چرا رزمندهها بدون عاشورا نمیتوانستند بجنگند؟
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس- حمید بناء، پژوهشگر و نویسنده ادبیات پایداری؛ استقرار تیپها و لشکرها در خطوط عملیاتی و پدافندی یکی از مأموریتهای همیشگی آنها در دوران دفاعمقدس بهحساب میآمد. حتماً شما هم در فیلمها و عکسهای بهجامانده از آن دوران صحنههایی را دیدهاید که رزمندهها در چادرها یا سنگرهای نهچندان بزرگ خودشان مستقر هستند. زندگی در شرایط جنگی آن روزها دشواریها، پیچیدگیها و قواعد خاص خودش را داشت.

رزمندهها با کمترین امکانات رفاهی روزگارشان را سپری مینمودند. آب شرب و شستشو با تانکر تأمین میشد و برای روشنایی در بهترین حالت از موتور برق استفاده میکردند. البتّه مقرهای اینچنینی در جبهههای مختلف باتوجه به «عوارض جغرافیایی زمین»، «آبوهوا» و «مدّت حضور» ویژگیهای متفاوتی داشت. با اینحال یک عنصر در همۀ آنها ثابت بود؛ برپایی حسینه و نمازخانه.
حسینیه و نمازخانه؛ قلب تپنده جبههها
حسینیه و نمازخانه نقش مهم و موثری در زندگی و رزمندگی بچههای جنگ ایفا میکرد و ادارۀ آن عمدتاً برعهدۀ نیروهای واحد تبلیغات بود. تبلیغاتچیها در زمان جنگ وظایف و مأموریتهای متعددی داشتند که یکی از آن موارد تقویت روحیۀ رزمندهها با طراحی و اجرای برنامههای فرهنگی و مذهبی بهشمار میرفت. بیتردید بخش عمدهای از مقدس شدن جنگ تحمیلی عراق به ایران را باید محصول و نتیجۀ فعالیتها و اقدامات واحدهای تبلیغات در جبهه و بیرون جبهه بدانیم.
آنها پیش از ورود یگانهای رزمی خودشان را محل استقرار گردانها و لشکرها میرساندند تا مقدمات لازم برای کارشان را آماده کنند. بعد از اتمام مأموریتهای جنگی هم آخرین واحدی که منطقه را ترک میکرد بچههای تبلیغات بودند. رزمندهها خاطرات فراوانی از اقامۀ نماز، برنامههای فرهنگی و برپایی مجالس وعظ و روضه در روزهای جنگ نقل میکنند. جنگ تعطیلی نداشت به همین دلیل بارها پیش میآمد که رزمندهها ایام خاص سال مثل ماه محرم و ماه رمضان در جبهه باشند.
تبلیغاتچیها؛ روحبخش رزمندگان در خط مقدم
اهمّیت عزاداری و سوگواری دهۀ نخست ماه محرم برای رزمندهها از خود عملیات و انجام مأموریتهای نظامی کمتر نبود. نیروهای واحد تبلیغات هم همواره سعی میکردند اقامۀ عزا حتا در خطمقدّم به بهترین شکل و کیفیت اجرا شود؛ چه با مجلس سخنرانی و روضه در حسینه و چه با راهاندازی دستههای سینهزنی. ذکر نام حضرت اباعبدالله علیهالسلام و بازخوانی تاریخ رشادت و شهادت اصحاب ایشان، رابطۀ مستقیمی با فرهنگ شهادتطلبی و ایستادگی در مقابل ظلم داشت. اصولاً این فرهنگ میراث جاودان شهادت مظلومانۀ امام حسین علیهالسلام است.
شناساندن و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت بدون اتصال قلبها به کربلای حضرت سیدالشهداء علیهالسلام ممکن نیست. به قول شهید سیدمرتضی آوینی: «هر که میخواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند … از باب استعاره نیست اگر عاشورا را قلب تاریخ گفتهاند. زمان هر سال در محرم تجدید میشود و حیات انسان هر بار در سیدالشهدا. نه این حیات دنیایی که جانوران نیز از آن برخوردارند؛ حیاتی که در خور انسان است، حیات طیبه، حیاتی آنسان که امام داشت، زیستنی آنسان که امام زیست». رزمندهها از هر قشری که به جبهه میرفتند، با این فرهنگ به اوج کمال پختگی میرسیدند. چه آنهایی که اهل زهد و پارسایی بودند و چه کسانی که رابطۀ عمیقی هم با دین و دیانت نداشتند.
بدون زیست عاشورایی و روحیۀ شهادتخواهی کسی شجاعت ایستادن مقابل گلولۀ مستقیم دشمن را پیدا نمیکند. بارها نویسندهها و راویان حماسۀ دفاعمقدس خاطرۀ رزمندههایی را برای ما نقل کردهاند که به سادگی از لبخند شیرین فرزندشان گذشتند. مثل آن مردی که در روز واقعه به او خبر دادند فرزندش در مرز ری اسیر شده است. امام حسین علیهالسلام بیعت خویش را از او برداشتند و گفتند برو و فرزندت را نجات بده ولی آن یار باوفای ایشان، حاضر نشد کربلا را ترک کند. دفاعمقدس مردم ایران رونوشت بینقص کربلاست.
هنوز هم مردم با یاد اصحاب و خانوادۀ امام حسین علیهالسلام غم فراق عزیزانشان را تحمّل میکنند. در جنگ سوم تحمیلی هم بارها و بارها دیدیم که پدران و مادران داغدیده، سوز دل خودشان را کماهمیتتر از داغ اهلبیت علیهمالسلام در روز عاشورا برشمردند و افتخار کردند که به قدر تقدیم یک شهید، شبیه آنها شدهاند.
فرصتی برای تقویت روحیه رزمندگان نبرد سوم
حالا که شهرهای ایران جبهۀ دفاعمقدس هستند و مردم رزمندههای این جنگ، هیئتهای مذهبی باید مثل واحدهای تبلیغات روزهای دفاعمقدس اوّل، روحیۀ رزمندهها را تقویت کنند تا راه مقاومت و شهادتطلبی باز بماند. محرّم سال ۱۴۰۵، نباید شبیه محرّمهای گذشته باشد اگر بدانیم و آگاه باشیم که جنگ به وسعت تمام ایران همچنان ادامه دارد. امسال روضهخوانها و منبریها و برپاکنندگان هیئات، در جایگاهی شبیه نیروهای تبلیغات قرار گرفتهاند و باید رزمندههای نبرد سوّم را برای شرکت در عملیات آماده کنند.
امام رفت، اما راه او باقی است
شهید آوینی بعد از پذیرش قطعنامه خطاب به دوکوهه گفت: «اینهمه مغموم مباش دوکوهه. امام رفت، اما راه او باقی است. دیر نیست آن روز که روح تو عالم را تسخیر کند و نام تو و خاک تو و پرچمهایت مظهر عدالتخواهی شوند. دوکوهه، آیا دوست داری که پادگان یاران امام مهدی نیز باشی؟ پس منتظر باش!». انگار تاریخ تکرار شده و دوباره صدای سید شهیدان اهل قلم بهگوش میرسد؛ این همه مغموم نباش ایران، امام خامنهای رفت، امّا راه او باقی است …
به امید آنکه خدا باقیماندۀ عصر غیبت را بر ما ببخشد و هرچه زودتر، عالم طعم شیرین زندگی را با ظهور حضرت منجی عجلاللهتعالیفرجهالشریف بچشد و انسان به روزهای خوب خلقتش برسد.
انتهای پیام/ 119
