خبرتراپی ترامپ دیگر مانع افزایش قیمت نفت و سقوط بازارهای مالی نمیشود
گروه بینالملل دفاعپرس - محمد رزمجو؛ با نقض چندین باره تفاهمنامه اسلامآباد توسط ارتش تروریستی آمریکا و سرانجام آغاز دور جدید حملات به ایران در ۱۴ روز گذشته، قیمت جهانی نفت بار دیگر شوکهای قیمتی سنگینی را تجربه کرده و شاخص نفت برنت پس از ماهها نوسان، به مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه نزدیک شده است. این پرش قیمتی که ناشی از عدم پیروی کشتیها از فرامین نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای عبور امن از تنگه هرمز و تجدید محاصره دریایی آمریکا بر ایران و همچنین محاصره دریایی اعمال شده از سوی انصارالله یمن بر عربستان سعودی است، موجی از سرخپوشی و سقوط را به بورسهای بزرگ آمریکا و اروپا تحمیل کرده است.

در این میان، دونالد ترامپ با درک خطرات عمیق سیاسی و اقتصادی تورم انرژی، تلاش کرده با بهکارگیری تاکتیک «خبرتراپی»، مانورهای تبلیغاتی و ادعاهای مکرر مبنی بر پیشرفت در مذاکرات یا قریبالوقوع بودن پایان جنگ، از جهش بیشتر قیمت سوخت و افت ارزش والاستریت جلوگیری کند. اگرچه اثرگذاری این رویکرد تحت تاثیر واقعیات میدان نظامی بهشدت تضعیف شده است.
طی دو هفته گذشته، بازارهای انرژی و سرمایهگذاری تحت فشار موج جدید حملات متوالی قرار گرفتهاند و قیمت نفت برنت که پس از کاهش نسبی در اوایل ماه به محدوده ۷۱ تا ۷۸ دلار رسیده بود، طی یک هفته اخیر با جهشهای متوالی ۸ تا ۱۰ درصدی مواجه شد و تا مرز ۱۰۰ دلار صعود کرد.
همزمان در بازار سهام، شاخصهای اصلی والاستریت از جمله شاخص اساندپی ۵۰۰ (S&P ۵۰۰) و داو جونز (Dow Jones) همراه با بورسهای اروپایی نظیر شاخص بورس آلمان (DAX) و شاخص کک ۴۰ (CAC ۴۰) فرانسه افتهای سنگینی را تجربه کردند و ریسکگریزی سرمایهگذاران موجب شد بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا به محدوده بالای ۴.۵ درصد افزایش یابد، چرا که والاستریت بیم آن دارد که افزایش مجدد قیمت انرژی، بانکهای مرکزی را از کاهش نرخ بهره بازدارد و خطر رکود تورمی را در اقتصادهای غربی تقویت کند.
بررسی الگوی رفتاری و پستهای ترامپ در شبکه اجتماعی تروث و مصاحبههای حاشیه اجلاسها طی هفتههای اخیر نشان میدهد که کاخ سفید استراتژی فعال «مدیریت انتظارات بازار» را دنبال کرده و ترامپ بارها تلاش کرده با استفاده از ابزارهای کلامی، اثر شوکهای نظامی را خنثی کند. هر زمان که قیمت نفت به دلیل درگیری در تنگه هرمز اوج گرفته، ترامپ با مطرح کردن مهلتهای چندروزه برای توافق یا وجود طرحی ویژه برای کاهش قیمتها، بازار را برای کوتاهمدت آرام کرده است.

حتی تنها چند روز پس از آنکه او تفاهمنامه اسلامآباد را «تمامشده» خواند و موجب جهش ۶ درصدی قیمت نفت شد، بلافاصله اعلام کرد که در صورت تمایل طرفین، درها برای گفتوگو کاملا بسته نیست تا جلوی صعود نفت به بالای ۱۱۰ دلار را بگیرد. همچنین، ترامپ با اعلام اینکه افزایش قیمت بنزین موقتی است و پس از پایان عملیات بهسرعت سقوط خواهد کرد، تلاش کرد از ریزش سهام شرکتهای بزرگ فناوری و مصرفی در بورس جلوگیری کند، اما واقعیت بازار نشان میدهد که ظرفیت اثرگذاری خبرتراپیهای ترامپی به انتهای خود رسیده، چرا که الگوریتمهای معاملاتی اکنون بیش از پروندههای دیپلماتیک، به حجم واقعی نفت ترانزیتی و ضریب ریسک بیمه نفتکشها واکنش نشان میدهند.
از منظر اقتصادی، افزایش نرخ نفت به بالای ۹۵ تا ۱۰۰ دلار هزینههای حملونقل و تولید را در سطح جهان بالا برده و زنجیره تامین غذایی و صنعتی را تحت فشار قرار داده است که این امر احتمال تداوم نرخهای بهره بالا توسط فدرال رزرو و بانک مرکزی اروپا را دوچندان میکند.
از بعد بینالمللی نیز جهش قیمت انرژی فشار دیپلماتیک شدیدی از سوی کشورهای واردکننده نفت در آسیا نظیر چین، هند و ژاپن و همچنین متحدان اروپایی بر واشنگتن وارد کرده و هشدارهای صریح سازمانهای بینالمللی انرژی درباره ریزش ذخایر استراتژیک نفت به پایینترین حد خود در چند دهه اخیر، دست آمریکا را برای مانور نظامی بدون عواقب شدید اقتصادی بسته است.
در نهایت از منظر سیاسی، برای ترامپ، بورس والاستریت و قیمت بنزین دو شاخص اصلی سنجش موفقیت اقتصادی محسوب میشوند و بازگشت نفت به محدوده سه رقمی و قرمزی مداوم تابلوهای بورس، روایت او مبنی بر قدرتنمایی بدون هزینه اقتصادی را مخدوش میکند. از این رو، استراتژی خبرتراپی و مانور روی اخبار مذاکره بیش از آنکه یک ابزار دیپلماتیک واقعی باشد، یک سد دفاعی داخلی برای حفظ بازار سرمایه آمریکا در برابر پیامدهای جنگی است که کنترل ابعاد اقتصادی آن روزبهروز سختتر میشود.
انتهای پیام/ ۱۳۴
