اقتصاد اسلامی؛ از عدالت معیشتی تا قدرت ملی
گروه سیاسی دفاعپرس: مسئله اقتصاد در جمهوری اسلامی ایران همواره فراتر از یک موضوع صرفاً معیشتی یا اجرایی بوده است. در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، اقتصاد یکی از مهمترین عرصههای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و بستری برای تأمین عدالت، استقلال، عزت ملی و پیشرفت کشور محسوب میشود. از همین رو معظم له در طول سالهای مختلف، ضمن تبیین مبانی اقتصاد اسلامی، بر ضرورت فاصله گرفتن از نسخههای وارداتی و طراحی الگویی مبتنی بر مبانی اسلامی و اقتضائات بومی تأکید کردهاند.

یکی از مهمترین محورهای اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب، توجه همزمان به تولید ثروت و عدالت اجتماعی است که بر همین اساس در تبیین پایههای اقتصاد اسلامی تصریح میکنند که هر نسخه اقتصادی زمانی اسلامی محسوب میشود که بتواند دو هدف اساسی را تأمین کند؛ نخست افزایش ثروت ملی و دوم توزیع عادلانه این ثروت و رفع محرومیت در جامعه. این نگاه از آن جهت اهمیت دارد که برخلاف برخی رویکردهای رایج، عدالت را در مقابل رشد اقتصادی قرار نمیدهد و از سوی دیگر رشد اقتصادی بدون عدالت را نیز ناکافی میداند.
در این چارچوب، کشور اسلامی باید کشوری ثروتمند و برخوردار از قدرت اقتصادی باشد. جامعهای که از تولید ثروت ناتوان باشد، نه قادر به رفع فقر خواهد بود و نه میتواند در عرصه بینالمللی از منافع و آرمانهای خود دفاع کند. از سوی دیگر، تمرکز صرف بر افزایش ثروت بدون توجه به توزیع عادلانه آن نیز به شکلگیری شکافهای اجتماعی، محرومیت و بیعدالتی منجر خواهد شد؛ بنابراین اقتصاد اسلامی در نگاه ایشان، ترکیبی از کارآمدی اقتصادی و عدالت اجتماعی است.
رهبر شهید انقلاب در سالهای اخیر بیش از گذشته بر مسئله توانمندسازی مردم و مشارکت عمومی در اقتصاد تأکید داشتند و معتقد بودند مهمترین راه عدالتبنیان کردن اقتصاد آن است که امکان کار، تولید و کسب درآمد برای همه اقشار جامعه فراهم شود. از این منظر، عدالت صرفاً به معنای توزیع کمکهای حمایتی نیست، بلکه به معنای ایجاد فرصتهای برابر برای حضور مردم در فعالیتهای اقتصادی است.
لذا امام خامنه ای بر ضرورت طراحی نقشه راهی جامع برای افزایش مشارکت اقشار کمدرآمد در فعالیتهای اقتصادی تأکید میکردند. در این نگاه، دولت وظیفه دارد موانع ورود مردم به عرصه تولید، سرمایهگذاری و اشتغال را برطرف کند تا افراد بتوانند از طریق تلاش و فعالیت اقتصادی، سطح معیشت خود را ارتقا دهند. چنین رویکردی ضمن حفظ کرامت انسانی، زمینهساز کاهش فقر و تحقق عدالت پایدار خواهد بود.
نکته مهم دیگر در اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب، پیوند مستقیم اقتصاد با امنیت ملی، فرهنگ، استقلال سیاسی و جایگاه بینالمللی کشور است. به نحوی که بارها تأکید کردند که مسئله اقتصادی صرفاً محدود به تأمین نیازهای روزمره مردم نیست، بلکه بر امنیت، اقتدار سیاسی و توان اثرگذاری کشور در عرصه جهانی نیز تأثیر مستقیم دارد.
این نگاه ریشه در یک واقعیت مهم دارد؛ کشوری که از اقتصاد قوی برخوردار نباشد، در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیر خواهد بود زیرا وابستگی اقتصادی میتواند به وابستگی سیاسی منجر شود و استقلال تصمیمگیری کشور را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، رهبر شهید انقلاب همواره بر تقویت توان داخلی، افزایش تولید ملی و کاهش وابستگی به خارج تأکید داشتند.
در منظومه فکری ایشان، اقتصاد مقاومتی دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا میکند. اقتصاد مقاومتی صرفاً یک سیاست اقتصادی برای عبور از تحریمها نیست، بلکه الگویی برای افزایش تابآوری اقتصاد، تقویت ظرفیتهای داخلی و تبدیل تهدیدها به فرصتهاست. این رویکرد تلاش میکند اقتصاد کشور را بر پایه توانمندیهای درونی و مشارکت مردم استوار سازد تا کشور در برابر تکانههای خارجی آسیبپذیر نباشد.
یکی دیگر از ابعاد مهم اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب، نقد جدی الگوهای اقتصادی غربی است چون اعتقادشان بر این بود تجربه چند دهه اخیر نشان داده بسیاری از نظریههای اقتصادی و سیاسی غرب نه تنها قادر به حل مشکلات جوامع بشری نبودهاند، بلکه خود با بحرانهای جدی مواجه شدهاند. بحرانهای مالی، افزایش شکاف طبقاتی، گسترش فقر در جوامع توسعهیافته و ناکامی بسیاری از سیاستهای اقتصادی غربی، از جمله شواهدی است که ایشان برای اثبات این مدعا مطرح میکنند.
مطابق نگاه یاد شده، دنیای سرمایهداری لیبرال، عدالت را به مسئلهای فرعی و ابزاری تبدیل کرده و محور اصلی تصمیمگیریهای اقتصادی را سود، سرمایه و منفعت قرار داده است. در مقابل، اسلام عدالت را در مرکز نظام اقتصادی قرار میدهد و همه سیاستها و برنامهها باید در خدمت تحقق این هدف باشند.
رهبر شهید انقلاب همچنین تجربه تاریخی گرایش برخی جریانها به سوسیالیسم و مارکسیسم را مورد اشاره قرار داده و معتقد بودند همانگونه که سرمایهداری نتوانسته پاسخگوی نیازهای بشر باشد، الگوهای سوسیالیستی نیز ناکارآمدی خود را نشان دادهاند به همین دلیل بر ضرورت تولید فکر و نظریه اقتصادی مبتنی بر مبانی اسلامی تأکید می کردند و اینکه جمهوری اسلامی میتواند در این زمینه حرفهای نو و جذابی برای جهان ارائه کند.
در این میان، مسئله اقتصاد اسلامی جایگاه ویژهای در اندیشه ایشان داشت برای اینکه رهبر شهید انقلاب همواره تاکید داشتند اسلام تنها مجموعهای از توصیههای اخلاقی برای اقتصاد ارائه نکرده، بلکه دارای چارچوبها، خطوط کلی و اصول مشخصی برای اداره اقتصاد جامعه است از همین روی نمیتوان هر الگوی اقتصادی را صرفاً به دلیل دستیابی به برخی اهداف مطلوب، اسلامی دانست.
امام خامنه ای در نقل دیدگاه بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران نیز بر همین نکته تأکید میکردند که اسلام دارای چارچوب مشخص اقتصادی است و نظام اسلامی باید در مسیر تحقق این چارچوب حرکت کند؛ بنا بر این تعبیر، پر شدن فضای جامعه از احکام، شریعت و قواعد اسلامی، هدف اصلی انقلاب اسلامی بوده و نمیتوان به بهانه مصلحتاندیشی یا جلب رضایت قدرتهای جهانی از این اصول فاصله گرفت.
به همین حاطر رهبر شهید انقلاب نسبت به اختلاط الگوهای اسلامی با نسخههای وارداتی هشدار دادند و عنوان داشتند بخشی از مشکلات اقتصادی کشور ناشی از آن است که در برخی حوزهها، به جای اجرای کامل و دقیق آموزههای اسلامی، نسخهای ترکیبی از الگوهای اسلامی و غیر اسلامی به اجرا درآمده است. لذا تجربه نشان داده که بخشهای اقتباسشده از الگوهای غربی نتوانستهاند خیر و برکت قابل توجهی برای کشور به همراه داشته باشند.
نظام بانکی نیز یکی از حوزههایی است که در این چارچوب مورد توجه رهبر شهید انقلاب قرار داشت بدین صورت که ضمن تقدیر از تلاشهای صورتگرفته برای ایجاد بانکداری بدون ربا، معتقد بودند این مسیر هنوز کامل نشده و نیازمند اصلاحات و تکمیل بیشتر است و تحقق کامل بانکداری اسلامی میتواند یکی از گامهای مهم در جهت اصلاح ساختار اقتصادی کشور باشد.
در کنار همه این مباحث، امام شهید انقلاب همواره بر ضرورت برنامهریزی دقیق و علمی در عرصه اقتصاد تأکید داشتند. برخلاف برخی برداشتهای سطحی، معظم له اقتصاد اسلامی را در تعارض با عقلانیت و دانش نمیدانستند، بلکه معتقد بودند نظام اسلامی باید بر پایه عقلانیت، علم و برنامهریزی اداره شود. البته این عقلانیت به معنای تسلیم در برابر الگوهای مسلط جهانی یا عقبنشینی از اصول نیست، بلکه به معنای یافتن بهترین راهها برای تحقق اهداف و آرمانهای اسلامی است.
بر همین اساس، قائد شهید امت از تدوین برنامههای اقتصادی مبتنی بر مطالعات کارشناسی حمایت می کرد و اجرای دقیق سیاستهای مصوب را شرط موفقیت اقتصادی کشور میدانستند. در واقع، مطابق این نگاه اقتصاد اسلامی نه یک شعار آرمانگرایانه، بلکه یک پروژه عملیاتی و قابل اجرا برای اداره کشور است.
جمعبندی اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که اقتصاد را ابزاری برای تحقق عدالت، پیشرفت، استقلال و عزت ملی می دانستند و عقیده بر آن داشتند که اقتصاد مطلوب اقتصادی است که هم ثروت تولید کند و هم فقر را کاهش دهد؛ هم قدرت ملی را افزایش دهد و هم عدالت اجتماعی را گسترش بخشد؛ هم بر دانش و عقلانیت استوار باشد و هم بر ارزشهای اسلامی. بنابراین چنین الگویی میتواند نه تنها راهگشای مسائل اقتصادی کشور باشد، بلکه الگویی الهامبخش برای ملتهایی باشد که از ناکارآمدی نسخههای رایج اقتصادی به ستوه آمدهاند و در جستوجوی راهی تازه برای تحقق توسعه و عدالت هستند.
انتهای پیام/381
