یادداشت/

رسالت زینبی که از شام آغاز شد، هنوز در جبهه مقاومت ادامه دارد

تندباد حوادث در دشت نینوا فرو نشست و حالا قافله‌ای از میان خارهای مغیلان عبور می‌کند. این نه یک کوچ ساده که جابه‌جایی تاریخ بر شانه‌های دردمند کسانی است که روایتگر حقیقت شدند. پس از آن واقعه حالا زمان نبرد در میدان‌های جدیدی است که با صدای فریادهای حق‌طلبانه سنگرهای استکبار جهانی را از درون می‌لرزاند.
کد خبر: ۸۴۵۱۶۶
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۷ - 02July 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس - «پژمان گنجی‌پور»؛ سرزمین‌های سوخته و جاده‌های ناهموار مسیری طولانی را پیش روی این کاروان قرار داده‌اند. اینجا خبری از شمشیر‌های آخته نیست و آنچه در این جاده‌ها جابه‌جا می‌شود بار سنگین آگاهی است. هر قدمی که برداشته می‌شود غباری به پا می‌کند که گویی صدای بلند اعتراض را در گوش تاریخ زمزمه می‌کند. مردم شهر‌ها با کنجکاوی به این قافله می‌نگرند و آنچه می‌بینند اقتداری است که از دل ویرانه‌ها سر برآورده است. این قافله حقیقت را با خود حمل می‌کند تا در روزگاری نه‌چندان دور جوانه بزند. در هر منزلگاهی فضایی سنگین حاکم است و دیوار‌های کاخ‌های ظالم در برابر صلابت کلام این اسیران ترک برمی‌دارد. این صحنه نمایشی از تقابل سکوت مرگ‌بار حاکمان فاسد و خروش حقیقت‌طلبان است.

 

رسالت حضرت زینب س

شام نتوانست حقیقت را پنهان کند

ورود به شام که قرار بود پایان راه باشد، اما به نقطه آغاز تبدیل شد. حاکمان وقت سرمست از تصور پیروزی نظامی تمام توان تبلیغاتی خود را به کار گرفتند تا کاروان را گروهی یاغی جلوه دهند و جای قاتل و مقتول را عوض کنند. اما در میان این هیاهوی ساختگی صدایی فراتر از غوغای خیابان‌ها برمی‌خیزد. این صدا از جایگاه اقتدار مطلق حقانیت بیرون می‌آید و جملاتی که در دربار جاری می‌شود همچون تازیانه‌ای بر پیکره دروغ‌های چیده شده است. اینجا تضاد میان حقیقت عریان و دروغ بزک شده است. هر جمله سنگی است که به سمت شیشه عمر استبداد پرتاب می‌شود و حاضران در دربار که تا لحظاتی پیش سرمست از پیروزی بودند حالا در سکوتی سنگین فرو رفته‌اند.

پیام عاشورا به خیابان‌های امروز رسید

آنچه از این سفر باقی ماند لرزه‌ای بود که بر ارکان قدرت انداختند. قافله از شهر خارج می‌شود، اما بذر تردید در قلب شام کاشته شده است. وقتی آخرین اسب‌ها از دروازه‌های شهر دور می‌شوند سکوتی عجیب کوچه و خیابان‌های شام را فرا می‌گیرد. آن شکوه پوشالی که حاکمان با طلا و پارچه برای خود دست و پا کرده بودند حالا در نگاه مردم حقیرتر از همیشه است. نبرد اصلی تازه پس از خروج کاروان آغاز شد و روایت حقیقت دهان‌به‌دهان چرخید و به خانه‌های مردم راه یافت. همان‌قدر که خورشید نمی‌تواند در پس ابر بماند حقیقت این سفر نیز در دیوار‌های شهر زندانی نشد و نسلی را پرورش داد که دیگر به هر فرمانی بی‌چون و چرا سر خم نمی‌کرد.

