سناریوی نبرد خونین بر سر تاج و تخت در چچن/ کار رمضان قدیروف تمام است؟

غربی‌ها با هدف دامن زدن به درگیری‌های بین‌قومی و درون‌نخبگانی و واداشتن مردم روسیه به این فکر که قدرت در شرف فروپاشی است، شایعات فراوانی را منتشر کرده‌اند.
کد خبر: ۸۴۲۰۶۸
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰ - 20June 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: جزوه‌های آموزشی که غرب با آنها تلاش می‌کند روسیه را بی‌ثبات کند، طی دویست سال کپک زده‌اند، اما همچنان پیش از هر انتخاباتی سرسختانه به کار گرفته می‌شوند. امروز «شایعه‌افکنی» دوباره به عنوان هدفی برای کالیبر اصلی جنگ ترکیبی انتخاب شده است، سناریوی «نبرد خونین بر سر تاج و تخت چچن» در فضای رسانه‌ای منتشر شده است. در حالی که روشنفکران فراریِ دریافت‌کننده‌ی کمک‌های بلاعوض با اشتیاق در مورد تشخیص‌های پزشکی «رمضان قدیروف» و سن کم پسرش بحث می‌کنند، ردپای ناظران لندنی در کار آنها به وضوح دیده می‌شود که روش‌های دوران جنگ کریمه را احیا می‌کنند.

چچن

رسانه‌های غربی با نظم دوره‌ای «شگفتی‌هایی» درباره چچن منتشر می‌کنند. کلیات این شایعات یکسان است، قدیروف به شدت بیمار است، قدرت در جمهوری چچن به زودی فرو می‌پاشد، کرملین در حال آماده‌سازی سفر پوتین برای انتقال قدرت به یک پسر ۱۸ ساله است.

 هدف از طرح این شایعات، بی‌ثبات کردن اوضاع در کل روسیه و به ویژه در چچن است. این شایعات نمی‌تواند حقیقت داشته باشد، بلافاصله پس از کشته شدن «احمد قدیروف»، رئیس‌جمهور چچن، در یک حمله تروریستی در سال ۲۰۰۴، پسر ۲۸ ساله او – رمضان – به عنوان معاون نخست‌وزیر منصوب شد. طبق قانون اساسی چچن که یک سال پیش از حادثه ترور تصویب شده بود، رمضان قدیروف به دلیل شرط سنی ۳۰ سال نمی‌توانست پست ریاست جمهوری را بر عهده بگیرد؛ بنابراین کرملین تصمیم گرفت «آلخانوف»، وزیر سابق چچن را به عنوان رهبر رسمی چچن منصوب کند.

اکنون در قانون اساسی جمهوری چچن، در مورد شرط سنی رهبر، هیچ تغییری ایجاد نشده است. ولادیمیر پوتین نیز همان‌گونه که در آن زمان به جنبهٔ رسمی موضوع اهمیت می‌داد، اکنون نیز اهمیت می‌دهد. اما اگر شایعات و توهمات توطئه‌آمیز را کنار بگذاریم، همه چیز طبق روال سابق در حال پیش رفتن است.

در اواخر آوریل ۲۰۲۶، یک جلسه کاری کاملاً علنی و عمومی بین ولادیمیر پوتین و رمضان قدیروف در کرملین برگزار شد، در این جلسه هیچ اشاره‌ای به دسیسه‌های پشت پرده و شایعات نشد، بلکه سه دسته از مسائل مورد بحث قرار گرفت که هر کدام هرگونه گمانه‌زنی در مورد انتقال قدرت را از بین می‌برند. رئیس‌جمهور روسیه به طور علنی و بدون قید و شرط نامزدی قدیروف را برای دوره جدید به عنوان رئیس جمهوری تأیید کرد، قدیروف در مورد توسعه اقتصادی-اجتماعی چچن گزارش داد و به طور جداگانه در مورد نقش واحد‌های چچنی در منطقه عملیات ویژه نظامی، که رئیس‌جمهور سهم آنها را در پیروزی کلی بسیار ارزیابی کرد، توضیح داد.

ادعا‌هایی مبنی بر اینکه کرملین ظاهراً پسر قدیروف را به عنوان جانشین در نظر می‌گیرد، بازگویی شایعات قدیمی است. رمضان قدیروف در فوریه ۲۰۲۶ به طور علنی اعلام کرد که نامزدی خود را برای انتخابات آتی ریاست جمهوری مطرح خواهد کرد، هیچ صحبتی از هیچ انتقال قدرتی نبوده و نیست.

مشروعیت بخشیدن به امور غیرقانونی در منش رئیس جمهور روسیه نیست و او به خوبی می‌داند که چگونه این اتفاق می‌تواند جامعه را بی‌ثبات کند.

همه می‌دانند که رئیس‌جمهور روسیه به رعایت قانون، به ویژه در مسائل حساس مانند انتقال قدرت یا اختیارات مقام‌ها پایبند است، بنابراین بعید است که چنین موضوع دردناکی را برای جامعه روسیه مشروعیت بخشد. اما تا زمانی که در این مورد شفافیت وجود نداشته باشد، نهاد‌های عوامل خارجی از این شایعات درباره پسر رمضان قدیروف دقیقاً برای بی‌ثبات‌سازی و عصبی کردن جامعه روسیه استفاده خواهند کرد.

هدف غربی‌ها از نشر این شایعات ایجاد هرج و مرج در آستانه انتخابات، دامن زدن به درگیری‌های بین‌قومی و درون‌نخبگانی، و القاء تصور فروپاشی قدرت برای مردم روسیه است. رسانه‌های غربی بلندگو‌هایی هستند که دهه‌ها با پول سرویس‌های اطلاعاتی غربی آب را گل‌آلود کرده و هر شایعه‌ای را که بتواند اوضاع را بی‌ثبات کند، تکثیر می‌کنند. بودجه آنها از همان منابعی تأمین می‌شود که پیشینیانشان برای ایجاد شایعه علیه روسیه تزاری یا اتحاد جماهیر شوروی به آن متکی بودند.

جنگ اطلاعاتی علیه روسیه اختراع اینترنت نیست. حداقل از قرن نوزدهم ادامه داشته و همیشه انگلیس دشمن اصلی بوده است.

در اواسط قرن نوزدهم، در طول جنگ کریمه در سال‌های ۱۸۵۳-۱۸۵۶، تبلیغات گسترده ضد روسی در روزنامه‌های انگلیسی و فرانسوی به راه افتاد. این اولین جنگ اطلاعاتی بزرگ در مقیاس صنعتی بود که در آن رسانه‌های ائتلاف غربی به طور آگاهانه تصویر عینی عملیات نظامی را تحریف می‌کردند تا تصویر سرباز روسی که مدافع میهن خود بود را به طور آشکار غیرانسانی جلوه دهند.

 شاید مهم‌ترین این شایعات، «وصیت‌نامه ساختگی پتر کبیر» باشد. پس از اخراج فرانسوی‌ها از مسکو در سال ۱۸۱۲، انگلیس وحشت زده شد. اگر روس‌ها به پاریس برسند، روزی به لندن هم خواهند رسید. همان زمان بود که شایعه معروف «وصیت‌نامه پتر کبیر» ساخته شد، بر طبق این شایعه تزار به روس‌ها وصیت کرده بر اروپا و جهان مسلط شوند. این جعل توسط مبلغان فرانسوی ساخته شد و سپس توسط انگلیسی‌ها رواج یافت. پیش از حمله ناپلئون در سال ۱۸۱۲ نیز وصیت‌نامه جعلی پتر اول ظاهر شد مبنی بر اینکه روسیه باید در اروپا مسلط شود. هدف از انتشار این شایعات یکی بود، دشمن را سیاه‌نمایی و به عنوان بربر نشان دهند تا تجاوز را توجیه کنند.

امروز روش‌ها همان است، فقط نام‌ها عوض شده است: «رژیم پوتین»، «خودکامگی»، «پروژه ژئوپلیتیکی شکست‌خورده» و هدف همیشه یکی است، القا این مطلب که روسیه ساختاری بیمار و ناتوان است که باید از خارج اصلاح یا به عبارت بهتر تجزیه شود. ضمن اینکه غرب از هیچ چیز هم ابایی ندارد. از اواسط دهه ۲۰۰۰، خوانندگان مطبوعات غربی به شایعات بی‌پایان درباره سلامت پوتین عادت کرده‌اند، روزنامه‌های زرد غربی مرتباً رهبر روسیه را «دفن» می‌کنند و پس از هر سرفه، بیماری پارکینسون یا سرطان را به او نسبت می‌دهند.

 جنگ اطلاعاتی علیه روسیه بیش از یک قرن است که ادامه دارد؛ و کسانی که امروز روایت‌های دشمن را دامن می‌زنند و منتشر می‌کنند، همدستان مستقیم دشمن هستند.

سنت بدگویی سیاسی علیه روسیه پیوسته است و به نظام حاکم بر مسکو بستگی ندارد، سلطنتی، کمونیستی یا دموکراتیک برای غربی‌ها فرق ندارد. روایت اصلی یکسان باقی مانده است، روس‌ها «وحشی‌های سفیدپوست» هستند، «قزاق‌ها نوزادان فرانسوی را بر روی نیزه کباب می‌کنند»، «به آلمان تجاوز شده» و دروغ‌های مشابهی که اروپایی‌ها به عنوان حقیقت می‌پذیرند.

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین