شهید بهشتی معمار عقلانیت و نظم در جغرافیای انقلاب اسلامی
گروه استانهای دفاعپرس - «پژمان گنجیپور»؛ سید محمد حسینی بهشتی شخصیتی فراتر از یک روحانی مبارز بود، او اندیشمندی بود که در جستجوی پیوند میان آموزههای اصیل دینی با مقتضیات دنیای مدرن منظومهای فکری و عملی را بنیان نهاد. در دورانی که هیجانات تند و تصمیمات ناپایدار بر فضای سیاسی کشور سایه افکنده بود آیتالله بهشتی با تکیه بر عقلانیت و قانونمندی در پی ساختارسازی برای نظامی بود که بتواند در برابر طوفانهای پیشرو ایستادگی کند. این معمار نواندیش انقلاب نیک میدانست که استقرار یک نظام تمدنساز بدون پشتوانههای نظری عمیق و طراحی ساختارهای حقوقی منسجم به سرانجامی مطلوب نخواهد رسید. او از آن دست متفکرانی نبود که به ظواهر تغییرات سیاسی بسنده کنند بلکه با نگاهی آسیبشناسانه ریشه بسیاری از ناکامیهای نهضتهای پیشین را در فقدان انسجام تشکیلاتی و کادرسازی تخصصی میدید. شهید بهشتی با همین رویکرد دغدغه اصلی خود را از سطح مبارزات خیابانی به عمق نهادهای سازنده حکومت منتقل کرد.

ایشان در مسیری که برگزیده بود هیچگاه مرعوب فضای حاکم نشد و همواره بر این باور بود که انقلاب اسلامی برای بقا نیازمند نسلی است که تخصص علمی را با ایمان آگاهانه پیوند زند. همین نگاه دوراندیشانه باعث شد که ایشان با وجود هجمههای سنگین دشمنان فکری و سیاسی لحظهای از تلاش نظاممند و برنامهریزی راهبردی برای آینده کشور دست نکشد. او در حقیقت پلی مستحکم میان آرمانهای بلند الهی و واقعیتهای اجرایی یک دولت مدرن بنا کرد مسیری که با شهادت مظلومانه او به نمادی از درایت صبر و مظلومیت حقیقت در حافظه تاریخ معاصر ایران بدل گشت. در همین راستا شهید بهشتی با درک صحیح از نیازهای نسل جوان تمام همت خود را بر مدیریت اندیشه متمرکز کرد تا از غلتیدن جریانهای مبارز به دام التقاط یا سطحینگری جلوگیری کند. ایشان با تأسیس مراکز علمی و ایجاد کرسیهای نقد و نظر فضایی را فراهم آورد که در آن مفاهیم بنیادین اسلام نه در قالب شعارهای کلیشهای بلکه در ترازوی استدلالهای عقلانی سنجیده شوند. این رویکرد خردمندانه نه تنها باعث جذب طیفهای وسیعی از نخبگان دانشگاهی و حوزوی به عرصه انقلاب شد بلکه ساختار نظری جمهوری اسلامی را در برابر سیل شبهات فکری دوران بیمه کرد. به واقع او با نگاه خود نه فقط یک شخصیت در ساختار حاکمیتی بلکه یک مدرسه بود که تا سالها بعد نسل تربیتیافتگانش بار اصلی هدایت علمی و اجرایی کشور را بر دوش کشیدند. علاوه بر این توانمندی بیبدیل ایشان در مواجهه با بحرانهای پیچیده سیاسی او را به لنگرگاه آرامش در تلاطمهای ابتدای پیروزی انقلاب تبدیل کرده بود چرا که وی همواره با تکیه بر اصول قانونمداری و سعهصدر تنشهای حاد میان گروههای مختلف را به سمت گفتوگوهای منطقی و راهکارهای مدنی هدایت میکرد تا از فرسایش سرمایههای اجتماعی جلوگیری کند.
پلی مستحکم میان حوزه و دانشگاه
یکی از ویژگیهای ممتاز شهید بهشتی خروج از دایرههای محدود سنتی و درک ضرورتهای زمانه بود. ایشان با تسلط بر زبانهای خارجی و ورود به محیطهای دانشگاهی در صدد شکستن حصار میان حوزه و دانشگاه برآمد. تأسیس دبیرستان دین و دانش در قم تجلی این نگاه بلند بود محیطی که در آن دانشآموزان نه با تکیه بر تقلید بلکه با قدرت منطق و استدلال به شناخت مبانی دینی دست مییافتند. این رویکرد پایهای برای کادرسازی نیروی انسانی متعهد و متخصص در سالهای پس از انقلاب شد.
بازخوانی عقلانی از اسلام
منظومه فکری شهید بهشتی بر اصل اسلام عقلانی استوار بود او معتقد بود قرآن سراسر دعوت به تفکر است و دین نباید در تعارض با خرد باشد. ایشان با ارائه خوانشی منطقی میکوشید نسل جوان را با ایمانی آگاهانه و بهدور از شعارزدگی به سوی تعالی سوق دهد. بهشتی بر این باور بود که مبانی اعتقادی باید بهگونهای تبیین شوند که در برابر پرسشهای فلسفی و چالشهای فکری زمانه استوار باقی بمانند. او ایمان را محصول آگاهی و فهم دقیق میدانست و همواره مخاطبانش را به پرسشگری فرامیخواند. او به خوبی دریافته بود که تنها دینی در عصر حاضر کارآمد است که منطق درونیاش شفاف و کارآمدی اجتماعیاش برای همگان ملموس باشد از همین رو منظومه فکری او بهجای تعصبات سلیقهای بر برهان و تبیین بنا شده بود.
نهادسازی و ضرورت تشکیلات
شاید بارزترین مؤلفه مدیریت شهید بهشتی باور راسخ ایشان به تشکیلات بود. ایشان به خوبی دریافته بود که کنشهای انفرادی و پراکنده هرچقدر هم که نیت خیری در پس آنها باشد در بلندمدت راهگشا نخواهند بود. تشکیل حزب جمهوری اسلامی با هدف تربیت مدیران متعهد و کادرسازی برای آینده نظام صورت گرفت. شهید بهشتی با پیادهسازی مدیریت جمعی در پی آن بود که ساختارها را فراتر از سلیقههای فردی قرار دهد تا از آسیبهای استبداد و هرجومرج پیشگیری شود. ایشان معتقد بود که جامعه انقلابی برای رسیدن به مرحله استقرار نیازمند نظم تشکیلاتی است که در آن خرد جمعی جایگزین تکروی شود. در نگاه شهید بهشتی تشکیلات، مدرسهای برای تمرین مسئولیتپذیری و تحمل آرای مخالف بود. ایشان همواره تأکید داشت که نیروهای انقلابی باید در محیطی قانونمند یاد بگیرند که چگونه اختلاف سلیقهها را در مسیر رسیدن به اهداف عالی کشور مدیریت کنند. این باور عمیق به ساختار باعث شده بود تا ایشان در تمامی نهادهایی که بنا نهاد بر اصل شفافیت و پاسخگویی تکیه کند چرا که میدانست بقای یک نظام پویا تنها در گرو نهادهایی است که از شخصمحوری فاصله گرفته و بر مدار اصول مشخص تشکیلاتی حرکت میکنند.
عدالت و آزادی در چارچوب قانون
در منظومه فکری شهید بهشتی عدالت اجتماعی و آزادیهای انسانی دو ستون اصلی بنای حکومت بودند. تمام تلاش ایشان در مجلس خبرگان قانون اساسی و دیوان عالی کشور تبدیل مفاهیم اخلاقی دین به زبان حقوقی و ضوابط قانونی بود. ایشان باور داشت که تنها در سایه قانون عادلانه است که حقوق آحاد مردم حفظ میشود و از تمرکز ثروت و انحصارات جلوگیری به عمل میآید. برای او آزادی بدون عدالت نابرابری را تقویت میکرد و عدالت بدون آزادی مانع رشد و شکوفایی استعدادهای انسانی بود. او تأکید داشت که عدالت در یک جامعه اسلامی فراتر از یک شعار اخلاقی باید به یک نظام حقوقی و اقتصادی منسجم تبدیل شود تا دستاندازی به حقوق عمومی ناممکن گردد. در اندیشه وی قانون نه ابزاری برای محدودسازی بلکه سپری برای محافظت از کرامت انسانها و ایجاد فرصتهای برابر برای رشد بود. شهید بهشتی با رویکردی واقعبینانه معتقد بود که آزادی بیان و مشارکت سیاسی مردم نه تنها خطری برای نظام نیست بلکه شرط لازم برای پویایی آن است چرا که او هرگونه توسعهای را که با آزادی مسئولانه و عدالت اجتماعی همراه نباشد ناپایدار و آسیبزا میدانست. از همین رو او تمام عمر پربرکت خود را صرف نهادینهکردن ضوابطی کرد که در آن عدالت و آزادی نه در تضاد با یکدیگر بلکه مکمل یکدیگر برای ساختن جامعهای آباد و آزاد باشند.
میراثی ماندگار در حافظه تاریخ
دوران مسئولیت شهید بهشتی دوران آماج هجمههای سنگین و بیرحمانه سیاسی بود. ایشان با تکیه بر صبر و سعهصدر مثالزدنی در برابر تمامی تهمتها سکوت کرد تا وحدت ملی خدشهدار نشود. شهادت ایشان در هفتم تیر ۱۳۶۰ اگرچه خسرانی بزرگ برای انقلاب بود، اما چهره واقعی کینهتوزان را برای همگان آشکار ساخت. شهید بهشتی با رفتن خود الگویی از منطق نظم و متانت را برای آیندگان این مرز و بوم به یادگار گذاشت میراثی که همچنان در مسیر اعتلای این نظام راهگشا و الهامبخش است.
انتهای پیام/
