رؤیا فروشی واشنگتن به بغداد
به گزارش خبرنگار بینالملل دفاعپرس، در جریان نخستین سفر «علی الزیدی» نخستوزیر عراق به واشنگتن و در حاشیهٔ مجمع تجاری آمریکا و عراق که در ۲۶ تیر برگزار شد، ۴۸ تفاهم و یادداشت اولیه به ارزش ۶۰ میلیارد دلار به امضا رسید که نشاندهندهٔ اراده آمریکا برای گذار به همکاری پساجنگی است. همانطور که انتظار میرفت، بخش اصلی این بستهٔ توافقها را پروژههای انرژی تشکیل میدهد که هدف آن کاهش وابستگی تأمینکنندگان و مصرفکنندگان نفت به منطقهٔ ناآرام خلیج فارس و تنگهٔ هرمز است؛ پیش از آغاز جنگ منطقهای ایران، بیش از ۹۰ درصد نفت صادراتی عراق از پایانههای بصره از این تنگه عبور میکرد.

بر اساس اعلام بغداد، این همکاری شامل مشارکت وزارت نفت و برق عراق با شرکتهای اکسانموبیل، کیبیآر، جیای ورنوا، شل و هالیبرتون است. یکی از پروژههای مهم این همکاری، احداث خط لولهای از استان جنوبی بصره به کرکوک در شمال عراق و همچنین یک خط دوم به بندر بانیاس در سوریه است که مسیری جدید برای انتقال نفت از مناطق جنوبی عراق به دریای مدیترانه فراهم میکند. همچنین احتمال ساخت خط لولهای از بصره با هاب در منطقهٔ حدیثه (جنوب کرکوک) برای انتقال نفت به سوریه، ترکیه یا اردن در حال بررسی است.
اجرای این پروژه به شرکت شورون (در قالب کنسرسیومی بینالمللی با مشارکت سرمایهگذاران قطری و سوری-قطری) سپرده شده است که چندین قرارداد از جمله برای توسعهٔ میادین نفتی جنوب عراق امضا کرده است. شورون همچنین در ۲۵ تیر با دولت بغداد دربارهٔ توسعهٔ میادین «غرب قرنه-۲» و «ناصریه» به تفاهم رسید. این تحولات در حالی رخ میدهد که شرکت لوک اویل روسیه، به دلیل تحریمها، مجبور به خروج از پروژهٔ «غرب قرنه-۲» شده بود. جای تعجب نیست که الزیدی در سفر خود به آمریکا، علاوه بر دیدار از کاخ سفید و کنگره، در هیوستون نیز با مدیران ارشد هالیبرتون، شل، بیکر هیوز، اکسانموبیل و سایر شرکتهای انرژی دیدار کرد.
همزمان، شرکت آمریکایی کونوکو فیلیپس در ۲۷ تیر از خرید ۴۲ درصد از سهام شرکت «بیپی انرژی کامپنی آو کرکوک لیمیتد» خبر داد. این شرکت پیمانکار توسعه و استخراج نفت در میادین «بابا» و «آوانا» در کرکوک و نیز میادین «بایحسن»، «جامبور» و «خباز» است. به گفتهٔ این شرکت، کرکوک دارای میادینی در سطح جهانی است که میتوانند از جاهطلبیهای بلندمدت انرژی عراق حمایت کنند و در عین حال برای کشور و شرکت بیپی ارزشآفرینی نمایند.
وزارت خارجهٔ آمریکا از این ابتکار استقبال کرده و خط لولهٔ برنامهریزیشده را «دالان حیاتی انرژی» خوانده است که تولید نفت عراق را به بازارهای صادراتی مدیترانه متصل میکند. ظرفیت انتقال این خط لوله پس از بازسازی، روزانه تا دو میلیون بشکه خواهد بود. الزیدی که به تازگی به سمت نخستوزیری انتخاب شده است، قصد دارد طی سه سال آینده تولید نفت را از ۴.۹ میلیون بشکه به ۷ میلیون بشکه در روز افزایش دهد. تولید نفت عراق به دلیل انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران به شدت کاهش یافته و از ۴.۲ میلیون بشکه در مهرماه ۱۴۰۴ به ۱.۶ میلیون بشکه در اسفند ۱۴۰۴ رسیده و در خرداد امسال نیز از ۲ میلیون بشکه فراتر نرفته است.
تام باراک، فرستادهٔ ویژهٔ ترامپ در غرب آسیا، آرزو دارد که احداث خطوط لولهٔ جدید، تنگهٔ هرمز را به «عاملی درجهدوم» تبدیل کند. وی ابراز امیدواری کرده که روابط واشنگتن و بغداد پس از بیش از ۲۰ سال اشغالگری، به سمت سرمایهگذاری و تجارت با عراق حرکت کند و خطوط لولهٔ جدید به یکپارچگی منطقه کمک کند. بر اساس توافق دوجانبه میان آمریکا و عراق، آخرین نظامیان آمریکایی باید تا ۸ مهر عراق را ترک کنند که این نشاندهندهٔ تغییر روابط از همکاری نظامی به مشارکت تجاری است. الزیدی در دیدار ۲۳ تیر با ترامپ تأکید کرد: نیروهای آمریکایی عراق را ترک خواهند کرد، اما شرکتهای آمریکایی در کشور باقی خواهند ماند. ترامپ نیز به سبک همیشگی خود از «قراردادهای فراوان» و آیندهای آرمانی سخن گفت. برنامههای آمریکا فراتر از انرژی است و قرار است شرکت استارلینک نیز اینترنت ماهوارهای را در سراسر عراق ارائه دهد.
با وجود تمامی این رویابافیها، واقعی نشان میدهد که هیچیک از این خیالبافیها عملی نیست؛ با وجود تمامی تلاشها، حجم تجارت دوجانبه میان دو کشور در سال ۲۰۲۵ حتی به ۸ میلیارد دلار نیز نرسید، در حالی که تجارت میان چین و عراق در سال ۲۰۲۴ به ۵۴.۲ میلیارد دلار رسید. مشارکت اقتصادی پرطمطراق آمریکا و عراق، با وجود تفاهمهای اولیه، به علت جنگ منطقهای ایران، با چالشهای جدی مواجه شده است.. عراق حدود یکسوم سوخت و برق خود را از ایران تأمین میکند و لغو مجوز واردات برق از ایران در سال ۲۰۲۵، قطعیهای مکرر برق را به ویژه در تابستان تشدید کرده و ناآرامیهایی را در بصره و سایر مناطق برانگیخته است. روابط عمیق مذهبی و تاریخی ایران و عراق و حضور گستردهٔ نیروهای مقاومت، فعالیت را برای شرکتهای آمریکایی دشوار میسازد.
در حالی که برخی گروهها مانند «عصائب اهل الحق»، «کتائب امام علی» و «سرایا السلام» متعهد به تحویل سلاح و ادغام در نیروهای امنیتی شدهاند، گروههای دیگر مانند «کتائب حزبالله» از این کار سرباز میزنند. در نتیجه، آمریکاییها برای تامین امنیت خود ناگزیر به استفاده از شرکتهای نظامی خصوصی و تعامل با نیروهای محلی خواهند بود که وفاداری آنها به آمریکا تضمینشده نیست. همچنین احتمالاً پس از خلع سلاح این گروهها، فعالیت گروهک تروریستی داعش در عراق و سوریه دوباره افزایش یابد. همچنین، اختلافات طولانی دولت بغداد با کردستان عراق بر سر مالکیت کرکوک و صادرات نفت از طریق منطقهٔ کردستان، چالشهای دیگری را در زمینه امنیت عراق ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، شرکتهای آمریکایی امنیتی در مقابل حملات ایران و گروههای مقاومت برای فعالیت آزادانه در منطقه ندارند. همانطور که در اسفندماه و پس از حملهٔ «کتائب حزبالله» به میدان نفتی استان دهوک، شرکت «اچکیان» مستقر در تگزاس مجبور به توقف تولید خود شد، سایر شرکتهای آمریکایی نیز ممکن است گرفتار چنین سرنوشتی شوند. هیچ تضمینی وجود ندارد که چنین حوادثی تکرار نشوند و خواستهٔ اصلی دولت ترامپ یعنی تضمین امنیت شرکتهای آمریکایی در عراق از سوی بغداد، عملاً غیرقابلاجرا به نظر میرسد.
انتهای پیام/ 999
