عصر عاشورا در اصفهان به یاد نام‌هایی گذشت که جایشان در میدان خالی بود

اجتماع یوم‌الحسین عصر عاشورا در میدان امام حسین(ع) اصفهان، یاد کسانی را زنده کرد که تا همین چند ماه پیش در همین کشور نفس می‌کشیدند و حالا نامشان در کنار شهدای شهر خوانده می‌شود.
کد خبر: ۸۴۳۶۸۴
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۶ - 26June 2026

به گزارش خبرنگار  دفاع‌پرس از اصفهان، بعضی میدان‌ها فقط محل عبور نیستند. حافظه دارند. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، اما بعضی صحنه‌ها در حافظه آنها می‌ماند و هر بار که جمعیتی زیر پرچمی جمع می‌شود لایه‌ای تازه روی همان حافظه قدیمی می‌نشیند. عصر عاشورای امسال میدان امام حسین (ع) اصفهان یکی از همان میدان‌ها بود؛ میدانی که از ساعتی مانده به آغاز مراسم عصر عاشورا آرام‌آرام پر شد از مردمی که آمده بودند عزاداری کنند.

 

یوم الحسین اصفهان

سیاهی لباس‌ها و پرچم‌های عزادارن از دور به چشم می‌آمد. پرچم‌ها بالای سر جمعیت حرکت می‌کردند و میدان کم‌کم از شکل همیشگی‌اش فاصله می‌گرفت. همگی کنار هم ایستاده بودند، نوجوان‌ها میان جمعیت پرچم به دست می‌رفتند.

اما بعضی سال‌ها این داغ قدیمی با داغ‌های تازه گره می‌خورد؛ با اسم‌هایی که هنوز از حافظه شهر دور نشده‌اند، با تصویر‌هایی که هنوز از صفحه تلفن‌ها و قاب خانه‌ها پایین نیامده‌اند، با صدا‌هایی که تا همین چند ماه پیش در همین میدان شنیده می‌شد و حالا جایشان در میان مردم این شهر خالی است.

یوم‌الحسین امسال در اصفهان از همین جنس بود؛ مجلسی که سوگ عاشورا را با حس فقدانی نزدیک و معاصر درهم آمیخت. در فضای میدان نام امام حسین (ع) محور همه چیز بود، اما ذهن جمعیت ناگزیر از نام‌های دیگری هم عبور می‌کرد؛ از رهبری که به شهادت رسید تا همشهریانی که در جنگ رمضان رفتند و حالا خانواده‌هایشان نخستین محرمِ نبودن آنها را پشت سر می‌گذارند.

شاید برای همین بود که حال و هوای میدان متفاوت‌تر از سال‌های گذشته بود. در چنین فضایی عاشورا تبدیل می‌شود به زبانی برای فهمیدن فقدان‌های امروز. همان‌طور که کربلا با جای خالی معنا پیدا می‌کند، جای خالی علی‌اکبر (ع)، قاسم (ع)، عباس (ع) و همه آنهایی که صبح بودند و عصر دیگر نبودند، امروز هم بعضی رخداد‌ها را با جای خالی آدم‌هایش می‌فهمیم؛ با نبودن کسانی که می‌توانستند هنوز در میان مردم باشند، در خانه‌هایشان و در کنار خانواده‌هایشان، اما حالا نامشان از تریبون‌ها خوانده می‌شود و تصویرشان بر پرچم‌ها و دست‌نوشته‌ها نشسته است.

میدان امام حسین (ع) امروز جایی بود که گذشته و اکنون با هم گره خورده بودند. مردم در همان حالی که برای عطش خیمه‌ها اشک می‌ریختند به داغ‌های تازه خودشان هم فکر می‌کردند؛ به صندلی‌های خالی، به خانه‌هایی که صاحب عزا شده‌اند، به مادرانی که امسال روضه را با نام فرزند شهیدشان می‌شنوند و به نسلی که هنوز فرصت زندگی داشت، اما سهمش از این سال شهادت شد.

در میان جمعیت حضور نوجوان‌ها و جوان‌ها بیشتر از هر چیز به چشم می‌آمد. بخشی از میدان را همان نسلی پر کرده بود که نام جنگ را بیشتر از روایت‌ها شنیده بود، اما در ماه‌های اخیر ناگهان با واقعیت نزدیک آن روبه‌رو شد؛ نسلی که بعضی از هم‌سن‌وسال‌هایش را در جنگ رمضان از دست داد، بعضی دوستان و آشنایانش را بدرقه کرد و حالا در هیئت‌ها و اجتماعات محرم با شکل تازه‌ای از نسبت خود با عاشورا روبه‌رو شده است. برای این نسل عزاداری راهی است برای فهمیدن اینکه چرا هنوز هم بعضی نام‌ها از میان جمعیت جدا می‌شوند و به فهرست شهدا می‌پیوندند.

از همین منظر یوم‌الحسین عصر عاشورا در اصفهان را می‌شد صحنه تلاقی چند روایت دانست؛ روایت کربلا، روایت فقدان‌های نزدیک این ملت و روایت ادامه مسیر در روزگاری که جامعه ناچار است خود را با غیبت بعضی چهره‌ها تطبیق دهد. در این میان آنچه بیش از هر چیز در میدان حس می‌شد فقط اندوه نبود؛ نوعی اصرار برای ادامه دادن هم بود. انگار جمعیت آمده بود هم برای رفتگان عزاداری کند و هم به خودش یادآوری کند که پرچم روی زمین نمانده است.

در حافظه این ملت، سوگ هیچ‌وقت فقط به معنای ایستادن کنار فقدان نیست. همیشه یک پرسش دیگر هم در دل آن هست؛ بعد از این چه می‌شود و چه کسی راه را ادامه می‌دهد.

محرم برای این جامعه فقط عزاداری بر غریب کربلا نیست؛ فرصتی است برای دوباره دیدن خود، برای سنجیدن نسبت امروز با یک حقیقت قدیمی و برای فهمیدن اینکه در روز‌های پس از فقدان چه چیزی هنوز مردم را کنار هم نگه می‌دارد. عصر عاشورای امسال در میدان امام حسین (ع) اصفهان بیش از هر چیز صحنه همین کنار هم ماندن بود؛ کنار هم ماندن مردمی که هم شهید داده‌اند، هم داغ دیده‌اند، هم از ماه‌های سخت گذشته‌اند، اما هنوز پرچم را زمین نگذاشته‌اند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین