دفاع‌پرس گزارش می‌دهد؛

ضیافت ابهام در ژنو و معمای «توافق یک‌ونیم صفحه‌ای» ترامپ و ایران 

اگر آمریکا به دنبال یک توافق آبرومند است، باید از پشت میز پنهان بیرون بیاید، تحریم‌ها را به صورت عملی و قابل راستی‌آزمایی لغو کند و بپذیرد که دوران بنگاه‌چانه‌زنی بر سر حقوق حقه ملت ایران به پایان رسیده است.
کد خبر: ۸۴۱۶۶۳
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۱ - 16June 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس- محمد زرچینی؛ انتشار گزارش‌هایی از سوی شبکه‌های خبری غربی نظیر سی‌ان‌ان مبنی بر برگزاری یک ضیافت شام عجیب و پر از ابهام در ژنو سوئیس، بار دیگر پرده از ماهیت فریبکارانه و بنگاه‌گونه دیپلماسی کاخ سفید برداشت. بر اساس این گزارش‌ها، رهبران اروپایی و غربی که برای درک جزئیات «توافق جدید» دونالد ترامپ با ایران دور هم جمع شده بودند، نه تنها به هیچ ایده مشترکی دست نیافتند، بلکه با کوهی از سردرگمی و ابهام مواجه شدند. این در حالی است که یک روز پس از امضای مجازی و الکترونیکی این سند یک‌ونیم صفحه‌ای توسط ترامپ، هنوز هیچ‌یک از مفاد آن منتشر نشده است. همچنین این رخداد، بیش از آنکه نشان‌دهنده یک دستاورد دیپلماتیک باشد، آیینه تمام‌نمای استیصال غرب، هرج‌ومرج درون‌ساختاری در واشنگتن و تلاش مذبوحانه تیم «ترامپ» و «جی‌دی ونس» برای خلق یک نمایش رسانه‌ای است.

اجلاس گروه هفت

در این گزارش تحلیلی، به کالبدشکافی ابعاد مختلف این «توافق پنهانی»، چرایی سردرگمی متحدان آمریکا و موضع هوشمندانه جمهوری اسلامی ایران در قبال این بازی‌های روانی می‌پردازیم.

کالبدشکافی یک سند؛ چرا متن توافق تنها یک‌ونیم صفحه است؟

نخستین و شاید مهم‌ترین سوالی که سی‌ان‌ان مطرح کردخ، ابعاد فیزیکی و محتوایی این توافق است. چگونه ممکن است توافقی که قرار است روابط دو کشور را در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی تنظیم کند، تنها یک‌ونیم صفحه باشد؟ این حجم از اختصار و هم‌زمان پنهان‌کاری، تنها یک معنا می‌تواند داشته باشد؛ تیم مذاکره‌کننده آمریکایی که با هدایت جی‌دی ونس و در کانال‌های غیررسمی در حال دور زدن ساختار سنتی وزارت خارجه آمریکا بوده، نه تنها نتوانسته است امتیاز قابل‌توجهی از جمهوری اسلامی ایران بگیرد، بلکه احتمالاً مجبور به پذیرش واقعیت‌های میدانی تحمیل‌شده از سوی ایران شده است. پنهان کردن متن یک‌ونیم صفحه‌ای به بهانه «حفظ محرمانگی»، در واقع تلاشی برای خریدن زمان است تا واشنگتن بتواند پیش از افکار عمومی جهان و به‌ویژه پیش از آنکه کارشناسان ایرانی ایرادات حقوقی و فنی آن را استخراج کنند، یک بسته رسانه‌ای آماده‌سازی کند. 

رسوایی اروپا؛ متحدانی که در تاریکی مطلق رها شدند

یکی از خواندنی‌ترین بخش‌های گزارش سی‌ان‌ان، توصیف سردرگمی رهبران اروپایی در ضیافت شام ژنو است؛ سران کشور‌هایی که سال‌هاست خود را شریک استراتژیک واشنگتن می‌دانند و در پرونده ایران نیز همواره سعی در نقش‌آفرینی داشته‌اند، اکنون مانند شاگردانی سرگردان در کلاس درس، به دنبال درک ساده‌ترین مفاد یک توافق هستند. این تصویر، پیامی بسیار راهبردی برای دستگاه دیپلماسی و افکار عمومی ایران دارد.

