. اما اگر بداند هرگونه نقض توافق با هزینه همراه خواهد بود، احتمال پایبندی به تعهدات و حفظ ثبات افزایش مییابد.
در نهایت، تجربههای تاریخی و تحولات جاری منطقه یک درس مشترک دارند: جنگطلبی خطرناک است، اما تسلیم شدن در برابر تجاوز نیز امنیتآفرین نیست. ملتها و دولتهایی که برای دفاع از امنیت خود اراده و آمادگی نشان دادهاند، معمولاً توانستهاند از جنگهای بزرگتر جلوگیری کنند. بازدارندگی نه نقطه مقابل صلح، بلکه یکی از مهمترین پیششرطهای آن است به همین جهت تأکید بر توقف تجاوزات علیه لبنان و مقابله با نقض آتشبس، اقدامی در جهت حفظ ثبات و جلوگیری از گسترش بحران در منطقه محسوب میشود.
انتهای پیام/381
