اکران اقتدار و اعتماد به نفس محور مقاومت با تشییع رهبر شهید در کربلا و نجف
گروه بینالملل دفاعپرس - الناز رحمتنژاد: برگزاری مراسم تشییع امام شهید سید علی خامنه ای(ره) در عراق بنا به درخواست دولت و نهادهای رسمی این کشور، یک حرکت فراتر از یک نمادین، انتخابی دقیق و حساب شده به شمار میرود. این رویداد، باعث ترس و وحشت آمریکا و اسرائیل شده؛ این دو موجود شرور، همیشه از تجمیع قدرت ایران و عراق و همبستگی منطقهای حول محور مقاومت میترسند.

تشییع شهید آیت الله سید علی خامنهای امری معطوف به گذشته نیست، بلکه بر مسیر آینده دلالت دارد. برگزاری این رویداد بزرگ در کشور همسایه حاوی پیامهای بسیار مهمی است.
پیوند عمیق انسانی و مذهبی
شهرهای نجف و کربلا برای شیعیان اهمیت بسیار بالایی دارند. تشییع آیت الله العظمی خامنهای (قدس سره) در این دو شهر نشاندهنده جایگاه رفیع مذهبی ایشان است و این پیام را مخابره میکند که نقش مذهبی ایشان فراتر از ایران بوده و جهان تشییع را دربرمیگیرد.
نجف و کربلا در سیاست شیعی بار تاریخی و هویتی هم دارند. مراسم تشییع رهبر انقلاب اسلامی در عراق یک عمل کاملا اعتقادی و اعلام بیعت و وفاداری است. مردم عراق نه برای گریستن بلکه برای تجدید پیمان میآیند. مراسم تشییع امام خامنهای شهید در نجف و کربلا از یک آیین سوگواری به آیین بسیج مردمی تبدیل خواهد شد.
وحدت و نزدیکی سیاسی
عراق در دو دهه اخیر برای جمهوری اسلامی ایران فقط یک همسایه نبوده، بلکه یک متحد راهبردی محسوب میشود. دفاع از عراق، دفاع از ایران است و دفاع از بغداد، دفاع از تهران. سرنوشت این دو کشور به هم گره خورده و در واقع پیروزی عراقیها، پیروزی ایرانیهاست.
تشییع رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران در عراق حاکی از نزدیکی سیاسی و اتحاد میان دو دولت است. برگزاری این مراسم در عراق، بیانگر احترام و همبستگی سیاسی است.
مخاطب قرار دادن جهان شیعه
وقتی مراسم تشییع یک رهبر در کشور دیگری برگزار می شود یعنی این مراسم فقط ملی نیست. بلکه رنگ فراملی به خود می گیرد. بنابراین، مخاطب مراسم تشییع شهید آیت الله سید علی حسینی خامنهای (قدس سره) در عراق کل جامعه شیعی در منطقه است. امام خامنهای شهید نه فقط به عنوان رهبر ایران، بلکه به عنوان چهره محوری یک جریان منطقهای معرفی می شود که شهادتش شبکه منقطهای منجسمتری را شکل داده که دارای عمق مردمی و ایدئولوژیکی است.
یاس رسانه اسرائیلی
تلویزیون اسرائیلی اینترنشنال پس از سفر سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران به عراق و انجام هماهنگیها پیرامون تشییع پیکر رهبر شهید در عتبات عالیات، نتوانست وحشت خود از این اتفاق بزرگ را کتمان کند.
در همین خصوص مهدوی آزاد، مجری این شبکه صهیونیستی گفت: «چرا دولت عراق اجازه میدهد این کار صورت گیرد؟ کی دیدیم که حاکم یک کشور دیگر را در کشور دیگری تشییع جنازه بکنند و بعد دوباره برگردد به کشور خودش؟ این اتفاق (تشییع پیکر امام شهید) میتواند یک نمایش قدرت بزرگ باشد. این بار حکومت ایران می خواهد به امریکا و اسرائیل این سیگنال را بفرستد که نگاه کن عراق در دست من است. حکومت میخواهد به اروپا این سینگال را بدهد که من هنوز مستقرم و اکثریت را می توانم جمع کنم».
