جلوهای از الگوی رهبر شهید در جنگ ۱۲ روزه
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس- یدالله ربیعی، دستیار و مشاور عالی رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه؛ جنگهای نسل جدید، بیش از آنکه میدان تقابل تجهیزات باشند، عرصه رقابت در فرماندهی، سرعت تصمیمگیری و مدیریت ارادهها هستند. تجربههای تاریخی نشان میدهد که بسیاری از جنگها نه با برتری تسلیحاتی، بلکه با فروپاشی زنجیره فرماندهی یا از دست رفتن انسجام تصمیمگیری تعیین تکلیف شدهاند. از همین رو، در ادبیات راهبردی، نخستین هدف هر حمله غافلگیرکننده، ایجاد خلأ فرماندهی و فلج کردن نظام تصمیمگیری طرف مقابل است.

در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران (که از بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز و تا سوم تیر ماه همان سال با درخواست آتش بس از سوی دشمن ادامه داشت)، یکی از مهمترین اهداف عملیات اولیه دشمن، وارد آوردن ضربه به ساختار فرماندهی نیروهای مسلح کشور از طریق ترور و به شهادت رساندن جمعی از فرماندهان عالیرتبه ستاد کل و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. با این حال، آنچه این طراحی را با شکست مواجه کرد، استمرار بیوقفه فرماندهی در عالیترین سطح و تصمیم قاطع قائد شهید امت آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای (اعلیالله مقامه الشریف)، رهبر انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا، در بازسازی فوری زنجیره فرماندهی بود؛ تصمیمی که تنها چند ساعت پس از آغاز حملات بامدادی، با انتصاب فرماندهان جدید، مانع شکلگیری هرگونه خلأ مدیریتی شد و زمینه آمادگی فوری نیروهای مسلح برای اجرای عملیات متقابل علیه رژیم صهیونیستی را فراهم آورد.
این تجربه، الگویی از فرماندهی راهبردی را به نمایش گذاشت که بر چهار مؤلفه بنیادین استوار بود؛ «حفظ تداوم فرماندهی، آرامش در تصمیمگیری، سرعت در مدیریت تحولات و هدایت همزمان میدان عملیات و افکار عمومی»
۱. تداوم فرماندهی؛ مهمترین تصمیم راهبردی در نخستین ساعات جنگ سرنوشتسازترین اقدام شهید امام سیدعلی خامنهای در نخستین ساعات جنگ، انتصاب فوری جانشینان فرماندهان شهید بود؛ اقدامی که از منظر مدیریت بحران، صرفاً یک تغییر سازمانی محسوب نمیشد، بلکه به منزله احیای آنی چرخه فرماندهی و جلوگیری از تحقق مهمترین هدف دشمن بود. در اغلب جنگها، حذف فرماندهان عالیرتبه میتواند موجب اختلال در زنجیره فرماندهی، سردرگمی عملیاتی، کاهش روحیه نیروها و از دست رفتن فرصت واکنش شود. اما در این تجربه با تدبیر و رهبری امام شهید، فاصله میان شهادت فرماندهان و معرفی جانشینان آنان به حداقل رسید و ساختار فرماندهی بدون وقفه به فعالیت خود ادامه داد. این اقدام چند پیام راهبردی به همراه داشت؛
نخست، دشمن در تحقق هدف خود برای ایجاد خلأ فرماندهی ناکام ماند.
دوم، فرماندهان و یگانهای عملیاتی اطمینان یافتند که سلسلهمراتب فرماندهی بدون وقفه استمرار دارد.
سوم، آمادگی رزمی نیروهای مسلح حفظ شد و فرآیند تصمیمگیری دچار وقفه نشد.
چهارم، زمینه برای طراحی و اجرای پاسخ متقابل و کوبنده به دشمن متجاوز در کوتاهترین زمان ممکن فراهم شد. از این منظر، میتوان گفت مهمترین جلوه فرماندهی امام سید علی خامنهای (قدس سره) در این جنگ، نه صرفاً صدور فرمان عملیات، بلکه حفظ موجودیت و کارآمدی ساختار فرماندهی کشور بود؛ اقدامی که امکان تداوم قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران را در حساسترین مقطع جنگ تضمین کرد.
