سلاحی به نام «داستانسازی»/ چگونه رسانهها درک ما از جهان را تغییر میدهند؟
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، در عصر حاضر، میدان نبرد تنها به تجهیزات نظامی محدود نمیشود و «جنگ شناختی» به یکی از حیاتیترین عرصههای تقابل تبدیل شده است. در این میدان، هر رویداد پیش از آنکه در واقعیت تحلیل شود، در فضای رسانهای معنا مییابد. لیلا وصالی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر هسته پژوهشی سواد رسانهای «سارع»، در گفتوگویی تفصیلی به بررسی اهمیت روایتسازی، نقش رسانهها در جهتدهی به افکار عمومی و تحلیل تجربیات رسانهای ایران در تحولات اخیر پرداخته است.

قدرت «روایت اول» در جنگهای شناختی
لیلا وصالی در تشریح اهمیت روایتسازی تأکید میکند که داشتن «روایت اول» میتواند مانع از گسترش شایعات شود. وی میگوید: روایت اول در واقع بخشی از جنگ شناختی را به خود اختصاص میدهد. در طول جنگ، طرفین تلاش میکنند به محض وقوع یک رویداد، آن را به شکلی که تمایل دارند به مخاطب معرفی کنند.
او با اشاره به اینکه درک مردم جهان لزوماً بر اساس مشاهدات نیست، بلکه تابع تعاریف رسانهای است، میافزاید: «آنچه ما دریافت میکنیم، تنها خود رویداد نیست، بلکه چگونگی روایت شدن آن است. حتی افرادی که در صحنه حضور داشتهاند نیز ممکن است وقایع را مطابق با نوع روایت رسانه باور کنند.» وی در این راستا به اتفاقات دیماه اشاره کرد و گفت: جریانسازی درباره اینکه چه کسی رویدادها را رقم زده و چه عواملی نقش داشتهاند، از طریق روایتهای رسانهای صورت گرفت و برخی روایتها حتی بر واقعیتهای میدانی غلبه کردند.
تفاوت رسانه حرفهای با «کارخانههای روایت»
وصالی در تحلیل تفاوت میان رسانههای مبتنی بر واقعیت و رسانههایی که صرفاً به دنبال ساخت روایت غالب هستند، اشاره میکند که رسانههای معاند برای پیشی گرفتن در «روایت اول»، دقت و راستیآزمایی را فدای سرعت میکنند. وی در این زمینه مثالی از ادعاهای شبکه «منوتو» میزند: در مورد کشتهشدگان دیماه، اعدادی اعلام شد که هیچ سند و مدرکی برای اثبات آنها وجود نداشت. در نهایت مدیر این شبکه اذعان کرد که نتوانستهاند تصور ذهنیِ کشته شدن ۴۵ هزار نفر در ۲۴ ساعت را به مخاطب بفروشند.
او تأکید میکند که در چنین مدلهایی، اعداد نه برای سندسازی، بلکه با تکنیک «ادعای آشکار» برای اثرگذاری بر افکار عمومی منتشر میشوند و هدف نهایی، تثبیت روایت خود به عنوان روایت اول است، فارغ از اینکه در واقعیت چه اتفاقی افتاده است.
وظیفه نهادهای رسمی در پر کردن خلأ اطلاعاتی
یکی از چالشهای اصلی در جنگ رسانهای، تأخیر در اطلاعرسانی رسمی است. لیلا وصالی معتقد است هرچه انتشار اطلاعات دقیقتر شود، فرصت روایتسازی برای دشمن کمتر میشود. وی میگوید: رسانههایی موفق هستند که بتوانند در زمان مناسب، نیاز اطلاعاتی مردم را برطرف کنند. نهادهایی مانند سازمان پزشکی قانونی، مراکز درمانی و نیروی انتظامی وظیفه دارند اطلاعاتی را که خطری برای کشور ایجاد نمیکند، سریعتر در اختیار رسانهها قرار دهند.
او هشدار داد که تأخیر در اطلاعرسانی، فرصتی طلایی برای رسانههای معاند ایجاد میکند تا تصویر ذهنی منفی خلق کنند. وی افزود: برخی جوانان با باور روایات جعلی، حمله آمریکا به کشور را یک "عملیات نجات" تصور کردند؛ این صرفاً بخشی از جنگ ادراکی است که فضای ذهنی مخاطب را اشغال میکند.
تحلیل عملکرد رسانهای ایران در جنگ اخیر
در ارزیابی عملکرد رسانههای داخلی در جنگ اخیر، وصالی معتقد است که پیشرفت قابلتوجهی صورت گرفته است: در جنگ اخیر عملکرد بهتری در زمینه جنگ روایتها داشتیم. اگرچه انتظار داشتیم برخی اطلاعات سریعتر منتشر شود، اما در مجموع اقدامات روایی بهتری صورت گرفت که حتی مورد اذعان رسانههای دشمن نیز قرار گرفت.
او به عنوان نمونههای موفق، به «ویدئوهای لگویی» به دلیل خلاقیت و جذابیت بصری و همچنین «روایتهای انسانی» اشاره کرد. وی میگوید: روایتهایی مانند داستان میکاییل میردورقی، ماکان نصیری و پدر و مادرهایی که بر سر مزار کودکانشان بودند، اثر تکاندهندهای در جهان ایجاد کرد و بر افکار عمومی تأثیر گذاشت.
جادوی ساختار داستانی در پذیرش روایت
در پایان، لیلا وصالی بر اهمیت «داستانگونه» کردن روایتها تأکید کرد و بیان داشت: «زمانی که یک روایت دارای ساختار داستانی باشد، بیشتر بر جان مخاطب مینشیند. درگیری احساسی در روایتهای متنی و تصویری، تأثیرگذاری آنها را افزایش میدهد.» وی خاطرنشان کرد که امروزه بسیاری از مردم جهان، ایران را به دلیل همین روایتهای مقاومتی، نماد ایستادگی در برابر ظلم و استثمار میبینند.
انتهای پیام/ 119