این سردرگمی ثابت می‌کند که «دیپلماسی پنهان» آمریکا، حتی متحدان درجه یک خود را نیز در محاسباتش لحاظ نمی‌کند. کاخ سفید در دولت ترامپ، اروپا را نه به عنوان یک شریک، بلکه به عنوان یک تماشاچی و در بهترین حالت، یک ابزار برای فشار روانی بر ایران می‌بیند. اروپایی‌ها که روزگاری با ایجاد کانال‌های مالی عجیب و غریبی مانند اینستکس سعی در دور زدن تحریم‌ها داشتند، اکنون در ژنو متوجه شده‌اند که ترامپ و ونس، توافقی را با ایران نهایی کرده‌اند که حتی سایه‌ای از آن را به اروپا نشان نمی‌دهند. این امر بار دیگر آن رویای باطل که «آینده برجام و توافقات احتمالی در گرو حمایت اروپاست» را باطل می‌کند. اروپا در معامله بزرگ و پنهان واشنگتن-تهران، نه تنها نقشی ندارد، بلکه حتی از جزئیات آن نیز بی‌خبر است.

توهم «شفافیت» و بازی رسانه‌ای کاخ سفید

مقام ارشد آمریکایی در این گزارش مدعی شده است که متن یادداشت به‌زودی و با یک یا دو روز تأخیر به نام «شفافیت» منتشر خواهد شد. واژه «شفافیت» در ادبیات سیاسی کاخ سفید، همواره مترادف با «دروغ‌پردازی رسانه‌ای» و «مهندسی افکار عمومی» بوده است. آنها می‌خواهند پیش از آنکه جمهوری اسلامی ایران روایت خود از این توافق را ارائه دهد، با بمباران رسانه‌ای و انتشار یک متن دستکاری‌شده یا ناقص، بر بازار‌های جهانی و افکار عمومی داخل آمریکا تأثیر بگذارند.

تجربه تاریخی به ما آموخته است که امضای الکترونیکی «دونالد ترامپ» هیچ‌گونه اعتبار حقوقی و بین‌المللی (با توجه به بدعهدی های گذشته ایالات متحده آمریکا) ندارد. ترامپ در سال ۲۰۱۸ با همان غرور از برجام خارج شد و آن را «بدترین توافق تاریخ» خواند. اکنون او با یک سند یک‌ونیم صفحه‌ای به میدان آمده است. این سند قرار است چه تضمینی بدهد؟ آیا قرار است رفع تحریم‌ها در همین یک صفحه قید شود؟ جمهوری اسلامی ایران بار‌ها اعلام کرده است که هرگونه توافقی باید «ملموس، قابل راستی‌آزمایی و دارای ضمانت اجرایی» باشد. توافقی که متن آن پنهان است و حتی مقامات دولت ترامپ نیز تفاسیر متفاوتی از آن ارائه می‌دهند، نه یک توافق دیپلماتیک، بلکه یک «قرارداد تبلیغاتی» برای مصرف داخلی در آمریکاست تا «ترامپ» و «جی‌دی ونس» بتوانند خود را به عنوان «معامله‌گران بزرگ» (Dealmakers) به رأی‌دهندگان آمریکایی نشان دهند.

نقش جی‌دی ونس و ساختارشکنی در دیپلماسی آمریکا

حضور «جی‌دی ونس» معاون رئیس‌جمهور، برای امضای رسمی این سند در سوئیس، نشان‌دهنده یک تغییر رویکرد ساختاری در کاخ سفید است. ونس که از منتقدان سرسخت مداخلات سنتی آمریکا در منطقه غرب آسیا است و بیشتر به دنبال رویکرد‌های معامله‌گرانه و پوپولیستی است، احتمالاً مأموریت یافته تا دیپلماسی کلاسیک وزارت خارجه آمریکا را دور بزند. این امر نشان می‌دهد که ساختار بوروکراتیک واشنگتن حتی توانایی مدیریت یک پرونده واحد را ندارد و هر نهادی در دولت آمریکا روایت خود را از این توافق ارائه می‌دهد (همان‌طور که در متن سی‌ان‌ان به تفاسیر متفاوت مقامات ترامپ اشاره شده است).

سی‌ان‌ان با تفسیر وضعیت کلی تفاهمنامه در این زمینه می‌گوید: برای مقامات جمهوری اسلامی ایران، این هرج‌ومرج درون‌ساختاری در واشنگتن، نه مایه خوشحالی است و نه مایه نگرانی؛ بلکه یک «واقعیت عینی» است. ما با یک سیستم یکپارچه و قابل پیش‌بینی طرف نیستیم، بلکه با شبکه‌ای از باند‌های رقیب در کاخ سفید مواجهیم که هر کدام به دنبال منافع حزبی و شخصی خود هستند. بنابراین، تکیه بر امضای هر مقام آمریکایی، از جمله جی‌دی ونس، خطایی استراتژیک است.

 اعتبار یک توافق برای تهران، نه به امضای ونس در ژنو، بلکه به میزان پایبندی عملی آنها در رفع تحریم‌ها و انتقال واقعی منابع مالی بلوکه‌شده ایران بستگی دارد؛ همانطور که بار‌ها رهبر شهید انقلاب اسلامی به این موضوع تاکید داشتند. 

موضع راهبردی جمهوری اسلامی ایران؛ هوشمندی در برابر فریبکاری

در میانه این هیاهوی رسانه‌ای و ضیافت‌های پر ابهام ژنو، موضع جمهوری اسلامی ایران کاملاً روشن، قاطع و مبتنی بر «عزت، حکمت و مصلحت» است. دستگاه دیپلماسی و نهاد‌های تصمیم‌گیر در تهران، به خوبی می‌دانند که برگ برنده ایران در میز مذاکره، «قدرت بازدارندگی نظامی»، «پیشرفت‌های غیرقابل‌انکار هسته‌ای» و «عمق استراتژیک در جبهه مقاومت» است، نه لبخند‌های دیپلماتیک در ژنو.

اگر آمریکا واقعاً به این نتیجه رسیده است که سیاست «فشار حداکثری» شکست خورده و چاره‌ای جز پذیرش شرایط ایران ندارد، باید این عقب‌نشینی را به صورت شفاف و رسمی بپذیرد. پنهان‌کاری در یک سند یک‌ونیم صفحه‌ای، نشانه ضعف است، نه قدرت. جمهوری اسلامی ایران هرگز زیر بار توافقی نخواهد رفت که؛

۱. رفع تحریم‌ها در آن صرفاً روی کاغذ باشد و در عمل توسط بوروکراسی آمریکا مسدود شود.

۲. مسائل دفاعی و موشکی یا نفوذ منطقه‌ای ایران در آن مورد اشاره قرار گیرد.

۳. مکانیسم ماشه و ضمانت‌های خروج یک‌طرفه آمریکا در آن حفظ شود.

اگر این توافق یک‌ونیم صفحه‌ای فاقد این شروط بنیادین باشد، از نظر تهران ارزشی بیش از یک کاغذ پاره نخواهد داشت. تیم مذاکره‌کننده ایرانی به خوبی آگاه است که آمریکا به دنبال «توافق موقت» یا «توافق در ازای توقف موقت» است تا زمان بخرد و فشار اقتصادی را حفظ کند. اما استراتژی ایران، «خنثی‌سازی کامل تحریم‌ها» از طریق تقویت «اقتصاد مقاومتی» و توسعه روابط با شرق (چین و روسیه) است، نه گدایی برای لغو تحریم‌ها در اتاق‌های دربسته سوئیس.

در نهایت، سردرگمی سران غرب در ضیافت شام ژنو و ابهامات پیرامون توافق یک‌ونیم صفحه‌ای ترامپ و ونس، فصل جدیدی از رسوایی دیپلماسی آمریکا را رقم زد. این رویداد به وضوح نشان داد که کاخ سفید نه تنها در مدیریت روابط با جمهوری اسلامی ایران دچار بن‌بست شده است، بلکه حتی در هماهنگی با متحدان اروپایی خود نیز ناتوان است. 

برای جمهوری اسلامی ایران، این حواشی هیچ‌گونه تغییری در اصول بنیادین سیاست خارجی ایجاد نخواهد کرد. ایران اسلامی، با تکیه بر قدرت داخلی و حمایت ملت، مسیر خود را با اقتدار طی می‌کند و اجازه نخواهد داد که بازی‌های روانی و دیپلماسی پنهان کاخ سفید، ذره‌ای در اراده مسئولان نظام خللی ایجاد کند. اگر آمریکا به دنبال یک توافق آبرومند است، باید از پشت میز پنهان بیرون بیاید، تحریم‌ها را به صورت عملی و قابل راستی‌آزمایی لغو کند و بپذیرد که دوران بنگاه‌چانه‌زنی بر سر حقوق حقه ملت ایران به پایان رسیده است؛ تا زمانی که این اتفاق نیفتد، اسرار مگوی یک‌ونیم صفحه‌ای در ژنو، تنها در هاله‌ای از ابهام و بی‌اعتباری باقی خواهد ماند. 

انتهای پیام/281

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین