نقیبالسادات: تشییع رهبر شهید رسانهای زنده برای تولید هویت و حافظه جمعی است
به گزارش خبرنگار سیاسی دفاعپرس، سیدرضا نقیبالسادات، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست علمی «سویههای نظری و معرفتی روایتپردازی از مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید» ضمن تسلیت شهادت رهبر شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای، اظهار کرد: محور اصلی بحث بنده، بررسی سویههای نظری و معرفتی تشییع پیکر رهبر معظم انقلاب در چارچوب ارتباطات آیینی است.

وی افزود: این موضوع در شرایط کنونی بهعنوان یک واقعه مهم جهانی مطرح است و اذهان مردم منطقه، کشورهای همجوار ایران و کشورهای حوزه مقاومت را به خود مشغول کرده است. به همین دلیل تلاش میکنم این بحث را در دو بخش ارائه کنم. بخش نخست به مفهوم شهید در مکتب تشیع اختصاص دارد تا زمینهای برای ورود به بحث اصلی فراهم شود و بخش دوم نیز به سویههای معرفتی این آیین تشییع در نظام ارتباطات آیینی میپردازد.
نقیبالسادات ادامه داد: تلاش میکنم زمان را بهگونهای مدیریت کنم که تمرکز اصلی بر سویههای معرفتی در حوزه ارتباطات آیینی قرار گیرد. در بخش نخست نیز به اختصار به مفهومشناسی شهید میپردازم؛ زیرا مفهوم شهید در جامعه ایران، بهویژه پس از انقلاب اسلامی، به یکی از مفاهیم پرتواتر و پرکاربرد در ادبیات کشور تبدیل شده و همه با آن آشنا هستند، اما برای ورود به بحث اصلی لازم است مروری بر این مفهوم داشته باشیم.
وی تصریح کرد: شهید در مکتب تشیع و فرهنگ شیعی صرفاً یک واقعه زیستی نیست که با پایان عمر فرد خاتمه یابد، بلکه رخدادی معنایی، هویتی و ارتباطی است. من برای این موضوع نزدیک به چهار ماه است که بهطور مستمر کار میکنم و زمانی که دوستان این موضوع را با من مطرح کردند، عرض کردم که این کار ظرفیت یک پژوهش جامع را دارد، هرچند در قالب مقاله نیز قابل ارائه است.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: در بستر نظام اعتقادی شیعی، شهادت یک رخداد معنایی، هویتی و ارتباطی است. اگر از این منظر به آن نگاه کنیم، شهادت نه تنها حامل معناست، بلکه یک رویداد و روایت تاریخی نیز محسوب میشود که حافظه جامعه دینی بهصورت مستمر آن را بازتولید میکند. از همین رو، من به شهادت بهعنوان یک کنش ارتباطی نمادین نگاه میکنم؛ مفهومی که فراتر از زمان و مکان حرکت میکند و در جریان تاریخ بازتولید میشود.
وی با اشاره به تلاش خود برای آمادهسازی اسلایدهای این نشست گفت: سعی کردم برای این بحث اسلاید تهیه کنم، اما نمیدانم تا چه اندازه برای حاضران قابل مشاهده است؛ زیرا خودم نیز بهخوبی آن را نمیبینم. با این حال، در آموزههای شیعی مفهوم شهادت پیوندی عمیق با نهضت امام حسین (ع) و واقعه عاشورا دارد؛ واقعهای که مهمترین الگوی معنایی شهادت در تشیع به شمار میرود.
نقیبالسادات افزود: اکنون نیز در ایام محرم قرار داریم و عاشورا همچنان مهمترین الگویی است که معنای شهادت در تشیع را شکل میدهد. این مفهوم با مفاهیمی همچون فداکاری، ایثار، حقطلبی، عدالتخواهی و ارزشهای مشابه گره خورده و از این منظر قابل فهم است.