روابط ایران و عراق در بستر تحولات تاریخی و امنیتی
روابط ایران و عراق را باید در چارچوبی تاریخی، فرهنگی و امنیتی فهم کرد؛ روابطی که بسیار عمیقتر از تحولات مقطعی و تغییر دولتهاست. در طول جنگ هشت ساله، رژیم بعث عراق با حمایت حدود ۸۰ کشور از جمله آمریکا، انگلیس، آرژانتین و برزیل -که انواع تسلیحات را در اختیار بغداد قرار میدادند-ـ به ایران حمله کرد. اما با سقوط صدام، جهتگیری سیاسی عراق دچار تغییر شد و این تغییر زمانی آشکارتر شد که داعش بخشهای گستردهای از عراق را تهدید کرد.
در آن مقطع، شهید حاج قاسم سلیمانی و نیروهای مدافع حرم برای جلوگیری از سقوط بغداد و حفظ اماکن مقدس وارد عمل شدند و در کنار مردم عراق ایستادند. از همان زمان، پیوند دو کشور وارد مرحلهای جدید شد؛ مرحلهای که علیرغم تلاش دشمنان برای احیای دوران صدام و ایجاد شکاف میان دو ملت، همچنان پایدار و مستحکم باقی مانده است.
در سالهای اخیر نیز واقعیتهای میدانی نشان داده که مردم عراق نگاه مثبتی به ایران دارند. در جنگ رمضان، نیروهای مقاومت عراق برای حمایت از ایران وارد عمل شدند و مردم عراق هر شب با حضور در خیابانها همبستگی خود را با ایران نشان دادند. این رفتارها نشان میدهد ادعاهای دشمن درباره اختلاف میان دو ملت فاقد پشتوانه اجتماعی است.
رابطه ایران و عراق از قرنها پیش شکل گرفته است؛ از رفتوآمد گسترده طلاب، خانوادههای روحانی، زائران و تجارت مذهبی میان نجف، کربلا، قم و شهرهای ایران گرفته تا سکونت طولانیمدت بسیاری از علمای برجسته ایرانی در نجف و حضور روحانیان عراقی در ایران. بنابراین، برای بخش مهمی از نخبگان مذهبی عراق، تحولات ایران نه یک موضوع صرفاً خارجی، بلکه مسئلهای مرتبط با کلیت جامعه شیعی تلقی میشود.
از سوی دیگر، شیعیان عراق تجربه سنگین سرکوب در دوره صدام را پشت سر گذاشتهاند. پس از سال ۲۰۰۳ بسیاری از گروههای شیعه عراق، جمهوری اسلامی را پشتوانهای در برابر بازگشت تهدیدهای پیشین میدانستند. برای بخشی از فرماندهان و جریانهای سیاسی عراق، رابطه با ایران تنها یک اتحاد سیاسی نیست؛ بلکه ضرورتی امنیتی و هویتی است که ریشه در تجربیات تاریخی دارد.
با ظهور داعش، این پیوند امنیتی بیش از گذشته آشکار شد. در آن دوران، مرجعیت نجف و نیروهای مختلف شیعه عراق در چارچوب دفاع از جامعه و مقدسات وارد عمل شدند. همکاری با ایران برای آنان نه از زاویه ایدئولوژی صرف، بلکه از منظر بقای کشور معنا مییافت. همین تجربه مشترک، احساس «سرنوشت امنیتی واحد» میان دو ملت را تقویت کرد.
دشمنان طی سالهای گذشته تلاش کردهاند میان ایران و عراق اختلاف ایجاد کنند و مانع استفاده دو کشور از ظرفیتهای گسترده یکدیگر شوند. اما واقعیتهای میدانی، پیوندهای تاریخی و تجربههای امنیتی مشترک نشان میدهد ملت ایران و عراق در کنار هم هستند، با یکدیگر برادرند و در یک صف واحد قرار دارند.
ثباتِ بغداد، امنیتِ ایران است
امروز، ملت ایران و عراق در یک صف واحد قرار دارند و ثباتِ هر یک، در گرو رابطه حسنه با دیگری است. برای تهران هم ثبات عراق و عدم تبدیل این کشور به پایگاهی برای توطئههای امنیتی واشنگتن یا تلآویو، یک خط قرمز مطلق است به همین دلیل، توسعه روابط با عراق همواره در صدر اولویتهای تهران باقی خواهد ماند.
بدون شک، حیاتیترین بعد سیاست خارجی عراق، تنظیم رابطه با همسایه قدرتمند شرقیاش، یعنی جمهوری اسلامی ایران است. روابط تهران و بغداد با پیوندهای عمیق تاریخی، مذهبی، جغرافیایی و امنیتی گره خورده است که هیچ دولتی در هر عراق با هر گرایش سیاسی- نمیتواند آن را نادیده بگیرد یا انکار کند.
انتهای پیام/ ۹۹۹
