ترور؛ راهبرد ناکام برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران

ترور یکی از مهم‌ترین ابزار‌های دشمنان جمهوری اسلامی برای مقابله با ایران بوده که هدف اصلی آن تضعیف ساختار سیاسی، امنیتی و علمی جمهوری اسلامی ایران عنوان شده بود.
کد خبر: ۸۴۴۲۰۳
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۳ - 28June 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس: ترور در ادبیات سیاسی معاصر، صرفاً حذف فیزیکی یک فرد نیست؛ بلکه تلاشی برای ضربه‌زدن به یک جریان فکری، یک ساختار سیاسی و یک اراده جمعی محسوب می‌شود. به همین دلیل، بررسی تاریخ ترور‌های صورت‌گرفته علیه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که انتخاب اهداف هیچ‌گاه تصادفی نبوده است. دشمنان ایران همواره افرادی را هدف قرار داده‌اند که نقش مؤثری در تثبیت، توسعه یا ارتقای قدرت جمهوری اسلامی داشته‌اند.

در سال‌های ابتدایی انقلاب، هنگامی که نظام سیاسی جدید هنوز در حال تثبیت بود، گروهک منافقین با حمایت برخی بازیگران خارجی تلاش کردند از طریق حذف رهبران اصلی انقلاب، روند استقرار جمهوری اسلامی را متوقف کنند. شهادت آیت‌الله بهشتی و ده‌ها نفر از مدیران ارشد کشور در حادثه هفتم تیر، ترور شهیدان محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر در هشتم شهریور و ده‌ها عملیات تروریستی دیگر در همین چارچوب قابل تحلیل است. طراحان این اقدامات تصور می‌کردند که با حذف چهره‌های کلیدی، نظام نوپای جمهوری اسلامی دچار فروپاشی یا بحران مشروعیت خواهد شد.

اما واقعیت بر خلاف محاسبات آنان رقم خورد. هر ترور به جای ایجاد شکاف در جامعه، موجی از همبستگی و انسجام ملی را به وجود آورد. مردم ایران این اقدامات را نه صرفاً حمله به یک فرد، بلکه حمله به استقلال و هویت سیاسی خود تلقی کردند. به همین دلیل، راهبرد ترور در دهه نخست انقلاب نتوانست به هدف اصلی خود یعنی تضعیف نظام دست یابد.

در دهه‌های بعد نیز ماهیت این راهبرد تغییر نکرد، اما اهداف آن متنوع‌تر شد. با پیشرفت علمی و فناوری ایران، دشمنان تلاش کردند از طریق ترور دانشمندان برجسته، روند رشد کشور را متوقف کنند. ترور دانشمندان هسته‌ای ایران نمونه بارز این رویکرد بود. پیام آشکار این اقدامات آن بود که ایران نباید به فناوری‌های پیشرفته دست یابد و هرگونه حرکت در مسیر استقلال علمی با هزینه‌های سنگین مواجه خواهد شد.

با این حال، نتیجه بار دیگر خلاف انتظار طراحان بود. برنامه‌های علمی کشور متوقف نشد و نسل جدیدی از دانشمندان و پژوهشگران مسیر شهیدان را ادامه دادند. تجربه ترور دانشمندان هسته‌ای نشان داد که پیشرفت علمی یک کشور صرفاً وابسته به چند فرد نیست، بلکه ریشه در اراده ملی و ظرفیت‌های گسترده انسانی دارد.

در سال‌های اخیر، ترور وارد مرحله جدیدی شد و فرماندهان برجسته محور مقاومت و جمهوری اسلامی را هدف قرار داد. شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی توسط ایالات متحده آمریکا را باید یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تروریسم دولتی در عصر معاصر دانست. سردار سلیمانی تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ او به نماد مبارزه با تروریسم، تقویت عمق راهبردی ایران و توسعه شبکه مقاومت در منطقه تبدیل شده بود. به همین دلیل، حذف فیزیکی وی با هدف کاهش نفوذ منطقه‌ای ایران و تضعیف جبهه مقاومت صورت گرفت.

در ادامه همین مسیر، ترور فرماندهان ارشد مقاومت، دانشمندان و شخصیت‌های اثرگذار نیز در دستور کار دشمنان قرار گرفت. وجه مشترک همه این اقدامات آن است که عاملان ترور به جای رویارویی مستقیم با ظرفیت‌های مردمی و ساختاری جمهوری اسلامی، تلاش می‌کنند با حذف افراد شاخص، معادلات قدرت را تغییر دهند. این در حالی است که تجربه تاریخی نشان داده است قدرت جمهوری اسلامی صرفاً متکی به اشخاص نیست، بلکه بر مجموعه‌ای از نهادها، ساختارها، باور‌های اجتماعی و سرمایه انسانی استوار است.

یکی دیگر از اهداف مهم ترورها، ایجاد احساس ناامنی و بی‌ثباتی در جامعه است. دشمنان تلاش می‌کنند با هدف قرار دادن شخصیت‌های برجسته، این پیام را منتقل کنند که جمهوری اسلامی قادر به حفاظت از نخبگان و مسئولان خود نیست. چنین اقدامی می‌تواند در محاسبات آنان موجب تضعیف اعتماد عمومی و کاهش روحیه ملی شود. اما تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد که جامعه ایرانی در برابر این فشار‌ها واکنشی معکوس از خود نشان داده و معمولاً پس از هر اقدام تروریستی، سطح همبستگی ملی افزایش یافته است.

نکته مهم دیگر آن است که ترور همواره زمانی شدت یافته که جمهوری اسلامی در حال عبور از یک مرحله مهم قدرت‌یابی بوده است. از تثبیت نظام در دهه نخست انقلاب گرفته تا پیشرفت‌های علمی، توسعه توان دفاعی و گسترش نفوذ منطقه‌ای، در هر مقطع که ایران به دستاوردی راهبردی نزدیک شده، دشمنان کوشیده‌اند از ابزار ترور برای کند کردن این روند استفاده کنند. این مسئله نشان می‌دهد که ترور بیش از آنکه نشانه قدرت دشمن باشد، بیانگر ناتوانی او در مواجهه با ظرفیت‌های رو به رشد جمهوری اسلامی است.

امروز پس از گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی، کارنامه راهبرد ترور کاملاً روشن است. شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر، دانشمندان هسته‌ای، حاج قاسم سلیمانی و دیگر شهدای راه انقلاب اگرچه از میان ما رفته‌اند، اما آرمان‌ها و مسیر آنان همچنان ادامه دارد. تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده است که ترور می‌تواند افراد را از صحنه حذف کند، اما قادر به حذف یک اندیشه، یک ملت و یک اراده تاریخی نیست. از همین رو، ترور در تمام این سال‌ها نه به تضعیف جمهوری اسلامی، بلکه در بسیاری از موارد به تقویت انسجام ملی، بازتولید سرمایه انسانی و افزایش مقاومت جامعه ایرانی منجر شده است.

انتهای پیام/381

برچسب ها: ترور ، شهید بهشتی ، 7 تیر
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین