روایتی از واگذاری خانه برای اقامت مهمانان بدرقه رهبر شهید+ فیلم
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، محمدرضا خسروی، ساکن تهران و پیرمردی که سالها در مشاغل مختلف از کفاشی تا رانندگی فعالیت داشته است، با ابراز اندوهی عمیق از فقدان رهبر شهید انقلاب اسلامی، از واگذاری منزل خود به مهمانان مراسم عزاداری و بدرقه حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای سخن گفت. او معتقد است این اتفاق، برکتی الهی و قسمتی برای او و خانوادهاش بوده است.

محمدرضا خسروی در گفتوگویی با یادآوری خاطرات گذشته و بیان احساسات حال حاضر خود، اظهار داشت: من اهل روستای گلشکنان از توابع بخش زواره در استان اصفهان هستم و سالهاست که در تهران زندگی میکنم. شغل اولیه من ۲۰ سال کفاشی و فعالیت در بازار بود و پس از آن به رانندگی روی آوردم. خداوند را شاکرم که زندگی ساده، اما پربرکتی داشتهام.
وی با اشاره به خانواده بزرگ خود افزود: من در سال ۱۳۴۹ ازدواج کردم و مراسم ما ساده بود، اما خوشبخت بودیم. حاصل این زندگی هفت فرزند بود (دو دختر و پنج پسر)، اما خداوند خواست که یکی از دخترانم که نزدیک به مقطع پیشدانشگاهی بود، در سن جوانی به دیار باقی شتافت. این غم بزرگ، تلخیهای زندگی را برایمان سنگین کرد، اما اراده ما را محکمتر ساخت.
واگذاری خانه برای اقامت مهمانان عزادار
خسروی در ادامه صحبتهای خود با افتخار از تصمیم خانوادهاش برای واگذاری منزلشان به مهمانان مراسم بدرقه رهبر معظم انقلاب خبر داد و گفت: پسر من در گروههای جهادی فعالیت میکند. وقتی اطلاع یافتیم که قرار است مهمانانی از شهرستانهای مختلف، به ویژه کرمانشاه و کاشان، برای اقامت در تهران پذیرش شوند، بدون هیچ تردیدی خانهمان را در اختیار آنان قرار دادیم. ما باور داریم که این برادران و خواهران دینی ما، مهمانان امام زمان (عج) و امت هستند و خدمت به آنها خدمت به مولا است.
وی ادامه داد: ما تدارکات اولیه را دیدهایم و آمادهایم که از آنها با کمال احترام و محبت پذیرایی کنیم. در جریان جنگ رمضان هم حتی اگر خدای نکرده اتفاقی برای خانه همسایگان میافتاد، حاضر بودیم منزل را به آنها واگذار کنیم تا زمان ساختن خانهشان در این محل سکونت داشته باشند و خودمان به سفر میرفتیم. همیشه دوست داشتیم کاری، هرچند کوچک، برای رهبر عزیزمان انجام دهیم.
اشکهای چشمان از دیدن غم مردم
خسروی در بخش دیگری از صحبتهایش، به توصیف فضای غبارآلود شهر و احساسات مردم پرداخت و گفت: باور شهادت رهبرمان برایم سخت بود، اما وقتی حرکت مردم و تشییع را تماشا میکردم، اشکم سرازیر شد. در چهره مسئولین و مردم، غمی عمیق و لرزهای بر اندام شهر نشسته بود.
وی در پایان با ابراز امیدواری به خداوند خاطرنشان کرد: این غم و اندوه، غمی است که به زودی تمام نمیشود. ما در این روزهای سخت، با توکل بر خدا و با خدمت به زائران رهبر شهید سعی داریم مرهمی بر دلهای داغدار مردم باشیم. این فرصت خدمت به رهبر شهید، برای ما موهبتی بزرگ و قسمتی آسمانی بود.
انتهای پیام/ 122
