عاشورای حسینی و تبلور دلدادگی مازندرانیها به امام حسین (ع)
گروه استانهای دفاعپرس_«حدیثه صالحی»؛ اینجا مازندران است و در حالی که مه غلیظ صبحگاهی هنوز بر فراز جنگلها و کوهستانها سایه افکنده و طبیعت در سکوتی متین غوطهور است، ضربآهنگ عاشورا در این دیار با «صبحتیره رو» آغاز میشود. پیش از آنکه نخستین شعاع خورشید بر زمین بتابد، مساجد و تکیهها تبدیل به کانونهای تپنده ایمان میشوند. صبحتیره رو، در واقع گذاری است از تاریکی شب به سپیدهی اندوه؛ لحظهای که در آن، روح عزادار با تضرع و نیاز، خود را برای مواجهه با سختترین روز تاریخ بشریت آماده میکند.

با دمیدن صبح و برخاستن خورشید، حماسه به خیابانها و روستاها سرایت میکند. آئین «عَلَمسلام به عزاداران حسینی»، یکی از باشکوهترین جلوههای وفاداری در این دیار است. تصور کنید در جادههای خاکی و میان درختان، دو دسته از هیئتهای عزاداری با عَلَمهای بلند رو در رو میشوند. در این لحظه، سکوت طبیعت را صدای مداحانی میشکند که با اشعاری لبریز از حزن و اندوه، در یک برای ابراز ارادت، با یکدیگر همنوایی میکنند. این رویارویی، یک «همسویی عاطفی» است که در آن، دو جریان از اندوه، در یک نقطه به هم میرسند تا شکوه عاشورا را فریاد بزنند.

دو بال یک ایمان: حماسه مردان و صبوری زنان
تحلیل ساختار عزاداری در مازندران، ما را به یک توازن زیبا میرساند: «تقسیم کار مقدس». در حالی که مردان در مساجد و تکیهها، در محاصرهی صدای گریزان نوجوانان و پسرغلامان، با سینهزنی و مدیحهسرایی، فضای حماسی را خلق میکنند، زنان این دیار در خانههایشان در تدارک پذیرایی از این عزاداران هستند. آئین «مجمعه سری» در روستاها، تنها یک تدارک برای غذا نیست؛ بلکه یک «رسم همبستگی» است. زنان مازندران از سپیدهدم، خانههایشان را به آشپزخانههایی برای خدمت به عزاداران تبدیل میکنند. این زنان، با وقار و صبوری، ناهار عزاداران را تدارک میبینند تا در واقع، پشتوانهی معنوی و مادی این حماسه باشند. در این میان، مردان در تکیهها، پس از نوحهخوانی، در محضر سخنرانیهای روحانیون، ابعاد معرفتی عاشورا را بازخوانی میکنند تا پیوند میان «احساس» و «آگاهی» برقرار شود.

جاری اندوه؛ از اذان غریب تا شام تنهایی
نقطه اوج این گزارش، لحظهی اذان ظهر عاشورا است. وقتی صدای مؤذن با حزنی وصفناپذیر در فضای روستا میپیچد، گویی زمان متوقف میشود. نماز ظهر عاشورا به جماعت، نقطه اتصال تمام قلوب است. درست پس از نماز، آن توازن زیبا میان زن و مرد به اوج میرسد؛ جایی که بانوان روستا، ناهارهای تدارکدیده در «مجمعه» را با محبتی بیپایان راهاندازی کرده و به سمت مسجد و حسینیه حرکت میکنند تا سفرههای نذری، پیونددهنده هر دو گروه باشد.
سپس، بعدازظهرها با شور دوبارهی هیئتها گرم میشود و سرانجام، غروب عاشورا فرا میرسد. «شام غریبان» در مازندران، تبلور سکوت مطلق است. در این لحظات، شکوه خاصی بر شهرها و روستاها حاکم میشود؛ شکوهی از جنس تنهایی و فقدان. در برخی مناطق، این اندوه با «تعزیه خوانی» درآمیخته است؛ هنری که در آن، تاریخ دوباره زنده میشود تا نسلهای جدید، معنای ایثار را در کالبد نمایش ببینند.

سنگ تمام؛ ارادت ریشهدار در خاک شمال
مردم عزادار مازندران در عاشورای حسینی و در مصیبت عظمای اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش سنگ تمام میگذارند. این مردم با تمام وجود، با تمام سنتهای بومی و با تمام ظرفیتهای عاطفی خود، ارادتشان را به امام حسین (ع) و یارانش ادا میکنند. این حجم از تعهد، حاصل همان «پیشینهی قدرتمند» و «عشق ریشهداری» است که در رگهای مردم دیار علویان جاری است. عزاداری در این استان یک «هویت» است. هویت مردمی که یاد گرفتهاند چگونه شجاعت را از حضرت عباس (ع)، صبوری را از حضرت زینب (س) و ایستادگی را از امام حسین (ع) بیاموزند و آن را در تار و پود زندگی روزمره و آداب محلی خود جاری کنند.

انتهای پیام/
