میراثِ مهر و حکمت؛ روایتی از نگاهِ پدری رهبر شهید به شاعران

میلاد عرفان‌پور در خاطراتش از رهبر شهید گفت: از ایشان خواستم دعایم کنند تا شرمنده شهدا نشوم و حضرت آقا همچون همیشه دعا کردند و فرمودند مدام و از تهِ دل بخوان این قسمت از دعای شریف کمیل را که می‌گوید، «قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی وَاشدُد عَلَی العَزیمَةِ جَوانِحی».
کد خبر: ۸۴۴۴۷۷
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۰ - 29June 2026

به گزارش گروه فرهنگ دفاع‌پرس، شاید اکنون که بیش از ۱۰۰روز از شهادتش گذشته، زمان آن رسیده باشد که به شکل دقیق‌تری به مِهر و حکمتش بیندیشیم؛ شخصیتی که عمقِ ادبیات در کلامش جاری بود و سیاست را با خرد و شفقت معنا می‌کرد و در قلبِ طوفان توطئه‌ها، پناهگاهی بود از آرامش و بصیرت.

حدود چهار ماه از شهادتش می‌گذرد و آنهایی که از نزدیک می‌شناختنش در میان خاطراتشان تاکید دارند و بار‌ها گفته‌اند که نگاه چند بُعدی و عمیق در میدان‌های مختلف یکی از مهم‌ترین نکات شخصیتی ایشان بود. اکنون همه می‌دانند، از چه کسی سخن می‌گویم، بله رهبر شهید؛ فرهیخته‌ای که در میدان عِلم، حکمت پیشه می‌کرد و در علوم سیاسی و حکمرانی، یک سیاست‌مدار و راهبردشناس برجسته بود؛ کسی که در شاخه‌های حوزه فرهنگی هنری و ادبی به میزان قابل قبولی شناخت داشت و همین کمک می‌کرد تا در موضوعات مختلف ذهن فعال و خلاقی داشته باشد و بتواند تصمیمات درستی را بگیرد.

در زمینه شعر یکی از جذاب‌ترین نکاتی که وجود دارد و شاید مردم باید بدانند این است که شعر در نگاه ایشان تنها یک علاقه شخصی و یک موضوع ذوقی نبوده است. رهبر شهیدمان به شدت نگاه جدی و راهبردی به شعر داشتند و این سبب می‌شد که به جزئیات این حوزه و این موضوع توجه ویژه داشته باشند. میلاد عرفان‌پور که از ۱۷ سالگی خدمت رهبر شهید کشورمان، رسیده و در محضر ایشان شعرخوانی داشته نام و آثارش در ذهن رهبری ثبت شد. به همین بهانه گفت‌وگویی با این شاعر جوان ترتیب دادیم تا خاطرات شنیدنی میلاد عرفان‌پور را با مخاطبان خود به اشتراک می‌گذارد.

آشناییتان با رهبر انقلاب چگونه بود و شناختی که ایشان از شاعران داشتند، چطور شکل می‌گرفت؟
عرفان‌پور: هر کدام از شاعران شاید پرونده‌ای در ذهن حضرت آقا داشتند که نشان می‌دهد با وجود همه ضعف‌هایی که داشتیم و داریم، اما برای ایشان مهم بودیم. ایشان با نگاه مهربان و پدرانه‌ای که داشتند برای تک‌تک ما که شاید عنصر کوچکی از فضای ادبیات کشور بودیم، وقت می‌گذاشتند و نگاه پرمهر پدرانه‌اش را از ما دریغ نمی‌کردند.

شهید

نخستین سال در دوران دانش‌آموزی خدمتشان رسیدم و شعر خواندم. محبت‌ها و آفرین‌های مداومشان بعد از شعر‌ها به شدت به من برای ادامه این مسیر انگیزه داد. فراتر از آن، یکی از خاطراتی که برجسته است موضوع شعر از آخر مجلس بود که سال ۱۳۸۷ در سالی که واقعه تروریستی شیراز رخ داد، سروده شد. این شعر بعد از هفت سال به شکل عجیب و غریبی دست‌به‌دست شده بود و گویا رسیده بود دست خانواده شهیدی که کنار عکس شهیدشان شعر را خدمت حضرت آقا برده بودند. در آن دیدار خانواده شهید شعر را خواندند و ایشان پرسیده بودند که شاعر این شعر کیست؟ در آن جلسه کسی اطلاع نداشت که من شعر را سروده‌ام. رهبری زمانی که متوجه شدند شعر متعلق به من است با همان کلام صمیمی و پرمحبتشان من را صدا کردند و این توفیقی شد برایم تا در همان حیاط و بین شمشاد‌ها روی ماهشان را ببینم. در آن دیدار حضرت آقا با من روبوسی کردند و لطف زیادی داشتند و این شد خاطره‌ای ماندگار در ذهنم.

البته محبت ایشان بار‌ها شامل حال بنده حقیر شده بود و مهری که این‌بار هم نشان می‌دادند ثابت می‌کرد که می‌شود در عین حال که یک مسئولی مشغله زیادی دارد، حواسش به جزئیات هم باشد. حضرت آقا این دقت را در موضوعات مختلف داشتند و توجه جدی به فعالیت‌های موسسه شهرستان ادب که از سال ۱۳۸۹ با حمایت و دستور رهبر معظم انقلاب آغاز شد، نمونه‌ای از دقتشان نسبت به مسائل مختلف بود.

چطور محبتشان را ابراز می‌کردند؟
عرفان‌پور: یک بار حضرت آقا جمع سه نفره من و علی محمد مودب و محمدمهدی سیار را دعوت کردند و حدود یک ساعت درباره شعر و رمان‌های مجموعه شهرستان ادب با ایشان صحبت کردیم. نخستین جمله‌شان هم این بود که روزی نمی‌شود که من شما را به اسم کوچکتان دعا نکنم که این هم از محبت ایشان نسبت به ما بود. در همان جلسه ایشان رمانی را با ذوق و دقت فراوان خوانده بودند و خیلی از آن رمان تعریف کردند ضمن اینکه چند جای رمان را هم علامت زده بودند و صفحه صفحه باز می‌کردند و نکاتی را به ما می‌گفتند که به نویسنده برای بهبود این رمان منتقل کنیم و این اتفاق هم افتاد، البته قرار بود ایشان برای رمان مطلبی هم بنویسند که با شهادتشان، ممکن نشد.

در همان جلسه حضرت آقا فرمودند که شعر بخوانید و من هم شعر‌هایی که برای غزه و ماجرای طوفان‌الاقصی که تازه شروع شده بود، سروده بودم را به همراه اشعاری با موضوع امید و آنچه دل مشغولی سال‌های اخیر خودم بود، را تقدیمشان کردم و ایشان با لطف همیشگی‌اش به بخش‌هایی که امید در شعر برجسته بود اشاره کردند و فرمودند این امید، امروز نیاز کشور و انقلاب است و باید آن را گسترش داد.

گاهی می‌شد که رهبر کتاب ما را می‌خواندند و از دفترشان تماس می‌گرفتند که ایشان کتاب شمعدانی‌ها را خواندند و فرمودند که خیلی خوب بود و تشکر کردند یا بعضی از آثار موسیقی که با شعر ما تولید شده بود را مورد لطف قرار می‌دادند. یک بار ترانه «هتل کوبورگ» را که پیش از برجام نوشته شده بود را خوانده بودند و در دیدار شاعران اشاره‌ای کردند و این شعر را مورد محبت خودشان قرار دادند.

آیا این محبت تنها مختص شاعران در جمع شما بود؟
عرفان‌پور: خیر، این نسبت گاهی فراتر هم می‌رفت یعنی به خانواده ما هم محبت می‌کردند از جمله اینکه اسم دو پسر من را ایشان انتخاب کردند که هر دو نام‌گذاری هم به واسطه شهید مصباح باقری بود. مصباح باقری پیغامی را از طرف من خدمت حضرت آقا برد و ایشان اسم پسر دوم من را مصباح گذاشتند. نام پسر اولم را هم وقتی نتوانستم نزدیک رهبری بروم و آقای سیار پیغامم را به ایشان رساندند، انتخاب کردند. حضرت آقا فرموده بودند که اسمش را سجاد بگذاریم که با میلاد هم شبیه باشد.

سفارشی هم به شما کردند؟
عرفان‌پور: یک بار چندماه پیش از شهادت سر نماز ظهر خدمت حضرت آقا رسیدم و عرض کردم که من با توجه به مسئولیت‌ها و انتظارات مختلفی که امروز به من سپرده شده می‌ترسم که نتوانم از عهده کار‌ها بر بیایم. آنجا به ایشان گفتم شما دعا کنید من شرمنده شما و شهدا نشوم که حضرت آقا همچون همیشه دعا کردند و فرمودند مدام و از تهِ دل بخوان این قسمت از دعای شریف کمیل را که می‌گوید «قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی وَاشدُد عَلَی العَزیمَةِ جَوانِحی.»

رهبری نظرات مخالفشان را چطور منتقل می‌کردند و واکنششان چه بود؟
عرفان‌پور: به‌طور معمول بعد از مراسم محرم توفیق می‌شد که خدمت حضرت آقا برسیم و اغلب هم سر سفره شام که می‌نشستیم اگر ایشان ما را می‌دیدند، صدایمان می‌زدند و ما پای میز کوچکی که نشسته بودند و شام می‌خوردند، خدمتشان می‌رسیدیم و چند دقیقه‌ای با ما گفت‌و‌گو می‌کردند. حضرت آقا شعر سپید را خیلی دوست نداشتند و ما حس می‌کردیم شعر سپید در شعر انقلاب جایگاه موثری می‌تواند داشته باشد، بنابراین با ایشان وارد مباحثه می‌شدیم و می‌گفتیم، به این دلیل و به این دلیل شعر سپید در شعر انقلاب جایگاه موثری می‌تواند مفید باشد. در آخر، ایشان به نوعی از نظرِ محکمِ خود قدری عقب‌تر می‌نشستند و یک بار هم گفتند شاید ذوق من اینگونه است. منظور این است که با وجود اینکه رهبر جامعه بودند و تخصص جدی در ادبیات داشتند، اما حتی در زمینه‌ای هم که تخصص داشتند، نقد می‌شنیدند و حرف‌های دیگران را به خوبی پذیرا بودند.

قرار بود در روز بمباران بیت رهبری برنامه‌ریزی نهایی دیدار انجام شود. چه اتفاقی آن روز رخ داد؟
عرفان‌پور: همه مقدمات را برای دیدار نیمه رمضان ۱۴۰۴ آماده کرده بودیم. ساعت ۹:۳۰ نهم اسفند ۱۴۰۴ که رهبرمان شهید شدند در حال سوار شدن به ماشین بودیم تا از حوزه هنری به سمت بیت رهبری برویم و با مسئولان برگزاری دیدار نیمه رمضان، جلسه‌ای داشته باشیم و مقدمات کار‌ها را هماهنگ کنیم. به‌طور عادی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بعد از حرکت از حوزه هنری باید به بیت رهبری می‌رسیدیم که انفجار رخ داد. بعد از دقایقی دیدیم دود از سمت بیت رهبری بلند شده و متوجه شدیم که چه اتفاقی افتاده، اما از آنجا که همه را دلگرم کرده بودند که حضرت آقا بیت نبودند و ما هم این حرف را باور کردیم. روز اول کمی آرام گرفتیم تا اینکه خبر تلخ شهادت حضرت آقا رسید.

شعر

ما همه جمع شدیم و شروع به کار کردیم و وقتی هم که خبر شهادت آقا رسید ما به این نتیجه رسیدیم که برنامه را برگزار کنیم. برگزاری جلسه نیمه رمضان ۱۴۰۴ هم خیلی تلخ و محزون بود و هم حضور آقا را حس می‌کردیم. طبق روال هر سال همه برای شعرخوانی از حضرت آقا اجازه می‌گرفتند و به ایشان سلام می‌دادند یا درخواست‌هایی می‌کردند و ما حس می‌کردیم ایشان در جلسه حضور دارند. امیدوارم توجهی که حضرت آقا نسبت به شعر داشتند بعد از ایشان هم در همه مسئولان کشور تداوم پیدا کند. نگاه ایشان در این زمینه نگاه جدی بود، نه تفننی. گفت‌وگو: ناهید منصوری

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین