واگذاری آسمان و زمین آفریقا به شورشیان
گروه بینالملل دفاعپرس: داستان جنگهای مدرن و استراتژیهای نظامی جهان امروز، برخلاف تصور عموم، دیگر در اتاقهای فکر تاریک واشنگتن یا خطوط تولید انبوه تسلیحات در پکن رقم نمیخورد، بلکه در دل بیابانهای سوزان مالی و دشتهای بیانتهای منطقه ساحل آفریقا در حال بازنویسی است. جایی که در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵، شلیک و اصابت مستقیم افپیویهای (FPV) هدایتشونده با فیبر نوری به کاروان نظامی مشترک ارتش مالی و شبهنظامیان روسی «سپاه آفریقا»، شوک بزرگی به محافل نظامی دنیا وارد کرد.

این حملات مرگبار توسط «جبهه آزادیبخش ازواد» (FLA)، یعنی یک گروه شورشی «طوارق» با منابع مالی فوقالعاده ناچیز اجرا شد. انتشار تصاویر لاشههای شعلهور خودروهای زرهی نیروهای نظامی و شبهنظامی منتسب به دولت در کنار نیروهای شورشی، نشان داد که فناوری نوین جنگ اوکراین ظرف تنها یک سال به عمق آفریقا رسیده است تا یک گروه شبهنظامی کمبرخوردار بتواند دو بازیگر دولتی تا بن دندان مسلح را به زانو درآورد و تحقیر کند.
این واقعه نماد تام و تمام فروپاشی دژ انحصاری بود که سالها در اختیار ارتشهای بزرگ جهان قرار داشت. اگر به ۱۴ سال قبل یعنی سال ۲۰۱۱ برگردیم، آمریکا نخستین حمله پهپادی تاریخ آفریقا را علیه شبکه تروریستی «الشباب» در سومالی با یک پهپاد «پردیتور» انجام داد. در آن روزگار، پرواز دادن این پرندههای ۲۰ میلیون دلاری نیازمند ماهوارههای اختصاصی، بودجههای نجومی و مهندسان نخبه بود، اما طی یک دهه اخیر این انحصار به طور کامل پودر شد.
گرچه دستکم ۳۷ دولت آفریقایی در این سالها به پهپادهای مختلف مجهز شدند، اما معجزه اصلی را بازیگران غیردولتی و شورشیان رقم زدند. آنها با تکیه بر خلاقیت و قطعات ارزانقیمت تجاری ثابت کردند که در عصر دیجیتال، تصاحب آسمان و به چالش کشیدن ارتشهای بزرگ، دیگر نیازی به میلیاردها دلار سرمایه ندارد و توازن قدرت هوایی به نفع نیروهای نامتقارن تغییر کرده است.
اشتیاق مفرط دولتهای آفریقایی به خرید پهپاد، ریشه در توهمی استراتژیک داشت که از جنگهای گذشته در لیبی و اتیوپی نشأت میگرفت. در جریان جنگ داخلی لیبی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰، دشتهای باز این کشور به بزرگترین آزمایشگاه پهپادی جهان تبدیل شد و در نبرد سرنوشتساز طرابلس، پهپادهای پرچمدار ترکیهای توانستند با قیچی کردن خطوط تدارکاتی شورشیان تحت «امر خلیفه حفتر»، پایتخت را از سقوط حتمی نجات دهند.
سناریویی مشابه و به مراتب دراماتیکتر در اتیوپی رخ داد؛ جایی که در سال ۲۰۲۱ شورشیان «تیگرای» به نزدیکی پایتخت رسیده بودند، اما نخستوزیر اتیوپی با خرید اضطراری و شبانه پهپاد از ایران، ترکیه و امارات، جبهه جدیدی در آسمان گشود و ورق را کاملا برگرداند تا جایی که فرماندهان شورشی با حسرت از پهپادهایی سخن میگفتند که هیچ پدافندی برای زدنشان نداشتند. این موفقیتها باعث شد سایر رهبران آفریقایی پهپاد را یک عصای جادویی تصور کنند که بدون نیاز به اصلاحات ساختاری، تمام بحرانها را حل میکند.
اما این توهم استراتژیک در منطقه ساحل آفریقا به یک بستر فاجعهبار تبدیل شد. پس از موج کودتاهای نظامی که به اخراج ارتشهای غربی و نیروهای سازمان ملل انجامید، خونتاهای نظامی در مالی، بورکینافاسو و نیجر به خرید پهپادهای سنگین ترکیهای روی آوردند تا خلاء امنیتی را پر کنند.
اگرچه در ابتدا موفقیتهایی حاصل شد، اما برخلاف لیبی و اتیوپی، ورود پهپادها امنیت پایدار ایجاد نکرد و کنترل دولتها بر خاک خود روز به روز ضعیفتر شد، چرا که عناصر القاعده و داعش به سرعت آموختند که چگونه این اشراف پهپادی را دور بزنند. شورشیان با جایگزین کردن موتورسیکلتها و ارابههای چوبی کشاورزی به جای کاروانهای خودرویی بزرگ، خود را در زمین نامرئی کردند تا دوربین پهپادها توان تشخیص آنها را از مردم عادی نداشته باشد.
از سوی دیگر، تمرکز افراطی دولتها بر قدرت هوایی و غفلت از ارتش زمینی، منجر به حملات کور و کشتار وسیع غیرنظامیان شد؛ فاجعهای که شورشیان به بهترین شکل از آن به عنوان اهرم یارگیری استفاده کردند. وقتی ارتش بورکینافاسو دهها غیرنظامی را به اشتباه بمباران کرد، نیروهای جهادی با فرستادن پزشک و کمکهای مالی به سراغ آسیبدیدگان رفتند تا خشم مردم نسبت به حکومت را به وفاداری و سربازگیری برای خود تبدیل کنند.
بدتر از همه اینکه شورشیان خود به نیروی هوایی مجهز شدند. آنها با استفاده از سایتهای فروش آنلاین، قطعات افپیویها را تهیه کرده، در کلبههای گلی سرهم کردند و با بستن کلاهکهای خمپاره، سلاحهای انتحاری موثری ساختند که اکنون در ۱۷ کشور آفریقایی علیه ارتشها به کار گرفته میشود و نشان میدهد که فرضیه دسترسی انحصاری دولتها به آسمان کاملا باطل شده است.
بزرگترین نقطه ضعف دولتهای آفریقایی در این نبرد تسلیحاتی، وابستگی نزدیک به ۹۰ درصدی آنها به واردات فناوری از خارج از قاره است. با خروج آمریکا از این بازار به دلیل مسائل حقوق بشری، چین با پهپادهای ارزانقیمت خود وارد شد و سهم بزرگی از بازار را گرفت. در کنار چین، قدرتهای نوظهوری مثل ایران، ترکیه، اسرائیل و امارات نیز با رویکردی کاملاً تجاری وارد میدان شدند. این وابستگی شدید، کشورهای آفریقایی را به گوشت قربانی جنگهای نیابتی قدرتهای خارجی تبدیل کرده است، زیرا ارسال پهپاد برای حامیان خارجی هزینه جانی ندارد و آنها برای منافع خود، درگیریها را طولانی میکنند.
نمود عینی این تراژدی در سودان شکل گرفت، جایی که پهپادهای ایرانی و ترکیهای ارتش رسمی را تجهیز کردند و در مقابل، امارات با پهپادهای انتحاری به حمایت از نیروهای واکنش سریع پرداخت تا به منابع طلای منطقه دست یابد؛ قمار خونینی که بیش از ۱۵۰ هزار کشته و ۱۲ میلیون آواره بر جای گذاشت تا ثابت شود خرید آخرین تکنولوژی روز، هرگز ضامن حاکمیت ملی یا پیروزی نیست.
در نهایت، مهمترین درس انقلاب پهپادی در آفریقا این است که آسمان بدون زمین هیچ ارزشی ندارد. پهپاد یک ابزار مکمل فوقالعاده است، اما هرگز نمیتواند جایگزین پیادهنظام آموزشدیده، تیمهای ضربت زمینی، شبکههای اطلاعات انسانی و از همه مهمتر، حکمرانی خوب و برقراری عدالت در مناطق دورافتاده شود. این نیروهای زمینی و کیفیت خدمات دولتی هستند که تعیین میکنند آیا قلمروی بازپسگیریشده برای حکومت باقی میماند یا خیر.
در این عصر جدید، برتری تکنولوژیک ضامن پیروزی نیست، بلکه توانایی ادغام هوشمندانه فناوریهای ارزانقیمت در ساختار نیروهای زمینی کلید موفقیت است و تا زمانی که ارتشهای آفریقایی استراتژی خود را به ماشینهای خودکار و فناوری را به قدرتهای خارجی پیمانکاری کنند، در برابر نیروهای شورشی محلی همیشه عقب خواهند ماند.
انتهای پیام/ ۱۳۴