وی در تشریح ویژگیهای اساسی مفهوم شهید گفت: نخستین ویژگی آن است که شهید شاهد حقیقت است. واژه شهید از ریشه «شهد» به معنای حضور و گواهی دادن گرفته شده است؛ بنابراین شهید صرفاً کسی نیست که در راه خدا کشته شده باشد، بلکه شاهد و گواه حقیقتی است که رخ داده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: دومین ویژگی اساسی شهادت، حامل پیام بودن آن است. شهادت در تشیع پایان پیام نیست، بلکه آغاز پیام است. به تعبیر مشهور، خون شهید زمانی اثرگذار میشود که به آگاهی اجتماعی تبدیل شود. از همین منظر، شهادت را میتوان معادل آگاهی اجتماعی دانست.
وی افزود: اگر این مفهوم را به شهادت رهبر شهید پیوند بزنیم، میتوان گفت شهادت ایشان نوعی آگاهی اجتماعی را پدید آورد. رهبر انقلاب با وجود همه تصورات و برداشتهایی که درباره جایگاه حفاظتی ایشان وجود داشت، با شهادت خود نشان دادند که در خط مقدم حضور داشتهاند و همین مسئله جامعه ایرانی را به درک و شعور اجتماعی تازهای رساند؛ اینکه رهبر انقلاب در تمام این سالها جلوتر از ملت حرکت میکردند و این واقعیت در طول دهههای گذشته اثبات شد.
نقیبالسادات سومین ویژگی شهید را هویتسازی دانست و اظهار کرد: بخش مهمی از هویت تاریخی و فرهنگی جوامع شیعی از طریق مفهوم شهادت بازتولید میشود؛ بنابراین شهادت یک عنصر هویتساز است و هویتی به نام هویت شهادت را شکل میدهد.
وی چهارمین ویژگی را سرمایه نمادین جامعه عنوان کرد و گفت: مفهوم شهید در بستر نظام فکری شیعه و دین اسلام بهطور مستمر بازتولید میشود. از این رو مفاهیمی همچون ایثار، عدالت و مقاومت، کارکردی فراتر از یک فرد تاریخی پیدا میکنند و به سرمایه نمادین جامعه تبدیل میشوند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه به موضوع از منظر ارتباطات نیز نگاه میکند، اظهار داشت: بهعنوان معلم ارتباطات، دانشجوی ارتباطات و کسی که سالها در حوزه رسانه فعالیت کرده است، شهادت را یک پدیده ارتباطی نیز میدانم. از منظر مطالعات ارتباطی، شهادت یک متن فرهنگی است؛ متنی که معانی متعددی را در خود جای داده است.
وی افزود: در این چارچوب، خود شهید یک پیام است. در بستر نظام ارتباطی، شهادت یک کنش ارتباطی محسوب میشود و آیینها و یادبودها نیز فرآیند بازتولید معنا هستند. همانگونه که در ماه محرم با برگزاری مراسم عزاداری، موکبها و یادبودها، معنای عاشورا و شهادت امام حسین (ع) بازتولید میشود، پس از شهادت رهبر شهید نیز باید این بازتولید معنا بهعنوان یک فرآیند مستمر آگاهیبخشی اجتماعی ادامه پیدا کند.
وی ادامه داد: این روند مشابه اتفاقی است که درباره سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) شاهد هستیم. هر سال این آیینها برگزار میشود و در نتیجه آگاهی اجتماعی و شعور جمعی تولید میکند.
نقیبالسادات تصریح کرد: در این چارچوب، جامعه مؤمنان، شیعیان و مردم ایران مخاطبان و مفسران این پیام هستند. در واقع با یک نظام ارتباطی چهارعنصری شامل شهید، شهادت، آیینها و یادبودها و جامعه مؤمنان روبهرو هستیم که پدیده ارتباطی مورد بحث ما را شکل میدهد.
وی گفت: بسیاری از دوستان حاضر در این نشست رسانهای هستند و با پدیدههای ارتباطی آشنایی دارند. از همین منظر باید به مفهوم شهید در چارچوب ارتباطات آیینی توجه کرد.
نقیبالسادات در ادامه سخنان خود با جمعبندی بخش نخست بحث اظهار کرد: نکته بعدی که مایلم به آن بپردازم، مفهوم شهید در چارچوب ارتباطات آیینی است. در این زمینه نظریه ارتباطات آیینی که توسط «جیمز کری» مطرح شده، اهمیت ویژهای دارد. وی معتقد است ارتباطات صرفاً انتقال اطلاعات نیست. البته درباره مفهوم ارتباط تعاریف متعددی وجود دارد؛ برخی ارتباط را انتقال پیام و معنا میدانند و ارتباطات را مجموعه تجهیزات، فرآیندها و سازوکارهایی تلقی میکنند که انتقال اطلاعات را ممکن میسازند.
وی افزود: جیمز کری بر این باور است که ارتباطات فقط انتقال اطلاعات نیست، بلکه فرآیندی برای حفظ و بازآفرینی فرهنگ و اجتماع به شمار میرود. او از نخستین افرادی است که در حوزه ارتباطات آیینی کار کرده است. البته مفهوم ارتباطات آیینی در ایران تا حد زیادی با ارتباطات دینی گره خورده و شاید بتوان آن را در قالب ارتباطات دینی، ارتباطات اسلامی یا حتی ارتباطات شیعی نیز مورد بررسی قرار داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در بخش دوم عرایضم توضیح خواهم داد که اگر از این منظر به موضوع نگاه کنیم، در حال شکل دادن به یک دستگاه فکری و چارچوب نظری هستیم؛ دستگاهی که تاکنون به این شکل وجود نداشته و از این پس میتواند بهعنوان یک چارچوب نظری برای تحلیل یک واقعه مهم تاریخی مورد استفاده قرار گیرد.
وی تصریح کرد: آنچه مایلم بر آن تأکید کنم این است که در چارچوب ارتباطات آیینی، شهادت دارای کارکردهای متعددی است. البته به دلیل آنکه خودم نیز اسلاید روبهرو را بهخوبی مشاهده نمیکنم، ناچارم توضیحات را با دشواری بیشتری ارائه کنم تا مطالب با اسلایدها هماهنگ پیش برود.
نقیبالسادات گفت: بر اساس این دیدگاه، آیینها از جمله آیین تشییع چند کارکرد اساسی دارند. نخستین کارکرد، بازتولید باورهای مشترک است. ما در فرآیند تشییع به نوعی انسجام اجتماعی و اشتراک فکری و اعتقادی دست پیدا میکنیم.
وی افزود: دومین کارکرد، انتقال حافظه جمعی است. این واقعه بهعنوان یک رویداد مهم در حافظه جامعه ایرانی باقی میماند و نه تنها در سطح ملی بلکه در سطح منطقهای و بینالمللی نیز بهعنوان یک رخداد مهم تاریخی ثبت میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه سومین کارکرد تثبیت هویت فرهنگی است که طی آن آیین تشییع موجب تثبیت و بازتولید هویت فرهنگی میشود لذا از این منظر اهمیت فراوانی دارد، خاطرنشان کرد: نکته دیگری که مایلم به آن اشاره کنم، ارائه یک الگوی مفهومی پیشنهادی است. در این چارچوب، خود تشییع شهید را میتوان بهمثابه یک آیین ارتباطی در نظر گرفت. یعنی فرآیند تشییع صرفاً یک مراسم یا مناسبت نیست، بلکه یک رخداد ارتباطی است.
وی افزود: این آیین ارتباطی چند کارکرد مهم دارد. نخستین کارکرد آن معنابخشی است. آیین تشییع به شهادت معنا میدهد و آن را تفسیر میکند. دومین کارکرد آن هویتسازی است؛ به این معنا که شرکتکنندگان در مراسم تشییع خود را عضو یک مکتب فکری و نظام ارزشی میبینند.
نقیبالسادات ادامه داد: سومین کارکرد، شکلدهی به حافظه جمعی است. در این فرآیند، افراد از سطح تجربه شخصی عبور میکنند و به یک حافظه اجتماعی مشترک دست مییابند. در واقع نوعی همدلی اجتماعی شکل میگیرد. گاهی افراد تحت تأثیر حضور در یک جمع، رفتارها و واکنشهایی از خود نشان میدهند که در شرایط عادی بروز نمیدهد. البته در علوم ارتباطات و جامعهشناسی انواع مختلفی از جمع، توده، اجتماع و همگان تعریف شده که هر یک واکنشهای متفاوتی دارند، اما مقصود من در اینجا آن است که افراد از سطح تجربه فردی به سطح حافظه اجتماعی منتقل میشوند.
وی گفت: کارکرد دیگر آیین تشییع، ایجاد انسجام اجتماعی است. از طریق مشارکت جمعی، نوعی احساس همبستگی و وحدت در جامعه شکل میگیرد و افراد در یک چارچوب مشترک قرار میگیرند.
این استاد دانشگاه افزود: آخرین کارکرد نیز انتقال ارزشها است. ارزشهایی که مفهوم شهادت نمایندگی میکند، از طریق این آیین به نسلهای آینده منتقل میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به مدل مفهومی خود اظهار کرد: بر همین اساس مدلی طراحی کردهام که البته به دلیل ضعف پروژکتور شاید بهخوبی قابل مشاهده نباشد. در این مدل، شهادت به تولید معنا منجر میشود؛ تولید معنا به آیین تشییع میانجامد؛ آیین تشییع ارتباطات آیینی را شکل میدهد؛ ارتباطات آیینی به حافظه جمعی منتهی میشود؛ حافظه جمعی هویت دینی را تقویت میکند؛ هویت دینی به انسجام اجتماعی میانجامد و در نهایت انسجام اجتماعی موجب تداوم فرهنگ شیعی میشود.
وی تصریح کرد: این چرخه در واقع فرآیندی است که از طریق آن هویت فرهنگی و دینی جامعه حفظ و بازتولید میشود بنابراین شهادت را باید یک نماد ارتباطی دانست که از طریق آیینها، روایتها، مناسک و حافظه جمعی، مفاهیم دینی را بازتولید میکند. این اصل مبنای ورود ما به بحث بعدی است.
نقیبالسادات در جمعبندی این بخش ادامه داد: در ادبیات مطالعات آیینی، معمولاً از این موضوع با عنوان مناسک گذار یا مناسک سوگواری یاد میشود. اکنون میخواهیم بررسی کنیم که با توجه به مفاهیمی که مطرح شد، چه سویههای معرفتی، آیینی و ارتباطی را باید برای مراسم تشییع رهبر شهید در نظر گرفت و چگونه میتوان از این رهگذر به الگویی برای نظریهپردازی در حوزه ارتباطات آیینی دست یافت.
وی افزود: تلاش کردهام در این بخش از ورود بیش از حد به مباحث صرفاً نظری پرهیز کنم و بیشتر بر نکات اصلی تمرکز داشته باشم؛ زیرا ممکن است ورود گسترده به نظریهپردازی برای مخاطبان خستهکننده باشد. هدف من این است که ابعاد مختلف این رخداد تاریخی روشن شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: نخستین نکته آن است که باید به این رخداد از منظر پدیدارشناسانه نگاه کنیم. البته مقصود از پدیدارشناسی صرفاً توصیف ویژگیهای ظاهری پدیده نیست، بلکه میخواهیم نشان دهیم که تشییع بهمثابه یک رسانه عمل میکند.
وی تأکید کرد: مهمترین نکتهای که میخواهم بر آن تأکید کنم این است که تشییع صرفاً یک مراسم یا مناسک نیست، بلکه یک رسانه زنده است. خود آیین تشییع پیام تولید میکند و در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی حامل معنا و پیام است.
نقیبالسادات در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه تشییع رهبر شهید را باید به مثابه یک رسانه تحلیل کرد، اظهار داشت: خود جمعیتی که در مراسم حضور پیدا میکند، رسانه است. این نکته بسیار مهمی است. دوستانی که در حوزه رسانه و خبر فعالیت میکنند به خوبی میدانند که پوشش جمعیت، خود یک پیام است. اینکه چه تعداد انسان در یک مراسم حضور پیدا میکنند، به خودی خود حامل معناست.
وی افزود: اگر بخواهیم کار رسانهای انجام دهیم، نشان دادن این جمعیت اهمیت فراوانی دارد. در مناسبتهای مختلف نیز همین وضعیت را مشاهده میکنیم. برای نمونه در راهپیمایی ۲۲ بهمن، این جمعیت عظیم که در صحنه حضور پیدا میکند، خود یک پیام است. همچنین در راهپیمایی اربعین، دوربینهای رسانههای بینالمللی و جهانی روی این جمعیت متمرکز میشوند و در واقع قدرت را به تصویر میکشند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: از این منظر میتوان گفت جمعیت مساوی قدرت است. جمعیت رسانه است و جمعیت انتقالدهنده پیام است. همچنین شعارهایی که در این مراسم داده میشود، بخشی از نظام رمزگان ما را تشکیل میدهد. این رمزگان نشان میدهد که مردم درباره چه موضوعاتی سخن میگویند، چه پیامهایی را منتقل میکنند و چه ارزشهایی را بازنمایی میکنند.
وی تصریح کرد: حتی اشکهایی که مردم میریزند نیز نوعی زبان ارتباطی محسوب میشود. عزاداری مردم، اشک مردم و احساساتی که در چنین مراسمی بروز پیدا میکند، همه زبان ارتباط هستند. همچنین مسیر تشییع را نیز میتوان شبکه انتقال معنا دانست؛ شبکهای که از طریق آن پیامها و معانی در سطوح مختلف منتقل میشوند؛ بنابراین همه این عناصر نیازمند مطالعه و تحلیل هستند.
نقیبالسادات با اشاره به دستهبندی نظری خود درباره ابعاد تشییع گفت: در مرحله نخست، این موضوع را در قالب شش سویه اصلی دستهبندی کردم. البته بعدها این مدل تغییر کرد و توسعه یافت، اما در ابتدا تلاش کردم تصویری قابل ارائه از این موضوع فراهم کنم.
وی افزود: طی دو روز گذشته که برای حضور در این نشست از من دعوت شد، زمان زیادی صرف تهیه اسلایدها کردم؛ زیرا معتقد بودم بسیاری از موضوعات را میتوان از طریق نمودارها و مدلهای مفهومی بهتر توضیح داد. با این حال، به نظر میرسد امکانات موجود اجازه ارائه مناسب این مطالب را نمیدهد.
این استاد دانشگاه در ادامه با انتقاد از وضعیت تجهیزات سالن اظهار داشت: به اعتقاد من این فضا برای برگزاری سخنرانی یا کارگاه علمی مناسب نیست؛ زیرا تجهیزات ارتباطی در یک نهاد ارتباطی باید بسیار قویتر از وضع موجود باشد. انتظار زیادی نیست که حداقل یک پروژکتور ساده کیفیت مناسبی داشته باشد. البته مشخص است که تجهیزات مورد استفاده قرار گرفته و فرسوده شدهاند، اما به هر حال این مسئله کار ارائه را دشوار میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی سپس به تشریح نخستین بعد از ابعاد ششگانه پرداخت و گفت: نخستین بعد، بعد آیینی است. در این بعد، تشییع صرفاً انتقال یا جابهجایی پیکر نیست. در اینجا پرسشهای متعددی مطرح میشود؛ اینکه چه مناسکی باید انجام شود، این مناسک در چه بازه زمانی و با چه توالیای برگزار شود، چه نمادهایی باید مورد استفاده قرار گیرد و چه کسانی نقشآفرینان اصلی این مراسم خواهند بود.
وی افزود: حتی دعوت از مهمانان خارجی نیز بخشی از همین بعد آیینی است. من نمیدانم دوستانی که در حوزه خبر فعالیت میکنند تا چه اندازه به این مسئله توجه دارند، اما خود من سالها کار خبری کردهام و میدانم که برنامهریزی برای حضور مهمانان خارجی در چنین مراسمی، خود نوعی نقشآفرینی آیینی محسوب میشود.
نقیبالسادات ادامه داد: اینکه چه افرادی به مراسم دعوت شوند، چه کسانی حضور پیدا کنند و چه دیدارهایی برای آنان برنامهریزی شود، همگی بخشی از ابعاد آیینی این رویداد به شمار میرود و نیازمند برنامهریزی دقیق است.
وی با اشاره به دومین بعد از ابعاد مورد نظر خود گفت: دومین بعد، بعد ارتباطی است. مراسم تشییع یک رویداد عظیم ارتباطی است. مطمئن باشید که همه دوربینها و رسانهها متوجه این مراسم خواهند شد، بهویژه با توجه به اتفاقات روزهای اخیر و تعرض مجدد آمریکا که اهمیت این رخداد را دوچندان کرده است.
وی افزود: البته ارتباطات در اینجا صرفاً از طریق رسانهها شکل نمیگیرد، بلکه سازوکارهای ارتباطات میانفردی نیز فعال میشوند. ما با یک جریان عظیم ارتباطی مواجه هستیم. یکی از دلایل شکلگیری برخی تجمعات بزرگ در کشورهایی مانند عراق نیز همین است که جمعیت بزرگی پیام را دریافت میکنند و آن را منتقل میسازند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: اگر شرایط فراهم بود، شاید چنین رویدادی در کشورهای دیگر نیز رخ میداد. امروز شاهد حضور جمعیتهایی از پاکستان، افغانستان و دیگر کشورها هستیم که در این مراسم مشارکت میکنند و خود بخشی از این فرآیند انتقال پیام هستند.
وی گفت: همانطور که پیشتر اشاره کردم، در این نظام ارتباط آیینی، بدن شهید پیام است، پرچم ایران پیام است، اشک پیام است، سکوت پیام است و شعار نیز پیام است. همه این عناصر به عنوان مؤلفههای ارتباطی در این فرآیند عمل میکنند.
نقیبالسادات با اشاره به سومین بعد از ابعاد ششگانه اظهار داشت: سومین بعد، بعد عاطفی است. جامعه ایرانی جامعهای عاطفی است و این ویژگی را در بسیاری از جوامع همسایه نیز میتوان مشاهده کرد. شاید یکی از دلایل آن این باشد که در مکتب تشیع، عاطفه جایگاه ویژهای دارد.
وی افزود: اگر به واقعه کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یاران ایشان نگاه کنیم، مشاهده میکنیم که غم و اندوه ناشی از آن واقعه طی قرنها از طریق سازوکارهایی مانند عزاداری بازتولید شده است. این مسئله نشان میدهد که عاطفه چگونه میتواند به بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی یک جامعه تبدیل شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در اینجا بحث همدلی نیز اهمیت پیدا میکند. در ادبیات ارتباطات از مفهومی به نام «امپتی» یا همدلی یاد میشود. این مفهوم بیان میکند که انسان باید خود را در جایگاه دیگری قرار دهد تا بتواند تجربه او را درک کند.
وی تصریح کرد: در چنین شرایطی مردم تلاش میکنند خود را در موقعیت این رخداد قرار دهند و عظمت مصیبت را درک کنند. رهبر شهید ما به همراه اعضای خانواده خود به شهادت رسیدند و حتی کودکی بیگناه نیز قربانی این حادثه شد. این مسئله به روشنی نشاندهنده ددمنشی دولتهای متجاوز در قبال کشور ماست.
این استاد دانشگاه افزود: باید بررسی کنیم که همدلی چگونه شکل میگیرد و چگونه میلیونها انسان دچار احساس مشترک میشوند. این موضوع اهمیت فراوانی دارد. البته قصد ندارم وارد ابعاد سیاسی آن شوم، اما واقعیت این است که هرگاه احساس مشترک و همدلی گسترش پیدا کند، قدرت اجتماعی قابل توجهی نیز ایجاد میشود.
وی خاطرنشان کرد: نمونه این مسئله را در روزهای نخست پس از انتشار خبر شهادت رهبر شهید در پاکستان مشاهده کردیم؛ جایی که حجم گسترده واکنشهای مردمی نشان داد احساس مشترک تا چه اندازه میتواند به نیروی اجتماعی تبدیل شود.
نقیبالسادات در ادامه سخنان خود با اشاره به چهارمین بعد از ابعاد مورد بررسی در مراسم تشییع رهبر شهید اظهار کرد: بعد چهارم، بعد معرفتی این رخداد است و شاید بتوان گفت مهمترین بخشی است که باید در تحلیل این مراسم به آن توجه شود.
وی افزود: پرسش اصلی در اینجا این نیست که مردم چه کاری انجام میدهند یا چگونه عزاداری میکنند؛ بلکه سؤال اساسی این است که مردم از این مراسم چه حقیقتی را دریافت میکنند. نکته مهم این است که تشییع چه نوع معرفتی را تولید میکند و چه آگاهیای را در جامعه شکل میدهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: به اعتقاد من یکی از دلایل تأخیر در برگزاری مراسم تشییع پیکر رهبر معظم انقلاب نیز همین مسئله است؛ زیرا ما در حال تولید نوعی معرفت هستیم. پیشتر اشاره کردم که این معرفت باید به آگاهی اجتماعی تبدیل شود و در روند تاریخی به بازتولید معنا بینجامد. این موضوع یکی از مفاهیم کلیدی مورد نظر من است.
وی تصریح کرد: در این فرآیند، ما در حال بازتفسیر مفهوم شهادت هستیم. همچنین مفهوم ولایت را بازتفسیر میکنیم و تاریخ را از نو میخوانیم. مفهوم شهادت در بستر تاریخ دوباره مورد بازخوانی قرار میگیرد و به همین دلیل، بعد معرفتی را مهمترین وجه و مهمترین سویه نظری این تشییع میدانم.
نقیبالسادات با اشاره به پنجمین بعد مورد نظر خود گفت: بعد پنجم، بعد هویتی است. البته این ابعاد ششگانه در ابتدا بهعنوان یک طرح اولیه مطرح شدند، اما طی حدود چهار ماه کار پژوهشی توسعه پیدا کردند و اکنون به حدود ۲۰ بعد رسیدهاند که هر یک مؤلفههای خاص خود را دارند.
وی افزود: البته توضیح همه این ابعاد از حوصله این نشست خارج است، اما اگر قرار باشد این کار در قالب یک برنامه پژوهشی ادامه پیدا کند، لازم است این ابعاد در لایههای مختلف مورد مطالعه قرار گیرند. حتی معتقدم چنین موضوعی میتواند به یکی از محورهای اصلی فعالیتهای پژوهشی تبدیل شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در بعد هویتی، هویت فردی در هویت جمعی ادغام میشود. تشییع یک پدیده اجتماعی است و در چنین فضایی افراد دیگر صرفاً بهعنوان اشخاص مستقل عمل نمیکنند، بلکه خود را بخشی از یک ملت و یک امت میبینند.
وی تصریح کرد: در این مراسم، مردم فقط عزادار نیستند، بلکه احساس میکنند عضو یک امت هستند. به همین دلیل معتقدم این رخداد میتواند به شکلگیری یک نظام تمدنی منجر شود. مدلی نیز در این زمینه طراحی کردهام که نشان میدهد چگونه این فرآیند از روزهای نخست آغاز شده و میتواند در آینده نیز ادامه پیدا کند.
نقیبالسادات در تشریح ششمین بعد مورد نظر خود گفت: بعد ششم، بعد تمدنی است؛ بعدی که به نظر من کمتر مورد توجه قرار گرفته است. تشییع صرفاً یک مراسم داخلی نیست و فقط به جامعه ایران تعلق ندارد، بلکه حامل یک پیام تمدنی است.
وی افزود: این پیام تمدنی ریشه در بیش از ۱۴۰۰ سال تاریخ دارد و میتواند فرهنگ مقاومت را بازتولید کند. این مسئله را هم در جبهه مقاومت و هم در جوامع دیگر میتوان مشاهده کرد.
نقیبالسادات ادامه داد: برای توسعه این چارچوب نظری، سویههای مختلف را استخراج و مؤلفههای هر یک را مشخص کردهام. البته به دلیل محدودیت زمان، ناچارم بحث را بهصورت فشرده ارائه کنم. اگر دوستان به این ماتریس توجه کنند، مشاهده خواهند کرد که هر یک از سویههای معرفتی دارای پرسشهای بنیادی، توصیف پدیده، مصادیق آیینی، نظریههای مرتبط و ظرفیتهای نظریهپردازی هستند.
وی با اشاره مجدد به مشکلات فنی جلسه اظهار داشت: همانطور که عرض کردم، مشکل تجهیزات باعث شده امکان نمایش مناسب این نمودارها وجود نداشته باشد و من نیز کاری از دستم برنمیآید. البته اگر دوستان علاقهمند باشند، در آینده میتوان این مطالب را در اختیار آنان قرار داد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه افزود: تلاش کردهام مجموعه مباحث را تا حد امکان فشرده و قابل ارائه کنم، اما امکانات موجود اجازه نمیدهد همه مطالب بهصورت مطلوب نمایش داده شود و از این بابت عذرخواهی میکنم.
وی گفت: پس از شکلگیری اولیه این چارچوب، به این فکر کردم که چگونه میتوان آن را توسعه داد. به همین دلیل، جدول اولیه چندین بار مورد بازنگری قرار گرفت. ابتدا آن را در سه لایه تنظیم کردم، سپس به چهار لایه، پنج لایه و شش لایه توسعه یافت و به تدریج تکامل پیدا کرد.
نقیبالسادات ادامه داد: شاید این سؤال مطرح شود که این ابعاد از کجا استخراج شدهاند. باید بگویم بخش مهمی از آنها حاصل تحلیل محتوای رسانهها و پیامهایی است که در رسانههای مختلف منتشر شدهاند. این دادهها را گردآوری، طبقهبندی و تحلیل کردم و در نهایت به این چارچوب رسیدم.
وی تصریح کرد: سویههای اولیه که در آغاز شش مورد بودند، در ادامه به ۲۰ سویه توسعه پیدا کردند. در این میان، سویههای الهیاتی، روایی، قرآنی و ابعاد متعدد دیگری نیز شناسایی شدند که در صورت وجود فرصت میتوان درباره آنها به تفصیل سخن گفت.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی افزود: سپس بار دیگر مؤلفههای این سویهها را استخراج کردم. پرسشهای بنیادی، توصیف پدیدهها و سایر اجزای نظری همگی در این فرآیند مشخص شدند. اکنون اگر این نمودار را مشاهده کنید، در واقع حاصل چهار ماه تلاش مستمر است.
وی خاطرنشان کرد: در اتاق کار خود نقشه بزرگی دارم که طی چهار ماه گذشته همانند یک پازل، قطعه به قطعه تکمیل شده است تا بتوانم بفهمم این رخداد مهم تاریخی چه چارچوبی را شکل میدهد و چه پیامدهایی به همراه خواهد داشت.
این استاد دانشگاه ادامه داد: البته تجربه تاریخی ارتحال حضرت امام خمینی (ره) نیز در این مسیر بسیار به من کمک کرد. در آن دوران نیز بهعنوان خبرنگار، روزنامهنگار و فعال رسانهای حضور داشتم و همین تجربههای گذشته در تدوین این چارچوب پژوهشی نقش مؤثری داشت.
وی گفت: در نهایت به این ماتریس رسیدم؛ ماتریسی که قرار است در مراحل بعدی پژوهش تکمیل شود. معتقدم این ماتریس در واقع نقشه جامع یک برنامه پژوهشی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: هر یک از این عناوین و ظرفیتهای نظریهپردازی میتواند به یک پروژه مستقل پژوهشی تبدیل شود و گروههای تحقیقاتی مختلف روی آن کار کنند. این ظرفیتها اکنون شناسایی شدهاند، اما اینکه در آینده پژوهشگاهها و مراکز علمی تا چه اندازه به این موضوع ورود خواهند کرد، مسئلهای است که باید در ادامه مشخص شود.
وی در پایان سخنان خود با اشاره به لایههای مختلف این چارچوب نظری اظهار داشت: در این الگو، لایههایی همچون سویههای بنیانی، سویههای تبیینی، سویههای کارکردی و سویههای راهبردی تعریف شدهاند که در مجموع حدود ۲۰ حوزه مختلف را به یکدیگر متصل میکنند و امکان طبقهبندی و تحلیل این رخداد تاریخی را فراهم میسازند.
نقیبالسادات تأکید کرد که مراسم تشییع رهبر شهید را باید فراتر از یک آیین سوگواری دانست؛ رخدادی که به اعتقاد او، ظرفیت تولید معنا، بازتولید هویت، ایجاد انسجام اجتماعی، شکلدهی حافظه جمعی و حتی نظریهپردازی در حوزه ارتباطات آیینی را داراست.
انتهای پیام/381
