از دفاع مقدس دیروز تا جنگ ترکیبی امروز
گروه استانهای دفاعپرس ـ لیلا آرامهر؛ اینجا مشهد است؛ قلب تپنده ایران، و در چهارراه برق، شبها حکایت دیگری دارند. وقتی چراغهای خیابان روشن میشود، شهر شکل دیگری به خود میگیرد، اما تاریکی شب هرگز حریف روشنیبخشی تبیین نمیشود. اینجا دیگر فقط محل تجمع برای شعار دادن نیست؛ بلکه به یک پارلمان خیابانی بدل شده است که در آن، مردم از هر قشری، با چشمانی بیدار، نبض حوادث را میگیرند.

اگر در حاشیه این چهارراه ایستاده و یا نشسته باشی چشمانت را که کمی روی هم بگذاری، همهمه جمعیت و بوق ماشینها، جای خود را به صدای آمبولانسهای اعزامی و مارش عملیات میدهد.
اینجا، در دل مشهد، ما در حال بازسازی یک دفاع مقدس دیگر هستیم؛ با همان پیچیدگیها، ایثارها و البته سختیها.
در دوران دفاع مقدس، رزمندهها با نقشههای کالک و مدادهای رنگی، معبر عبور از میدان مین را پیدا میکردند؛ امروز میز تبیین و روایت جنگ ما، همان نقشهی عملیاتی است. آن زمان اگر نقشهای غلط بود، خون رزمنده به زمین میریخت؛ امروز اگر نقشه را در ذهن مردم مخدوش کنند، غیرت و عزت ملی قربانی میشود. ما در این تقاطع، در حال خنثی کردن مینهای فکری هستیم که رسانههای غربی در نقشههای جعلیشان برای این ملت کاشتهاند.
زیباترین شباهت در این معرکه، چهرهی مردم است؛ همانهایی که اگر سال ۶۵ بودند، پوتین میپوشیدند و راهی فکه میشدند، امروز با همان اشتیاق، به دنبال سلاح تبیین و بصیرت میگردند.
جوان امروز چهارراه برق، همان جوان کانال کمیل است که در محاصرهی سنگین رسانهای دشمن، به دنبال راه نفوذ به حقیقت میگردد. دغدغهی تمام کسانی که به این سنگر دیدبانی میآیند، فقط یک چیز است: جلوگیری از حراج عزت.
اینجا پر است از هوایی که هنوز بوی اسپند اعزامهای دههی شصت را میدهد. اینجا معبر است. این مردمی که امروز شانه به شانه هم میدان را پر کردهاند، همانهایی هستند که انگار از دل تاریخ برای یک ماموریت ابدی مبعوث شدهاند. اینها لشکری نیستند که با فراخوان رسانهها آمده باشند، اینها مبعوثشدگان غیرتند؛ همانهایی که روزگاری از همین جا، خودشان را به اروند و فکه رساندند و حالا در خیابان، سنگر گرفتهاند. همانهایی که نه سرما را میشناختند در قلههای ماووت و نه گرما را در رملهای فکه.
امروز همان روح در کالبد این شهر حلول کرده است. نگاه نکنید به لباسهای شخصی و چهرههای خسته از روزمرگی، اینها در باطن، همان رزمندگانی هستند که در عصر فتنههای غبارآلود، راه را گم نمیکنند. چون یک قبله دارند. برای این جماعت، مطیع امر رهبر بودن یک شعار خشک سیاسی نیست؛ اصل حیات و مرامنامه است که با خون حاجقاسمها امضا شده. آنها میدانند که در تلاطم امواج فتنه، تنها راه نجات، چشم دوختن به سرانگشت کسی است که دیدبان بیدار و حکیم این خیمه است.
این چهارراه و چهارراههای دیگر، امروز خط مقدم ماست. اگر آن روز در خرمشهر ماندیم تا جهان بفهمد ایران فروشی نیست، امروز در این تقاطع میمانیم تا بفهمانیم تن به ذلت دادن در قاموس این ملت جایی ندارد.
ما در میز تبیین، راه شهدا را نه با گریهصرف، بلکه با روایت دقیق نبرد ادامه میدهیم. دشمن شاید امپراتوری رسانهای داشته باشد، اما ما روایت حق داریم.
از این چهارراه تا ستاد فرماندهی کل قوا، راهی نیست وقتی پوتینهای بصیرت را محکم بسته باشیم. ما ایستادهایم؛ مقتدر، مبعوث و سربلند.
انتهای پیام/