تاریخ، فاتحان را فراموش کرد

امروز که به این ماجرا می‌نگریم می‌بینیم پیروزی واقعی نه با تعداد سربازان و نه با ثروت خزانه‌ها سنجیده می‌شود. آن قافله سفیر پیام جهانی بود که نشان داد چگونه می‌توان با دست‌های بسته فاتح قلب‌ها شد. کاروان اسیران گذشت، اما مسیری که گشودند تبدیل به اتوبانی ابدی برای تمام جست‌وجوگران حقیقت در تاریخ شد. دیگر از آن قصر باشکوه نشانی نمانده و حاکم مستبد نیز در غبار فراموشی دفن شده است. هر ساله که محرم به پایان می‌رسد نام آن کاروان‌سالاران بلندتر از همیشه شنیده می‌شود. این بزرگ‌ترین شکست برای جبهه باطل است که در نهایت تاریخ به نام اسیران روایت شود و نام فاتحان نظامی در تاریخ محو گردد.

شب‌های امروز، ادامه همان خطبه‌هاست

تاریخ چرخشی غریب دارد و آنچه در شام آن روز‌ها به نام استقرار نظم سرکوب می‌شد امروز در خیابان‌های سراسر کشور به شکل تجمعات شبانه امت اسلام در برابر جنایات صهیونیست‌ها قد علم کرده است. گویی خورشید که غروب می‌کند زبان حقیقت باز می‌شود. این شب‌نشینی‌های خیابانی و خروش مردم در حمایت از مظلومان غزه و لبنان میدان نبردی است که در آن روایت رسانه‌های غربی با روایت زیسته و حقیقی مردم در حال اصطکاک است. این همان نبردی است که روزگاری در دربار شام بر سر مشروعیت خون ریخته شده مظلومان جریان داشت و تزویر استکبار را آشکار می‌کرد.

امروز که سایه تجاوز و جنایات صهیونیست‌ها از جنوب لبنان تا ایران کشیده شده و جنگ رمضان حماسه‌ای بی نظیر خلق کرده است تجمعات شبانه به تریبون‌های سیار حق‌طلبی و همبستگی بدل گشته‌اند. درست همان‌طور که قافله اسرا شهر‌ها را با عبور خود به تکاپو می‌انداخت و بذر پرسش را در خاک سرد سکوت می‌کاشت حضور شبانه مردم نیز در این روز‌های پرآشوب پاسخی محکم به دیواره بلند سانسور رسانه‌های غربی است.

هر شب که خیابان‌ها پر از حضور حماسی مردم می‌شود گویی سنگی به سمت کاخ‌های پوشالی و رو به زوال آمریکا و اسرائیل پرتاب می‌شود چرا که هیچ تحرک نظامی و بمبارانی در مرز‌ها نتوانسته صدای خواستن حقیقت و دفاع از مظلوم را در حنجره این مردم خاموش کند.

حقیقت هنوز از میان قافله‌ها عبور می‌کند

این تضاد امروز آشکارتر از همیشه است. در یک سو آمریکا و اسرائیل تلاش می‌کند تا با بمباران و جنایت روایت خود را بر سرنوشت ملت‌ها تحمیل کند و در سوی دیگر قافله مقاومت و امتی قرار دارد که با دست خالی، اما صدایی رسا سد روایت مستکبران را شکسته است. این تجمعات شبانه همان منبر شام است که اسرا در آن ایستادند و مکانی که در آن ایستادگی نه به معنای ضعف که به معنای سندی برای رسوایی متجاوزان بازتعریف شد.

آنچه امروز در ایران و ویرانه‌های غزه و لبنان می‌گذرد تکرار همان درس کهن ایستادگی بعد از محرم است. حقیقت همچون خونی است که در رگ‌های تاریخ جاری است و شاید لحظه‌ای در بند مظلومیت اسیر شود، اما سرانجام از دیوار‌های قصر ستم عبور می‌کند و طومار فاتحان کاغذی را در هم می‌پیچد.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین