تغییر پارادایم در مقابله با دشمن؛ بازگشت به بازدارندگی سخت
گروه استانهای دفاعپرس- «سیده معصومه حسینی»؛ حملهی آمریکا به دو پل راهآهن در ایران، معادلهی جدیدی را در تقابل دو کشور رقم زد. بنابر ادعای خود مقام آمریکایی این نخستین باری است که از زمان برقراری آتشبس، دشمن به زیرساختهای غیرنظامی ایران حمله میکند. این اقدام، نه یک حرکت تاکتیکی، که یک «اعلان رسمی تغییر راهبرد» از سوی آمریکاست؛ راهبردی که در آن، «هزینههای جنگ» را به جان مردم عادی و زیرساختهای حیاتی کشور منتقل میکنند.

تحلیل مسئله:
پاسخ نظامی صرفا به مناطق نظامی؛ بازدارندگی ندارد
برخی بر این باورند که پاسخِ ایران به این حملات، باید صرفا متوجهِ «مناطقِ نظامیِ دشمن» باشد. امّا تجربه نشان داده که این رویکرد، بازدارندگیِ جدّیای برایِ آمریکا ایجاد نکرده و نخواهد کرد چرا که دشمن، با آگاهی از این که هزینهی حملاتِ او به زیرساختهایِ ما، فقط با پاسخِ نظامیِ محدود مواجه میشود، جسورتر و گستاختر عمل میکند.
جنگِ وجودی است، نه اختلافسلیقهای
نکتهای که نباید از آن غافل شد، این است که جنگِ کنونی، یک «جنگِ وجودی» است، نه جنگی که بر سرِ اختلافِ سلیقه یا مرزهایِ سیاسیِ متعارف پیش آمده باشد. دشمن با این باور پشتِ میزِ مذاکره آمده است که «ایران نباید باشد»؛ و چنین باوری، با ۴۰ روز یا ۴۰ ماه جنگ و مذاکره، تغییر نمیکند. مگر نه این که در همان ساعتهای نخستِ جنگ، هدفِ مستقیمِ حمله، بیتِ امامِ شهیدمان بوده؟ این، نشان از عمقِ نیّتِ دشمن برایِ نابودیِ اصلِ نظام دارد.
اشکال، در اصلِ مذاکره نیست، در مدلِ آن است
ما با اصلِ مذاکره مخالف نیستیم. مخالفتِ ما با «مدلِ کنونیِ مذاکره» است؛ مدلی که در آن، با اتّکا به یک آتشبسِ شکننده و بدونِ آن که حاکمیّتِ کاملِ خود را بر جغرافیا و تنگهی هرمز تثبیت کرده باشیم، پایِ میزِ مذاکره نشستهایم، هست. نتیجهی این مدل مذاکرات، چیزی جز «پر شدنِ ذخایرِ نفتیِ دشمن در شرایطِ جنگی» و «تداومِ حملاتِ وحشیانه» نبوده است.
ضرورتِ تغییرِ راهبرد؛ بازگشت به میدان
اکنون که دشمن، هزینهها را به زیرساختهایِ غیرنظامی و جانِ مردمِ عادی منتقل کرده، باید راهبردِ خود را تغییر دهیم. «این مدل رفتار ما»، فقط باعثِ گستاخیِ بیشترِ دشمن میشود. زمان آن رسیده که جنگ را به «اهلِ جنگ و جنگ بلدها» بسپاریم و با اتّکا به قدرتِ بازدارندگیِ واقعی، معادلات را به نفعِ خود تغییر دهیم.
در پایان باید گفت:
حمله به زیرساختهایِ غیرنظامی، خطِّ قرمزِ جدیدی است که دشمن از آن عبور کرده است. هرچند که از روزی که توافقنامه امضای شد روزی نبوده که آمریکا و اسرائیل آتش بس را نقض نکرده باشند این، نه یک نقضِ ساده، که یک «اعلانِ جنگِ تمامعیارِ وجودی» علیهِ ایران است. در چنین شرایطی، مدلِ فعلیِ مذاکره، نه تنها راهگشا نیست، که عملاً دستِ برترِ ما را به «واکنشهایِ تأخیری و بیاثر» تقلیل داده است.
به عقیده بنده _که یکی از ۹۰ میلیون ناظری هستم که رهبری مستقیم به ما مسئولیت سپرده است_ تکلیفِ امروزِ ما، تغییرِ راهبرد است؛ بازگشت به بازدارندگیِ واقعی، تثبیتِ حاکمیت بر جغرافیای تنگه هرمز، و پاسخِ متناسب با هزینههایی که دشمن هرگز توانِ تحمّلِ آن را نداشته باشد. این، تنها مسیری است که میتواند عزت ایران و ایرانی را بالاتر برد و از خونِ شهیدانِ بی گناه، انتقامی سخت و ماندگار بگیرد و حقوق ملت غیور ایران را که مدتها در جنگهای مختلف با جبهه باطل هستند استیفا کند.
انتهای پیام/
