یادداشت/

«میثم تمار»؛ استثنایی در مسیر بندگی و بصیرت

میثم تمار یک استثنا بود؛ استثنایی در بندگی، شجاعت، علم و شهادت و شاید به همین دلیل است که نامش در تاریخ تشیع جاودان ماند، در حالیکه هزاران عابدِ بی‌موضع، فراموش شدند.
کد خبر: ۸۳۹۹۵۸
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۲ - 09June 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- حجت‌الاسلام والمسلمین «موسی سلیمانی» جانشین نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه امام رضا علیه‌السلام؛ در میان انبوه یاران و راویان صدر اسلام، نام میثم تمار، چون نگینی درخشان می‌درخشد؛ نه به خاطر عبادت‌های شبانه‌روزی یا زهدِ صرف، بلکه به دلیل موضع‌گیری سیاسی ماندگار و شجاعت کم‌نظیری که از او یک استثنا ساخت. 

میثم تمار

میثم از خرمافروشان (تمار) کوفه بود، اما آغازش چندان درخشان نبود: برده بود. در جامعه‌ای که نسب و قبیله معیار ارزش بود، او نه نسب عربی داشت و نه جایگاه اجتماعی. اما امیرالمؤمنین علی (ع) او را خرید، آزاد کرد و به مقامی رساند که محققان او را از حواریون امام می‌دانند. این نخستین استثناست: کسی که از قعر بردگی به قله قرب امامی می‌رسد که خود فرمود «من شهر علمم». 

میثم صاحب علم بلایا و منایا شمرده می‌شد؛ علمی که از بلا‌ها و مرگ‌ها خبر می‌دهد. او شهادت امام حسین (ع)، مرگ معاویه، دستگیری و شهادت خودش، و حتی آزادی مختار را پیش‌گویی کرد. اینها را نه از فرشته، که از زبان علی (ع) آموخته بود. استثنا اینجاست که او نه پیامبر بود نه امام، اما خزانه‌دار علوم غیبیِ امام شد. 

بزرگترین استثنا، اما در لحظه شهادت رقم خورد. ابن‌زیاد به او گفت از علی (ع) بیزاری بجو و دوستی عثمان را اعلام کن. میثم می‌توانست تقیه کند، جان خود را نجات دهد و بعد ادامه دهد. اما او راهی دیگر برگزید. با صراحت گفت علی (ع) خبر داده که دست و پایت را قطع می‌کنند و بر دار می‌آویزن و زبانت را می‌برند. 

ابن‌زیاد برای تکذیب علم غیب امام، دستور داد تنها دست و پاهایش را قطع کنند و بدون بریدن زبان به دارش آویخت. اما میثم بالای دار از فضایل بنی‌هاشم و رسوایی‌های بنی‌امیه گفت و مردم را گرد خود جمع کرد. تا آنجا که عمرو بن حریث از بیم شورش، از ابن‌زیاد خواست زبانش را ببرند. لحظاتی پس از بریدن زبان، به شهادت رسید. 

میثم در تاریخ اسلام نه به خاطر نماز‌های شب یا روزه‌های مستحبی ماندگار شد، بلکه به خاطر موضع‌گیری سیاسی درست و وفاداری به حق. در صدر اسلام، بسیاری ممدوح واقع شدند نه صرفاً به سبب عبادت، که به سبب بصیرت و ایستادگی در برابر طاغوت زمان. میثم نیز نه افراط داشت نه تفریط؛ فقط حقیقت را گفت و بر آن ماند. 

میثم تمار به ما می‌آموزد که بندگی فقط در محراب خلاصه نمی‌شود. گاهی سخت‌ترین عبادت، حرف حق زدن در برابر قدرت باطل است، حتی اگر چوبه دار زیر پایت باشد. او نشان داد که می‌توان از پایین‌ترین جایگاه اجتماعی به بالاترین درجه قرب رسید، به شرط آنکه علم را از امام زمان خود گرفتی و تقیه را کنار زدی و شهادت را بر زندگی ذلت‌بار ترجیح دادی. 

میثم تمار یک استثنا بود؛ استثنایی در بندگی، شجاعت، علم و شهادت و شاید به همین دلیل است که نامش در تاریخ تشیع جاودان ماند، در حالیکه هزاران عابدِ بی‌موضع، فراموش شدند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین