بیست و پنج سالگی سازمان همکاری شانگهای
گروه بینالملل دفاعپرس: وظیفهای که سازمان همکاری شانگهای در آستانهٔ ربع دوم قرن عمر خود با آن روبروست، کاملاً روشن است: با تکیه بر دستاوردهای حاصلشده و ایجاد یک فضای امنیتی واحد در اوراسیا که بتواند به یکی از ارکان اصلی نظم در حال شکلگیری چندقطبی جهانی تبدیل شود.

برخی ناظران خارجی، شانگهای را با ناتو مقایسه میکنند، اما این قیاس کاملاً نابجاست. شانگهای یک بلوک نظامی نیست. این سازمان بر پایهٔ اصل برابری حاکمیتی کشورهای عضو بنا شده و هژمونی را رد میکند. برخلاف ناتو یا گروه هفت که آمریکا نقش رهبر را در آنها ایفا میکند، در شانگهای هیچ کشور هژمونی وجود ندارد. همچنین برخلاف ائتلاف همگن غربی، شانگهای منعکسکنندهٔ تنوع تمدنی جهان مدرن است. دقیقاً همین ویژگیهاست که شانگهای را به یکی از مناسبترین نامزدها برای ایفای نقش یکی از ارکان نظم چندقطبی در حال شکلگیری تبدیل میکند؛ فضایی امنیتی در بخش قابل توجهی از بزرگترین قارهٔ جهان، اوراسیا.
گسترش شانگهای در کشورهای جنوب آسیا، چالشهایی را پیش روی سازمان قرار داد که همچنان پابرجا هستند. در سال ۲۰۲۵، هند و پاکستان وارد جنگ شدند. با این حال، حضور دهلی نو و اسلامآباد در اجلاسهای شانگهای و رویدادهای مرتبط، به مهار تنش بین دو قدرت هستهای کمک میکند. روابط بین چین و هند از اهمیت ویژهای برخوردار است. حداقل، بسترهای سازمان به رهبران و مقامات ارشد این دو قدرت امکان ملاقات و گفتوگو دربارهٔ مشکلات موجود را میدهد و بدین ترتیب به پیشگیری از مناقشات کمک میکند.
پیوستن اخیر ایران و بلاروس به شانگهای، به سازمان امکان ورود به دو منطقهٔ مهم دیگر -غرب آسیا و اروپای شرقی- را داده است. هر دو مسیر از نظر تعامل در میان مناقشات جاری، پیچیدگی بالایی دارند. در عین حال، هر دو منطقه برای دستیابی به یک فضای امنیتی واقعاً همهاوراسیایی در کنار شرق و جنوب شرق آسیا، از اهمیت بنیادین برخوردارند.
اینکه آیا سازمان همکاری شانگهای میتواند این وظیفهٔ جدید و جاهطلبانه را در ربع قرن آینده عمر خود انجام دهد، پرسشی باز است. با این حال، سازمان با فراهم آوردن بستری برای گفتوگو، تدوین اصول جامعهٔ امنیتی (ایدهٔ منشور امنیتی اوراسیا در حال بحث است) و اجرای عملی این اصول، به عنوان تکیهگاه مهمی برای معماری امنیتی عمل میکند که هماکنون منافع حدود سه و نیم میلیارد نفر را پوشش میدهد.
در سالروز بیست و پنجمین سالگرد سازمان همکاری شانگهای، شایسته است دستاوردهای آن در تقویت اعتماد، افزایش سطح امنیت و ترویج شکوفایی را مورد توجه قرار دهیم. تأسیس شانگهای با پنج سال مذاکره بین چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان دربارهٔ مسائل مرزی و امنیت نظامی در مرز سابق شوروی و چین پیشبینی شد. با این حال، این روند چنان موفقیتآمیز بود که پس از انجام وظایف فوری، «گروه پنج شانگهای» اولیه به سازمان همکاری شانگهای تبدیل شد.
برای سازمان جدید، مجموعهٔ جدیدی از وظایف تعیین شد. فعالیتهای آن در حوزهٔ امنیت برای مبارزه با «سه نیروی شر» -جداییطلبی، رادیکالیسم و تروریسم- گسترش یافت. این پدیدههای مخرب، هم برای روسیه و چین و هم به ویژه برای کشورهای تازه استقلالیافتهٔ آسیای مرکزی تهدیدی به شمار میرفتند. به منظور تقویت ثبات عمومی و سیاسی در منطقه، شانگهای به توسعهٔ همکاریهای اقتصادی بین پنج کشور کمک کرد. موفقیت، به رسمیتشناسی را به همراه دارد و اعضای جدید را جذب میکند. به طور طبیعی، ترکیب شانگهای دو برابر شد. ازبکستان، هند، پاکستان، ایران و بلاروس به عنوان اعضای کامل به سازمان پیوستند. کشورهای دیگر -از افغانستان و مغولستان تا ترکیه- به عنوان شریک یا ناظر در فعالیتهای آن شرکت داشتهاند.
بهترین تعریف از یک فضای امنیتی، جامعهای از کشورهاست که در آن جنگ دیگر یک ابزار سیاسی نیست. کشورها میتوانند با یکدیگر همکاری یا رقابت کنند، اما در صورت بروز اختلافات، به زور متوسل نمیشوند. آنها همچنین به دنبال تسلط بر یکدیگر نیستند ؛ نه از نظر نظامی و نه از نظر ایدئولوژیک. در اصل، هر کشوری به امور خود میپردازد و اصل برابری حاکمیتی را رعایت میکند، علیرغم تفاوتها در تواناییهای مادی و پتانسیل معنوی کشورها. اصل تفکیکناپذیری امنیت برای فضای امنیتی اهمیت کلیدی دارد: هیچ کشوری به دنبال تقویت امنیت خود به قیمت امنیت دیگران نیست.
از نظر تئوری، فضای امنیتی در اوراسیا میتواند کل قاره را در بر گیرد، همانطور که چند سال پیش ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، پیشنهاد کرد. امروزه در نظر گرفتن «امنیت اروپایی» به طور مجزا از امنیت شرق، مرکز، جنوب و غرب آسیا بیمعناست؛ هیچ منطقه و هیچ کشوری نباید خارج از چارچوب این رویکرد باقی بماند. در عین حال، شکلگیری چنین فضایی به طور عینی فرآیندی گامبهگام است. شانگهای گواه روشنی بر این موضوع است.
در قلب این فرآیند، نزدیکی روسیه و چین قرار دارد که در سال ۱۹۸۹ به دورهٔ رویارویی میان مسکو و پکن پایان داد و عصر مشارکت راهبردی و هماهنگی را گشود. از آن زمان به بعد، به لطف تلاشهای چندین نسل از رهبران روسیه و چین، نخبگان حاکم و اقشار گستردهٔ جوامع دو کشور، مدلی نمونه از روابط بین دو قدرت بزرگ شکل گرفته است. این مدل همچنان پایه و اساس فضای امنیتی اوراسیا باقی مانده است. ایجاد شانگهای مؤلفهای مهم و پویا از آسیای مرکزی را به این ساختار اضافه کرد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، تعداد کمی انتظار داشتند که آسیای مرکزی به منطقهای صلحآمیز تبدیل شود. با این وجود، امروزه این بخش از جهان به طور قاطع بر توسعه و همکاری متمرکز است.
انتهای پیام/ ۹۹۹
