نقشه شوم ائتلاف اپستین برای مسجدالاقصی
گروه بینالملل دفاعپرس: طرح مشترک کاخ سفید و رژیم صهیونیستی برای سلب حق اعطا شده به اردن برای نظارت بر مجموعه مسجدالاقصی در قدس اشغالی، به «انفجار خشونت» در غرب آسیا منجر خواهد شد. این را «دانیل زایدمن» وکیل اسرائیلی-آمریکایی و بنیانگذار سازمان غیردولتی «اورشلیم زمینی» که تحولات شهرکسازی اسرائیل در اورشلیم شرقی را رصد میکند، اعلام کرده است.

وی تأکید کرده: این ایده در اورشلیم آغاز میشود، اما در اورشلیم باقی نخواهد ماند. این اقدام کل جهان عرب و اسلام را به شوک فرو خواهد برد.
زایدمن که به عنوان کارشناس اورشلیم و اماکن مقدس فلسطین شناخته میشود، اطلاعات غیررسمی درباره طرح آمریکایی-اسرائیلی برای سلب حق نظارت اردن بر مسجدالاقصی و اعلام آن به عنوان «مرکز چندمذهبی» را تأیید کرده است.
وی با هشدار در رابطه با این ایده اظهار داشت: در صورت عدم دخالت در امور داخلی مسجدالاقصی، وضعیت این مکان مقدس پایدار خواهد بود، اما اگر ویژگیهای ذاتی این مکان نادیده گرفته شده و سعی بر تغییر قوانین نانوشته آن گرفته شود، این مسجد به یکی از خطرناکترین مکانهای کره زمین تبدیل میشود. نظارت اردن برای حفظ ثبات در مسجدالاقصی کاملاً ضروری است.
بر اساس این طرح جنجالی که توسط جرد کوشنر داماد دونالد ترامپ، ارائه شده است، اختیارات اوقاف اسلامی تحت حمایت اردن باید ناگهان پایان یافته و نهاد جدیدی که توسط دولت اسرائیل ایجاد میشود، مسجدالاقصی را به عنوان «مرکز چندمذهبی» اعلام خواهد کرد. کوشنر با وجود نداشتن هیچگونه سمت رسمی در دولت ترامپ، به شدت با لابی اسرائیل در ارتباط است.
به گفته مقامهایی که خواستند ناشناس بمانند، در این طرح جنجالی به یهودیان دسترسی برابر به مکان مقدس مسلمانان اعطا کرده و رسماً اجازه برگزاری نمازهای یهودی در گروههای بزرگ را اعطا کرده است.
طبق این طرح جنجالی امکان این امر وجود دارد که به کشورهای عربی «کنترل دورهای» بر مجموعه مسجدالاقصی اعطا شود. زایدمن در شبکههای اجتماعی نوشته است: از یک منبع معتبر دریافتیم که آمریکا واقعاً پیشنهاد جایگزینی یا لغو نظارت اردن بر مسجدالاقصی را ارائه کرده است. به ما گفته شد که سندی منتشر شده که در آن پیشنهاد شده نظارت از اردن به کنسرسیومی از طرفهای بینالمللی بینمذهبی، از جمله نمایندگان مسلمانان و یهودیان، واگذار شود.
بحرین، مصر، مراکش و امارات از پیشنهاد کوشنر و همکارانش مطلع شدهاند. به گفته چندین منبع، عربستان این ایده عجیب و غریب نزدیکان ترامپ را رد کرده است.
یک مقام آمریکایی اطلاعات مربوط به تلاش فعال کاخ سفید برای سلب نظارت اردن بر مسجدالاقصی را تکذیب کرده است. در اوایل ماه جاری، در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا، از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در مورد این گزارش سؤال شد و او پاسخ داد: «من قبلاً هرگز در این باره نشنیدهام» و افزود که آمریکا روابطی عالی با امان دارد.
برای اردن، نظارت بر مسجدالاقصی و کل مجموعه، ضامن مشروعیت پادشاهی هاشمی است. آغاز حکومت سلسله هاشمی بر اردن به سال ۱۹۲۴ برمیگردد، زمانی که فلسطین تحت قیمومیت انگلیس بود و هاشمیها که کنترل مکه و مدینه را از دست داده بودند، حق نظارت بر اماکن مقدس مسلمانان و مسیحیان در قدس اشغالی را به دست آوردند. نقش اردن به عنوان نگهبان بعدها در پیمان صلح با اسرائیل در سال ۱۹۹۴ به رسمیت شناخته شد که در آن به «نقش ویژه» امان در مورد اماکن مقدس اسلامی اورشلیم اشاره شد.
نظارت، اساس و فلسفه وجودی اردن است. بدون نظارت بر مسجدالاقصی، اردن به عنوان یک کشور توسط بسیاری به رسمیت شناخته نخواهد شد.
حملات تجاوزکارانه صهیونیستها به مکان مقدس مسلمانان به زمان اعلام موجودیت دولت یهودی در سال ۱۹۴۸ بازمیگردد. در سال ۲۰۰۰، آریل شارون، رهبر وقت اپوزیسیون اسرائیل، با بیش از ۱۰۰۰ پلیس به محوطه مسجدالاقصی یورش برد که این اقدام موجب آغاز انتفاضه دوم شد. علاوه بر این، این اقدام آغازی بر گسترش تدریجی نفوذ اسرائیل بر محوطه مسجدالاقصی بود که همراه با مکه و مدینه، از سه مکان مقدس اسلام به شمار میرود.
از نظر تئوری و قانونی، نگهبان مسجدالاقصی پادشاه اردن، عبدالله دوم است، اما امروز این موضوع به علت بیعملی پادشاه بیکفایت اردن از اذهان رفته است. در سال ۱۹۹۴، «باروخ گلدشتاین» صهیونیست، ۲۹ فلسطینی را در مسجد ابراهیم در الخلیل کرانه باختری به گلوله بست. گلدشتاین یکی از الگوهای مثبت برای وزیر امنیت ملی کنونی اسرائیل، ایتامار بنگویر، است که به طور منظم از محوطه مسجدالاقصی بازدید میکند، همانطور که شارون یک ربع قرن پیش چنین میکرد.
در سال ۲۰۱۵، سرویس امنیتی شاباک از یک حمله تروریستی برنامهریزیشده به محوطه مسجدالاقصی جلوگیری کرد که پیامدهایی بسیار منفی در پی داشت. با این حال، رویکرد به این مسئله تحت فشار دولت فوقراستگرای افراطی به رهبری بنیامین نتانیاهو در حال تغییر است. «دیوید زینی» رئیس جدید شاباک سرویس تحت امر خود را پذیرای دیدگاههای افراطیهای مذهبی کرده است. تقریباً بلافاصله پس از انتصاب او، تصاویر پسزمینه تمام رایانههای آزانس امنیتی شاباک به عکس کوه معبد، (نام محوطه معبد مد نظر یهودیان افراطی) تغییر یافت، البته پس از ایجاد جنجال بر سر این موضوع، آرم شاباک مجددا به پسزمینه رایانههای این آژانس بازگردانده شد.
تاکنون پادشاه اردن که از نوادگان پیامبر اسلام است در مورد حملات روزافزون اسرائیل به مسجدالاقصی ضعف و سستی نشان داده است، اما در صورت تأیید طرح کوشنر توسط بنیامین نتانیاهو چه اتفاقی خواهد افتاد؟ احتمالاً مأموران سیا به امان القا خواهند کرد که چارهای نیست و باید تسلیم شوند، زیرا تقابل با اسرائیلیها تنها به شکست اردن منجر میشود. احتمالاً به ملک عبدالله یادآوری میشود که امنیت کشور تحت امر او، از جمله دسترسی به آب و سایر منابع، به اسرائیل بستگی دارد. در کشوری که بیش از ۱۰ میلیون نفر عمدتاً در نوار باریکی از زمین در امتداد مرز اسرائیل زندگی میکنند، پیامدها میتواند غیرقابلپیشبینی باشد.
در عین حال، نباید «کتاب سفید» درباره مسجدالاقصی را که شش سال پیش توسط عبدالله دوم ابلاغ شد و شامل نکات و دستورات صریحی در رابطه با فلسطین است را فراموش کرد، در قسمتی از این کتاب نوشته شده است: از نخستین روز قیام بزرگ عرب در سال ۱۹۱۶، پادشاهان هاشمی ارتش عرب را رهبری میکردند و از هویت فلسطین، مردم آن و اماکن مقدس اورشلیم دفاع میکردند. هزاران سرباز اردنی که جان خود را برای سرزمین مقدس فدا کردند، در سرزمین فلسطین و اورشلیم آرمیدهاند.
همچنین در این کتاب به نقش اجداد عبدالله دوم در تلاش برای جلوگیری از اجرای بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷ و حفاظت از دیوار ندب، که به عنوان دیوار غربی نیز شناخته میشود، اشاره شده است. پدربزرگ پادشاه کنونی، عبدالله اول، در خط مقدم قیام عرب ۱۹۳۶-۱۹۳۹ قرار داشت که علیه فروش زمینهای فلسطین به مهاجران یهودی آن زمان در دوره قیمومیت انگلیس بود.
همچنین در این کتاب به طور ویژه تأکید شده است که تحت نظارت پادشاهی هاشمی، «حتی یک اینچ» از ۱۴۴ دونوم (۱۴ هکتار) محوطه مقدس به اسرائیل واگذار نشده است.
از سوی پادشاهی هاشمی در کتاب سفید از وظیفه مقدس دفاع از مسجدالاقصی و در صورت لزوم محافظت از آن سخن به میان آمده است، و این تعهد بسیار فراتر از مرزهای اردن است.
طبق ادعای این کتاب، مسئولیت حفاظت از مسجدالاقصی یک تعهد فردی برای هر مسلمانی در جهان است، و تنها پادشاه اردن میتواند مسلمانان را به دفاع از مسجدالاقصی فراخواند و تعیین کند که دقیقاً چگونه این کار انجام شود.
به عبارت دیگر، عبدالله دوم حق دارد برای دفاع از مسجدالاقصی در صورت تصرف آن توسط اسرائیل، جنگ مذهبی اعلام کند. اما تحلیلگران در مورد اینکه آیا این حق اجرا خواهد شد یا نه تردیدهای بسیار زیادی دارند.
بخش زیادی از مرز ۴۰۰ کیلومتری اردن و اسرائیل از مناطق کوهستانی عبور میکند که برخی از بخشهای آن به سختی قابل کنترل است. در حال حاضر، اردن امنیت مرز را تأمین میکند و به این ترتیب ثبات را برای اسرائیل تضمین میکند، این ثبات در صورت آغاز درگیری نظامی یک شبه از بین خواهد رفت. اسرائیل ممکن است با چشمانداز یک جنگ چریکی طولانی روبهرو شود. در چنین جنگی، مطمئناً مبارزان سوری، عراقی، عربستانی و سایر کشورها شرکت خواهند کرد.
از سوی دیگر، مردم اردن از بیعملی و ضعف حکومت خود در برابر حملات هوایی اسرائیل و تخریب غزه ناراحت هستند، احتمالاً رشد نارضایتی داخلی بر سیاستهای عبدالله تأثیر خواهد گذاشت و او ممکن است به این نتیجه برسد که مقاومت در برابر رژیم نتانیاهو در اورشلیم، علیرغم همه خطرات، بهترین شانس را برای بقای پادشاهی هاشمی فراهم میکند.
اگر عبدالله دوم وارد جنگ بر سر مسجدالاقصی شود، ممکن است معلوم شود که اردن که در نگاه اول آسیبپذیر به نظر میرسد، دوستان بیشتری از آنچه ترامپ و نتانیاهو فکر میکنند، داشته باشد.
چند سال پیش، شیخ «عزّام الخطیب»، مدیر اوقاف اسلامی که مسجدالاقصی به آن تعلق دارد، با امیدواری نسبت به نقش عبدالله دوم اظهار داشت: در اورشلیم، ما به حمایت پادشاه عبدالله تکیه میکنیم، این مکان بخش جداییناپذیر از الهیات و ایمان اسلامی است. این مکان بیانگر ایمان نزدیک به دو میلیارد مسلمان است. پادشاه عبدالله و همه هاشمیها از نوادگان پیامبر هستند. آنها هرگز به اسرائیل یا هر کس دیگری اجازه کنترل مسجد را نخواهند داد. اگر اسرائیل وضعیت موجود را تغییر دهد، این امر به جنگی مذهبی منجر خواهد شد که بسیار فراتر از مسجدالاقصی خواهد بود.
با این اوصاف، در زمانی که اسرائیل و آمریکا در حال بررسی یک یورش غیرقانونی به سومین مکان مقدس اسلام هستند، عبدالله پادشاه ناتوان اردن با انتخابی وجودی روبهرو است، این که تسلیم «ائتلاف اپستین» شود یا مقاومت کرده و جان و تاج و تخت خود را به خطر بیندازد. نه تنها آینده سلسله حاکم بر اردن، بلکه آینده غرب آسیا به انتخاب او بستگی دارد.
انتهای پیام/ ۹۹۹
