شهادت به مثابه رسانه‌ای برای تولید معنا و حافظه جمعی

استاد دانشگاه، با تبیین مفهوم «شهادت به‌مثابه رسانه» گفت: فرآیندهای عاشورای حسینی تا شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، با بازتولید مفاهیم مقاومت، عدالت و ولایت، امتداد یافته و به یک رسانه تمدن‌ساز تبدیل شده است.
کد خبر: ۸۴۵۳۸۹
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۹ - 03July 2026

گروه فرهنگ دفاع‌پرس- حسن فارسی عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ؛ در رویکرد‌های سنتی ارتباطات، رسانه به‌عنوان ابزار انتقال پیام تعریف می‌شد؛ اما در تئوری‌های اخیر رسانه بیشتر به‌مثابه فرآیند «تولید معنا» وساخت «حافظه جمعی» فهم می‌شود. اگر این تغییر پارادایمی را بپذیریم، آنگاه پدیده‌هایی مثل شهادت که در نگاه اول غیررسانه‌ای‌اند می‌توانند در سطحی عمیق‌تر، کارکرد رسانه‌ای پیدا کنند. شهادت به عنوان یک فضیلت بزرگ، در این معنا نه یک رویداد صرفاً زیستی یا تاریخی، بلکه یک دستگاه تولید معنا است که از طریق آن جامعه هم گذشته را تفسیر می‌کند، هم اکنون را سازمان می‌دهد و هم آینده را تصور می‌کند.

امام خامنه ای

شهادت به‌مثابه سازوکار تولید معنا

برای درک شهادت به‌عنوان رسانه، باید ابتدا از این فرض آغاز کرد که معنا در جامعه به‌صورت طبیعی و خودبه‌خودی شکل نمی‌گیرد، بلکه همواره نیازمند میانجی‌گری نمادین است. این میانجی‌گری می‌تواند دین، زبان، تصویر، آیین یا بدن باشد. شهادت دقیقاً در نقطه‌ای قرار می‌گیرد که همه این عناصر را همزمان فعال می‌کند. اعتقاد شهید، بدن شهید، زبان روایت، و آیین‌های سوگواری، در کنار هم یک شبکه معنایی می‌سازند که در آن شهادت به یک رخداد جمعی معنادار تبدیل می‌شود.

در اینجا شهادت از سطح واقعه فراتر می‌رود و به سطح گفتمان وارد می‌شود. گفتمان شهادت، یک چارچوب تفسیری فراهم می‌کند که در آن مفاهیمی، چون ارزشها، اخلاق، عدالت، ظلم، حق، مقاومت و رستگاری بازتعریف می‌شوند. به همین دلیل، شهادت نه فقط خبر فقدان ومرگ، بلکه تولید یک نظام معنایی است که قابلیت تکرار، بازخوانی و بازتولید دارد.

عاشورا به‌عنوان الگوی تاریخی رسانه‌ای شدن شهادت

اگر بخواهیم نظام معنا ساز را در یک نمونه تاریخی مشاهده کنیم، واقعه عاشورا و شهادت حضرت امام حسین (ع) و یارانش یکی از کامل‌ترین مصادیق آن است. عاشورا در سطح تاریخی یک جنگ نابرابر میان حق و باطل در سال ۶۱ هجری است، اما در سطح فرهنگی، به یک رسانه تمدنی تبدیل شده که بیش از هزار سال است فعالانه معنا تولید می‌کند.

نکته مهم در عاشورا این است که این واقعه به‌سرعت از سطح رخداد به سطح روایت منتقل می‌شود. این انتقال، نقطه آغاز رسانه‌ای شدن آن است. زیرا روایت، برخلاف رخداد خام، قابلیت بازتولید دارد. در اینجا شخصیت‌ها (امام، یاران، دشمنان)، کنش‌ها (مبارزه، شهادت، ظلم)، و مکان (کربلا) همگی به عناصر نشانه‌ای تبدیل می‌شوند.

اما آنچه عاشورا را به یک رسانه پایدار تبدیل می‌کند، صرفاً روایت نیست، بلکه آیین است. آیین‌های سوگواری، مانند روضه، تعزیه و عزاداری جمعی، این‌ها در واقع شبکه‌های تکرارکننده معنا هستند. هر بار که این آیین‌ها اجرا می‌شوند، عاشورا دوباره رخ می‌دهد؛ نه به‌عنوان یک واقعیت تاریخی، بلکه به‌عنوان یک تجربه زنده در زمان حال. در اینجا رسانه بودن عاشورا به معنای دقیق کلمه آشکار می‌شود: رسانه‌ای که گذشته را دائماً در اکنون بازتولید می‌کند.

از این منظر، عاشورا نوعی حافظه جمعی آیینی می‌سازد؛ حافظه‌ای که نه در آرشیوها، بلکه دراذهان، بدن‌ها، صدا‌ها و مناسک زندگی می‌کند. این حافظه، برخلاف حافظه تاریخی رسمی، منفعل نیست؛ بلکه فعال و کنش‌ساز است. به همین دلیل است که عاشورا تنها یادآوری یک واقعه نیست، بلکه تولید مداوم یک نوع هویت جمعی است.

