روایت یک انتظار از پشت «پنجرهای در انتهای خیابان»
به گزارش گروه فرهنگ دفاعپرس، کتاب «پنجرهای در انتهای خیابان» به قلم معصومه جواهری و ساره موسایی روایتی مستند و داستانمحور از زندگی شهید مدافع حرم مهران خالدی است که با تمرکز بر روایت همسر شهید، به ابعاد کمتر دیدهشده زندگی خانوادگی، دغدغهها، دلبستگیها و تجربه زیسته خانواده او میپردازد.

«پنجرهای در انتهای خیابان» از نقطه بازگشت شهید از آخرین مأموریتش آغاز میشود و با بهرهگیری از رفتوآمدهای زمانی میان گذشته و حال، مخاطب را با سالهای آشنایی، ازدواج و زندگی مشترک این شهید مدافع حرم همراه میکند. در این روایت، همسر شهید در فضایی آمیخته به انتظار، نگرانی و امید، خاطرات زندگی مشترک را مرور میکند و تصویری از تأثیر حضور و غیابهای ناشی از مأموریتهای جهادی بر زندگی خانواده ارائه میدهد.
نویسندگان برای تدوین این کتاب از خاطرات و روایتهای مستند نزدیکان شهید، از جمله همسر، فرزندان و اطرافیان وی بهره گرفتهاند و تلاش کردهاند تصویری مبتنی بر روایتهای دست اول از زندگی شهید مهران خالدی ارائه کنند.
در بخشی از این کتاب آمده است:
«آنجا همه حاج ناصر صدایش میزدند، یک حاج ناصر میگفتند و صد تا از دهانشان بیرون میجهید. معلوم بود آنجا هم حسابی رگ خواب آدمها را دست گرفته و دل همه را برده. ظهر خودش آمد دنبالم و باز رفت سر کار. از آن به بعد دیگر من و محمدحسین برای رفتن به سر کار و مدرسه سرویس داشتیم. فاطمه هم که خانه بود. غیر از مدرسه اجازه نداشتیم جایی برویم. تمام سهممان از دمشق همان مسیر رفتوآمد مدرسه به خانه و خانه به مدرسه بود. کمکم سعیمان بر عادت کردن به شرایط و خانه داشت نتیجه میداد.»
کتاب «پنجرهای در انتهای خیابان» در قالب روایتی مستند، بخشی از زندگی شهید مهران خالدی و خانواده او را پیش روی مخاطبان قرار داده است.
انتهای پیام/ 161
