پشت پرده اختلاف دو جنایتکار جنگی درباره تفاهم اسلامآباد
گروه بینالملل دفاعپرس: تفاهم امضاشده در ۲۸ خرداد میان آمریکا و ایران، نه تنها آینده مناقشات منطقهای، بلکه مرزهای همافزایی راهبردی میان دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل را نیز به چالش کشیده است. از این حیث، تأثیرات اولیه این تفاهم، بیش از آنکه در عرصه نظامی نمایان شود، در حوزه مذاکرات دیپلماتیک خود را نشان داده است. ترامپ این فرآیند را یک پیروزی دیپلماتیک برای کاهش تنش منطقهای و کاهش قیمت نفت معرفی میکند، در حالی که نتانیاهو بر این باور است که توافقی محدود که اسرائیل در آن نقش مستقیمی ندارد، به ایران مجدداً برای فعالیت اقتصادی، نظامی و سیاسی فضا خواهد داد. کنار گذاشته شدن اسرائیل از این تفاهم، صرفاً یک انتخاب دیپلماتیک نیست، بلکه نشانهای سیاسی و حائز اهمیت است که ترامپ اولویتهای امنیتی نتانیاهو را بر منافع آمریکا مقدم نمیداند.

افزایش روزافزون اختلافنظرها میان ترامپ و نتانیاهو، ریشه در بار راهبردی متفاوتی دارد که هر یک از آنها به انتخابات ۲۰۲۶ میبخشند. ترامپ در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا بر ثبات اقتصادی، هزینههای انرژی و کارآمدی در سیاست خارجی متمرکز است، در حالی که انتخابات پارلمانی پیشرو در اسرائیل، میتواند نتانیاهو را به اتخاذ راهبردی مستقلتر در قبال پروندههای ایران، لبنان و غزه سوق دهد.
گشایش تنگه هرمز، کاهش قیمت نفت و کاهش هزینههای جنگ، ملموسترین دستاوردهایی هستند که جمهوریخواهان میتوانند در کارزار انتخاباتی خود از آنها بهره ببرند. از این رو، تفاهم با ایران برای ترامپ نه تنها یک موضوع سیاست خارجی، بلکه عنصری در سیاست داخلی است که اکثریت کنگره و اقتدار ریاستجمهوری را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد. در این نقطه، اولویت اصلی ترامپ، فراهم آوردن آرامش اقتصادی و دستاورد دیپلماتیک برای رأیدهندگان آمریکایی است، نه ادامهدهی به برنامه امنیتی منطقهای نتانیاهو.
از سوی دیگر، انتخابات پیش روی رژیم صهیونیستی، به عنوان نخستین انتخابات سراسری پس از ۷ اکتبر، عملکرد و مشروعیت سیاسی نتانیاهو را محک خواهد زد. بر اساس ارزیابیهای افکار عمومی اسرائیل، بلوک ائتلافی نتانیاهو از کسب ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت در کنست عقبتر است و اپوزیسیون با چهرههایی چون نفتالی بنت و یائیر لاپید، موقعیت قویتری دارد. این ارزیابی حاکی از آن است که نتانیاهو پس از پروندههای فساد، فرآیندهای قضایی بینالمللی به دلیل حملات غزه و لبنان و ناکامی در سیاست مواجهه با ایران، حمایت سیاسی خود را در میان صهیونیستها تا حد زیادی از دست داده است.
این روند، اعتراضات نتانیاهو به تفاهم با ایران را بیشتر کرده و اختلاف نظر با ترامپ را به لحنی تند و شخصی تبدیل کرده است. از منظر نتانیاهو، مهمترین ریسک سیاسی این تفاهم، کنار ماندن اسرائیل از میز تعیینکننده شرایط توافق، علیرغم نقش تعیینکنندهاش در آغاز جنگ است. این امر، هم ادعای بازدارندگی منطقهای و هم نفوذ نتانیاهو بر ترامپ را زیر سؤال میبرد. اما برای ترامپ، گرایش نتانیاهو به تداوم درگیری در ایران، لبنان و غزه، عاملی است که قیمت انرژی را بالا میبرد، روند دیپلماتیک را دشوار میسازد و هزینههای تازهای به سیاست داخلی آمریکا تحمیل میکند؛ لذا رویکرد ترامپ به نتانیاهو، تنها به اختلافی تاکتیکی محدود نیست، بلکه نشان میدهد که نخستوزیر اسرائیل به طور فزایندهای به عنوان باری سیاسی برای منافع آمریکا تلقی میشود.
اینکه ترامپ مستقیماً به نتانیاهو گفته است جنگ باید پایان یابد و عملیات جدید اسرائیل را گامهایی تهدیدکننده برای تفاهم ارزیابی میکند، نشان میدهد آمریکا دیگر بدون چون و چرا با برنامه امنیتی اسرائیل همراهی نمیکند. در سوی مقابل، نتانیاهو میان ضرورت حفظ حمایت آمریکا و حفظ آزادی عمل نظامی، در تنگنایی فزاینده قرار گرفته است. اگرچه طرفین در ملأ عام بر تداوم اتحاد تأکید میورزند، اما اختلاف پشت پرده بر سر زمان و چگونگی پایان جنگ، به گونهای که به نفع سیاسی کدام یک تمام شود، متمرکز است. هشدار صریح کاخ سفید به نتانیاهو، این احتمال را تقویت میکند که برای حفظ تفاهم، حوزه عمل نتانیاهو محدود شود. ترامپ بدین ترتیب نشان میدهد که برای حراست از دستاورد دیپلماتیک خود با ایران، میتواند از مخالفتهای نتانیاهو عبور کرده و در صورت لزوم، نخستوزیر اسرائیل را از معادلات خارج سازد.
همانطور که در مورد تفاهم ایران مشاهده شد، واگرایی آشکار میان سران واشنگتن و تلآویو، تنها به روابط دولتها محدود نمانده، بلکه بر نگرش محافل حامی اسرائیل در آمریکا نسبت به این توافق نیز اثر گذاشته است. در این زمینه، کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (ایپک) بر تداوم تحریمهای شدید علیه ایران و مشارکت امنیتی آمریکا-اسرائیل تأکید دارد، در حالی که سازمانهای لیبرالتری مانند «جی استریت» بر لزوم تفکیک میان حمایت از امنیت اسرائیل و حمایت از سیاستهای دولت نتانیاهو صحه میگذارند. در نظرسنجی سال ۲۰۲۶ از ۸۰۰ رأیدهنده یهودی آمریکایی، ۸۶ درصد خود را حامی اسرائیل معرفی کردند، در حالی که تنها ۲۳ درصد از سیاستهای دولت اسرائیل حمایت کردند. این آمار به وضوح نشان میدهد که مخالفت با نتانیاهو به معنای مخالفت با اسرائیل نیست.
در نهایت برای ترامپ، عواملی چون گشایش تنگه هرمز، کاهش قیمت انرژی و جلوگیری از جنگی جدید، از نیازهای سیاسی داخلی نتانیاهو اولویت بالاتری دارند. برای نتانیاهو نیز، خارج ماندن از چارچوب تفاهم، هم ادعای بازدارندگی منطقهای و هم نفوذش بر آمریکا را تضعیف میکند؛ بنابراین وقایع رخ داده میان تلآویو و واشنگتن حاکی از آن است که ترامپ نه لزوماً اسرائیل، بلکه نقش تعیینکننده نتانیاهو در سیاست منطقهای را کنار گذاشته است. پرسش اساسی در آینده، نه پایان یافتن احتمالی اتحاد کامل میان آمریکا و رژیم صهیونیستی، بلکه این خواهد بود که تا چه حد نتانیاهو برای دولت ترامپ به بازیگری قابل عبور و جایگزین تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام/ ۹۹۹