شهادت در عصر معاصر: از روایت سنتی تا رسانه شبکه‌ای

در دنیای امروز، ساختار رسانه‌ای تغییر کرده، اما منطق بنیادین شهید وشهادت که سوختن و روشن کردن است، منطق احیای جامعه و منطق حماسه آفرینی است، همچنان پابرجاست. آنچه تغییر کرده، سرعت گردش معنا و مقیاس انتشار آن است. در این زمینه، شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب اسلامی را می‌توان در قالب یک رخداد رسانه‌ای چندلایه تحلیل کرد.

در سطح نخست، شهادت در قالب خبر و روایت خبری ظاهر می‌شود. رسانه‌های سنتی و دیجیتال، آن را به‌عنوان یک رخداد سیاسی-امنیتی بازنمایی می‌کنند. اما در سطح دوم، این رخداد وارد فضای بازتولید نمادین می‌شود؛ جایی که تصاویر، کلیپ‌ها، سخنرانی‌ها و بازنشر‌های شبکه‌ای، آن را از سطح خبر به سطح معنا ارتقا می‌دهند.

در اینجا شهادت به‌سرعت از یک رویداد محدود به یک ابژه گردش رسانه‌ای تبدیل می‌شود. اما نکته کلیدی این است که این گردش صرفاً اطلاعاتی نیست، بلکه هویتی است. یعنی مخاطبان صرفاً از یک شهادت آگاه نمی‌شوند، بلکه در یک نظام معنایی جدید جای‌گذاری می‌شوند: نظامی که در آن مفاهیمی مانند مقاومت، مشروعیت، و رهبری دینی و سیاسی وبه صورت خاص مفهوم ولایت فقیه بازتعریف می‌شود.

خون وبدن شهید به‌مثابه رسانه

یکی از مهم‌ترین نکات در تحلیل شهادت به‌عنوان رسانه، نقش خون و بدن و به تعبیر شهید مطهری "جسد متروح" است. اگر چه در منطق رسانه‌ای مدرن، معمولاً پیام از طریق نشانه‌های غیرجسمانی منتقل می‌شود؛ اما در شهادت، خون وبدن خود به یک رسانه تبدیل می‌شوند. بدن شهیدکه به واسطه حق پرستی وپاک باختگی در راه الهی حامل پیام‌هایی است که پیش و بیش از هر متن یا تصویر عمل می‌کندوخون شهیدنیزهر قطره اش تبدیل به صد‌ها و هزاراهاقطره، بلکه به دریای از خون می‌گردد و در پیکر جامعه وارد می‌شود.

این نثار خون وبدن، سه سطح معنایی تولید می‌کند: نخست، سطح اخلاقی که در آن شهادت به‌عنوان اوج صداقت و ایثار فهم می‌شود؛ دوم، سطح سیاسی که در آن شهادت به‌عنوان نقدی بر نظم موجود عمل می‌کند؛ و سوم، سطح الهیاتی که در آن شهادت، نه پایان، بلکه نوعی تداوم معنا تلقی می‌شود. در نتیجه، خون وبدن شهید در مرکز یک شبکه رسانه‌ای قرار می‌گیرد که از آن معنا به بیرون منتشر می‌شود. اینجا رسانه نه ابزار، بلکه خودِ خون وبدن است.

حافظه جمعی و استمرار شهادت

چه در واقعه عظیم عاشورا و چه در شهادت حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای که امتداد عاشوراست، مهم‌ترین کارکرد رسانه‌ای شهادت، تولید حافظه جمعی پایدار است. این حافظه برخلاف حافظه فردی یا حتی تاریخی رسمی، وابسته به تکرار آیینی و بازنمایی مداوم است. حافظه جمعی ناشی از شهادت، واجد این ویژگی مهم است که همزمان گذشته‌محور و آینده‌ساز است. یعنی از یک سو به واقعه‌ای در گذشته ارجاع می‌دهد، اما از سوی دیگر، الگوی کنش در آینده را نیز تولید می‌کند. به همین سبب، شهادت صرفاً یادآوری نیست، بلکه تولید جهت‌گیری است، موضوعی که برخی از درک آن عاجزند.

در این چارچوب، رسانه بودن شهادت به معنای این است که جامعه از طریق آن نه فقط چیزی را به یاد می‌آورد، بلکه خود را تعریف می‌کند. به عبارت دیگر، شهادت آینه‌ای است که جامعه در آن خود را می‌بیند و بازمی‌سازد.

فی الجمله در یک صورت بندی اجمالی می‌توان گفت:رسانه صرفاً ابزار انتقال پیام نیست، بلکه سازوکار تولید معنا و حافظه است. شهادت یک رخداد صرفاً زیستی یا تاریخی نیست، بلکه مجموعه‌ای از اعتقاد، روایت، بدن و آیین است. این عناصر در کنار هم، یک نظام ارتباطی می‌سازند که قابلیت بازتولید و تکرار دارد. در این نظام، معنا دائماً تولید و بازتولید می‌شود و متعاقب آن حافظه جمعی هم شکل می‌گیرد.

در نمونه‌هایی مانند واقعه عاشورا و شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، این سازوکار به‌صورت تاریخی و معاصر قابل مشاهده است. بنابراین، شهادت را نباید به‌عنوان پایان یک زندگی، بلکه به‌عنوان تولدی دیگروآغاز یک فرآیند رسانه‌ای پایدار تبیین و تفسیر نمود؛ فرآیندی که در آن معنا، حافظه و هویت به‌طور همزمان تولید می‌شوند و جامعه را در طول زمان بازتعریف می‌کنند.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین