راهبرد «تسلیم دشمن» با مقاومت فعال
گروه بینالملل دفاعپرس - سعید شهرابی فراهانی، تحلیلگر ارشد سیاسی، امنیتی، بینالملل حوزه امنیت ملی؛ در هندسه قدرت جهانی، ملتها و دولتها معمولاً در برابر فشارهای خارجی یکی از دو مسیر را انتخاب میکنند؛ یا در برابر تهدیدها و فشارهای دشمن عقبنشینی کرده و به سازش تن میدهند، یا با تکیه بر ظرفیتهای درونی، اراده ملی و مؤلفههای قدرت، معادله را معکوس ساخته و طرف مقابل را ناچار به عقبنشینی میکنند. جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته نشان داده است که راهبرد اصلی آن نه «تسلیم شدن»، بلکه «تسلیم کردن دشمن» از طریق مقاومت فعال، بازدارندگی هوشمند و افزایش قدرت ملی است.

امروز نیز در شرایطی که آمریکا، رژیم صهیونیستی و شبکه نظام سلطه تلاش میکنند با بهرهگیری از فشارهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، رسانهای و روانی، جمهوری اسلامی ایران را به عقبنشینی از اصول و منافع راهبردی خود وادار کنند، پاسخ ملت ایران مبتنی بر همان آموزه تاریخی و تمدنی است که در عاشورای حسینی متجلی شد؛ یعنی ایستادگی در برابر ظلم، حتی در سختترین شرایط.
اساساً ریشه این رویکرد را باید در فرهنگ عاشورا جستوجو کرد. در منطق حسینی، حفظ عزت، استقلال و کرامت جامعه اسلامی بر هر مصلحت کوتاهمدت دیگری مقدم است. قیام امام حسین (ع) صرفاً یک رخداد تاریخی نبود، بلکه یک مکتب تمدنساز بود که به ملتها آموخت میان «زندگی با عزت» و «بقای همراه با ذلت»، راه نخست را انتخاب کنند. به همین دلیل است که فرهنگ مقاومت در جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک راهبرد سیاسی نیست، بلکه یک باور عمیق فرهنگی و اعتقادی محسوب میشود.
در چنین چارچوبی، دشمنان ایران طی سالهای اخیر تصور میکردند که مجموعهای از تحریمهای بیسابقه، فشارهای اقتصادی، عملیات روانی گسترده و جنگ ترکیبی میتواند اراده ملی ایرانیان را درهم بشکند. اما واقعیتهای میدانی نشان داد که این محاسبه از ابتدا با خطای راهبردی همراه بوده است. هرچند فشارها هزینههایی را بر کشور تحمیل کردهاند، اما نتوانستهاند اهداف اصلی طراحان خود را محقق سازند. دلیل این مسئله آن است که قدرت ملی ایران صرفاً به مؤلفههای اقتصادی محدود نمیشود، بلکه بر پایه سرمایه اجتماعی، هویت دینی، عمق راهبردی منطقهای، توان دفاعی و انسجام ملی نیز استوار است.
امروز مفهوم بازدارندگی در جمهوری اسلامی ایران از مرحله «دفاع صرف» عبور کرده و به سطح «وادارسازی دشمن» نزدیک شده است. به عبارت دیگر، ایران تلاش میکند نه تنها از تهدیدات جلوگیری کند، بلکه هزینه اقدامات خصمانه را برای دشمن به اندازهای افزایش دهد که او ناچار به تغییر رفتار شود. این همان راهبردی است که طی سالهای اخیر در حوزههای مختلف امنیتی، نظامی و منطقهای قابل مشاهده بوده است.
در این میان، نقش رهبری انقلاب اسلامی در حفظ انسجام ملی و هدایت راهبردی کشور از اهمیت ویژهای برخوردار است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند یکی از مهمترین عوامل ناکامی پروژههای فشار حداکثری علیه ایران، وجود یک رهبری مبتنی بر گفتمان مقاومت و استقلال بوده است. این رویکرد که از سوی رهبر انقلاب بارها مورد تأکید قرار گرفته، بر این اصل استوار است که هرگونه عقبنشینی در برابر زیادهخواهی دشمن نه تنها موجب کاهش فشارها نمیشود، بلکه زمینهساز مطالبات و تهدیدات بیشتر خواهد شد.
از منظر راهبردی، دشمنان ایران به خوبی میدانند که جمهوری اسلامی تنها یک بازیگر منطقهای نیست، بلکه حامل یک گفتمان سیاسی و تمدنی است که میتواند بر معادلات فراتر از مرزهای جغرافیایی اثر بگذارد. به همین دلیل، هدف اصلی آنان صرفاً محدودسازی توانمندیهای ایران نیست، بلکه تلاش برای تضعیف الگوی مقاومت و استقلالخواهی است. با این حال، تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که هرچه فشارها افزایش یافته، ظرفیتهای جدیدی از قدرت ملی نیز در ایران شکل گرفته است.
نکته مهم آن است که «تسلیم کردن دشمن» الزاماً به معنای پیروزی نظامی نیست. در ادبیات راهبردی، زمانی میتوان از موفقیت سخن گفت که طرف مقابل نتواند اهداف خود را محقق سازد و ناچار به پذیرش واقعیتهای جدید شود. بر همین اساس، اگر دشمن با صرف هزینههای سنگین سیاسی، اقتصادی و امنیتی نتواند اراده خود را بر ملت ایران تحمیل کند، در حقیقت با یک شکست راهبردی مواجه شده است؛ حتی اگر جنگی رخ نداده باشد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، حفظ وحدت ملی، تقویت توان داخلی، ارتقای سرمایه اجتماعی، افزایش قدرت اقتصادی و استمرار روحیه مقاومت، مهمترین مؤلفههای پیروزی در نبرد ارادهها محسوب میشوند.
در چنین شرایطی، ملت ایران با الهام از مکتب عاشورا و تجربه تاریخی خود، نشان داده است که نه تنها تسلیم فشارهای دشمن نخواهد شد، بلکه با تکیه بر ایمان، آگاهی و اقتدار ملی، معادلات را به سود خود تغییر خواهد داد.
جمعبندی نهایی آن است که «تسلیم دشمن نمیشویم، دشمن را تسلیم میکنیم» صرفاً یک شعار سیاسی نیست؛ بلکه بیانگر یک دکترین راهبردی مبتنی بر فرهنگ عاشورا، اراده ملی، استقلالخواهی و مقاومت فعال است. دکترینی که ریشه در مکتب امام حسین (ع) دارد و در گفتمان انقلاب اسلامی و رهبری آیتالله خامنهای به عنوان نماد ایستادگی در برابر سلطه و زیادهخواهی قدرتهای خارجی متجلی شده است.
انتهای پیام/ ۱۳۴