۲. آرامش راهبردی؛ تصمیمگیری در اوج فشار دومین ویژگی این الگو، حفظ آرامش در عالیترین سطح فرماندهی بود. حملهای با هدف حذف فرماندهان ارشد، بهطور طبیعی میتواند فضای تصمیمگیری را تحت تأثیر فشارهای روانی قرار دهد؛ اما نحوه مدیریت بحران نشان داد که آرامش، پیشنیاز تصمیمگیری مؤثر در شرایط جنگی است. در این چارچوب، تصمیمات اتخاذشده نه بر پایه واکنشهای هیجانی، بلکه بر اساس ارزیابی دقیق وضعیت، شناخت اهداف دشمن و محاسبه پیامدهای هر اقدام شکل گرفت. همین آرامش موجب شد که ساختارهای نظامی و مدیریتی کشور نیز از ثبات برخوردار بمانند و احساس کنترل بحران به بدنه فرماندهی و جامعه منتقل شود.
۳.سرعت در مدیریت تحولات؛ تبدیل بحران به ابتکار عمل ویژگی سوم این الگو، سرعت در مدیریت تحولات بود. فاصله زمانی اندک میان آغاز حملات دشمن، بازسازی ساختار فرماندهی و آغاز پاسخ نظامی، نشان داد که سرعت در این الگو، بخشی از راهبرد بازدارندگی محسوب میشود. انتصاب فوری فرماندهان جدید، موجب شد چرخه «اطلاعات، تصمیم و اقدام» بدون وقفه ادامه یابد و نیروهای مسلح در زمانی کوتاه برای اجرای قاطعانه «عملیات وعده صادق ۳» علیه اهداف رژیم صهیونیستی و پایگاههای امریکایی در منطقه آماده شوند.
در واقع، سرعت در تصمیمگیری، ابتکار عمل را از دشمن سلب کرد و این پیام را منتقل ساخت که حتی وارد آوردن سنگینترین ضربات نیز قادر به توقف فرآیند فرماندهی و پاسخگویی جمهوری اسلامی ایران نیست.
۴. هدایت همزمان میدان و افکار عمومی؛ چهارمین مؤلفه این الگو، مدیریت همزمان میدان نبرد و عرصه افکار عمومی بود. در جنگهای ترکیبی، عملیات روانی به اندازه عملیات نظامی اهمیت دارد و ایجاد احساس بیثباتی در جامعه، یکی از اهداف اصلی دشمن محسوب میشود. در این چارچوب، پیامها و مواضع رهبر شهید انقلاب و فرمانده کل قوا، علاوه بر هدایت نیروهای مسلح، با هدف حفظ آرامش عمومی، تقویت روحیه ملی، جلوگیری از گسترش شایعات و افزایش اعتماد عمومی به توان دفاعی کشور صادر شد.
اعلام سریع انتصاب فرماندهان جدید «قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص)، ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرماندهی نیروی هوافضای سپاه» نیز صرفاً یک اقدام متعارف اداری و سازمانی نبود؛ بلکه پیام روشنی برای جامعه و دشمن داشت که ساختار فرماندهی کشور پایدار است، ابتکار عمل حفظ شده و اراده دفاعی جمهوری اسلامی ایران دچار اختلال نشده است.
جمعبندی: جنگ تحمیلی ۱۲ روزه امریکایی صهیونی، صرفنظر از ابعاد نظامی آن، آزمونی برای سنجش کارآمدی فرماندهی عالی کشور در شرایط بحرانی بود.
در این میان، الگوی رهبری و فرماندهی امام شهید سید علی خامنهای (اعلی الله مقام الشریف) را میتوان بر چهار پایه استوار دانست؛ «تداوم فرماندهی، آرامش راهبردی، سرعت در مدیریت تحولات و هدایت همزمان میدان و افکار عمومی». در میان این مؤلفهها، انتصاب آنی جانشینان فرماندهان شهید در نخستین ساعات جنگ را میتوان نقطه عطف این الگو دانست؛ تصمیمی که نهتنها مانع تحقق هدف دشمن اهریمنی در ایجاد خلأ فرماندهی شد، بلکه با حفظ انسجام ساختار نیروهای مسلح، امکان اجرای سریع عملیات متقابل و ویرانگر در اوج اقتدار و صلابت موشکی و پهپادی و بازگرداندن ابتکار عمل به جبهه جمهوری اسلامی ایران را فراهم ساخت.
از این منظر، این اقدام را میتوان نمونهای شاخص از «تداوم فرماندهی در شرایط بحران» و یکی از مهمترین تصمیمات راهبردی در مدیریت جنگ تحمیلی ۱۲ روزه ارزیابی کرد؛ تصمیمی که نشان داد در جنگهای پیچیده امروز، حفظ زنجیره فرماندهی، خود بخشی از قدرت بازدارندگی و مقدمه پیروزی در میدان است؛ و چنین بود که شهید خامنهای عزیز (قدس سره) در اوج صلابت، هوشمندی و شجاعت، پیروزی ایران اسلامی بر دشمن امریکایی صهیونی را با التماس آتش بس توسط آنها رقم زد.
انتهای پیام/ 122
