یادداشت/

چرا فریاد «خون‌خواهی» هنوز به عنوان «موج اجتماعی» در استان یزد نمود پیدا نکرده؟!

«وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا»؛ بر اساس این آیه کریمه، «خون‌خواهی مظلوم» در منطق قرآن، یک حق و یک مسئولیت اجتماعی است، نه صرفاً یک احساس.
کد خبر: ۸۴۰۹۴۲
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۸ - 13June 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «هادی امامی» دانش‌آموخته کارشناسی ارشد ارتباطات اجتماعی و رسانه و کارشناسی علوم سیاسی؛ «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا»؛ بر اساس این آیه کریمه، «خون‌خواهی مظلوم» در منطق قرآن، یک حق و یک مسئولیت اجتماعی است، نه صرفاً یک احساس.

دفاع پرس یزد

پس از گذشت بیش از یکصد شب از تجمعات مردمی با عنوان «خون‌خواهی قائدِ شهید امت» و سایر شهدای جنگ تحمیلی رمضان، باید از همه نهادها، هیئات مذهبی، بسیجیان، رسانه‌ها، به‌ویژه صدا و سیما و مجموعه‌هایی که این حرکت بی‌نظیر را زنده نگه داشته‌اند، با تمام وجود قدردانی کرد؛ اما قدردانی، جای نقد دلسوزانه را نمی‌گیرد.

رهبر معظم انقلاب در پیام ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ بار دیگر بر «حضور پرشور مردم در میدان و استمرار مطالبه خون‌خواهی» تأکید کردند. پرسش اینجاست: اگر این مطالبه تا این اندازه راهبردی است، چرا همچنان نیازمند تکرار است؟!

در علوم ارتباطات و عملیات روانی، زمانی که یک پیام راهبردی بار‌ها تکرار می‌شود؛ اما به «موج اجتماعی فراگیر» تبدیل نمی‌شود، باید عملکرد «سامانه‌های واسط» را بررسی کرد؛ همان حلقه‌هایی که وظیفه تبدیل پیام به نماد، احساس، مشارکت و کنش اجتماعی را بر عهده دارند.

 واقعیت این است که بخش قابل توجهی از برنامه‌های میدانی، گرفتار یکنواختی شده‌اند. میدان «خون‌خواهی» بیش از آن‌که به یک رویداد حماسی و تصویرساز تبدیل شود، در برخی شب‌ها به یک قالب قابل پیش‌بینی فروکاسته شده است. در حالی که جوان امروز با نماد، روایت، هیجان، مشارکت و تجربه جمعی ارتباط برقرار می‌کند.

سئوال افکار عمومی از شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان یزد، سازمان فرهنگی شهرداری یزد، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی یزد، قرارگاه‌جهاد تبیین یزد، رده‌های مختلف بسیج مردمی سپاه الغدیر یزد و سایر متولیان این است:

چرا پس از گذشت بیش از یکصد شب، هنوز پرچم‌های سرخ خون‌خواهی به‌عنوان یکی از مؤثرترین نماد‌های رسانه‌ای میدان، به‌صورت گسترده سازماندهی نشده‌اند

چرا از ظرفیت خیّرین، هنرمندان، متخصصان رسانه، طراحان عملیات فرهنگی و کارشناسان افکار عمومی و حتی ظرفیت بی‌بدیل خادمیاران رضوی متخصص امر و برگزاری مسابقات فاخر جذاب و ... برای ارتقای جذابیت این اجتماعات استفاده نمی‌شود؟!

کاهش نسبی حضور جوانان نسبت به روز‌های آغازین، یک هشدار است؛ نه برای مردم، بلکه برای مدیران میدان. در مهندسی افکار عمومی، هیچ سرمایه‌ای خطرناک‌تر از «عادی شدن یک رویداد بزرگ» نیست.

اگر «خون‌خواهی» یک مأموریت تاریخی است، باید در میدان نیز با منطق یک مأموریت تاریخی مدیریت شود؛ با نمادسازی، روایت‌پردازی، مشارکت‌سازی و خلق هیجان اجتماعی.

پیام روشن است: مردم «حسینیه ایران» همچنان پای کارند؛ اما میدان، بیش از گذشته به بازآفرینی، خلاقیت و جسارت رسانه‌ای نیاز دارد.

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین