واژگونی تاریخ با حماسه تشییع رهبر شهید در عراق

بزرگان شیعه نظیر آیت‌الله العظمی خویی (ره)، محمدباقر صدر اول و صدر ثانی به جای تشییعی در شأن جایگاه‌شان، غریبانه و در فضای رعب و سرکوب به خاک سپرده شدند. این، تصویر عراقِ زیر سلطه صدام بود که می‌کوشید مرجعیت، حوزه و هویت سیاسی ـ اجتماعی شیعه را دفن کند.
کد خبر: ۸۴۶۹۵۸
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۲ - 10July 2026
گروه بین‌الملل دفاع‌پرس ـ الناز رحمت‌نژاد؛ تاریخ معاصر عراق، به‌ویژه در دوران حکومت صدام، سرشار از فشار، محدودیت و خفقانی است که پیش از همه، دامان علما و مراجع شیعه را گرفت. در آن روزگار، نه فقط صدای دین و مرجعیت، بلکه حتی حق سوگواری آشکار برای بزرگان نیز زیر سایه استبداد بعثی محدود شده بود. آیت‌الله العظمی خویی (ره)، از بزرگ‌ترین شخصیت‌های جهان تشیع و مرجع شماره یک شیعیان که میلیون‌ها نفر در جهان از او تقلید می‌کردند و ده‌ها مرجع تقلید از مکتب و محضر او برخاسته بودند، در اوج مظلومیت و اختناق، شبانه و مخفیانه تشییع و دفن شد. برای چنین قله‌ای از مرجعیت، تنها حدود ۲۰ نفر در حرم امیرالمؤمنین (ع) نماز خواندند و او در سکوتی تحمیلی به خاک سپرده شد.
 
رهبر شهید
 
همین غربت بر پیکر غرقه به خون محمدباقر صدر اول و صدر ثانی نیز سایه انداخت؛ بزرگانی که به جای تشییعی در شأن جایگاه‌شان، غریبانه و در فضای رعب و سرکوب به خاک سپرده شدند. این، تصویر عراقِ زیر سلطه صدام بود؛ عراقی که حاکمیت بعث می‌کوشید مرجعیت، حوزه و هویت سیاسی ـ اجتماعی شیعه را در حصار خاموشی نگه دارد.
 
از دل همین فضای خفقان، صدام با رویایی بلندپروازانه، اما شکست‌خورده، فرمان حمله به ایران را صادر کرد؛ رویایی که قرار بود به زعم او در عرض چند هفته به تصرف تهران بینجامد. همان روز‌هایی که بعثی‌ها بر دیوار‌های خرمشهر می‌نوشتند: «آمده‌ایم تا بمانیم»، همان روز‌هایی که رزمندگان ایرانی تشنه و بی‌یاور در کانال کمیل محاصره شدند و به شهادت رسیدند، کمتر کسی تصور می‌کرد که تاریخ، چنین ورقی بخورد. کمتر کسی گمان می‌برد روزی فرا برسد که میلیون‌ها عراقی، در گرمای خرماپزان و طاقت‌فرسای عراق، تابوت منقش به پرچم ایرانِ آیت‌الله خامنه‌ای شهید را بر دوش بگیرند و با شعار «چه حیف که عزیزان از دست بروند؛ یا حیف تموت العیاله» و «خوش آمدی‌ای ذلیل کننده آمریکا و بی اثر کننده پروژه عادی‌سازی با اسرائیل؛ هلا بجیتک، یا مذل الآمریکا و تطبیع» او را با شکوه و پیروزمندانه تشییع کنند و بر پیکرش نماز بگزارند.
 
این صحنه، تنها یک بدرقه عاطفی نبود؛ یک واژگونی تاریخی بود. عراقی‌ها از زمان امام حسین (ع) تا روزگار صدر و حکیم، هیچ‌گاه نتوانسته بودند برای بزرگان خود تشییعی با این عظمت و آشکاری برگزار کنند. آنچه در نجف و کربلا رقم خورد، صرفاً اجتماع عزادارانی اندوهگین نبود؛ نمایشی بزرگ از تحولی عمیق در مناسبات سیاسی، اجتماعی و تمدنی شیعه بود.
 
شهید آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای (قدس سره)، به‌عنوان بزرگ‌ترین رهبر سیاسی و انقلابی جهان امروز، در نجف و کربلا با حضور میلیونی مردم، مسئولان، علما و طلاب تشییع شد؛ آن هم در سرزمینی که روزگاری نسبت به فعالیت‌های سیاسی و انقلابی بدبینی‌هایی جدی در آن وجود داشت. همین تصویر، به‌روشنی نشان می‌دهد که جغرافیای سیاسی و تمدنی شیعه، در پرتو رهبری او ارتقا یافته است. این تشییع، مرز‌های سنتیِ صرفاً مذهبی را پشت سر گذاشت و به یک رخداد بزرگ هویتی و راهبردی بدل شد.
 
مردم منطقه در این تشییع، وحدت خود را به نمایش گذاشتند و صحنه‌ای کم‌نظیر از همبستگی را ترسیم کردند؛ به‌ویژه آنجا که پرچم ایران و عراق در کنار یکدیگر حمل می‌شد و در میان آن، تصویر علمای رهبر قرار داشت. این تصاویر، حامل پیامی روشن بود؛ پیوند دو ملت ایران و عراق، پیوندی گذرا و سیاسیِ صرف نیست، بلکه ریشه در امت، مرجعیت، مقاومت و حافظه مشترک تاریخی دارد. مردم فقط سوگوار نبودند؛ آنان پیام وحدت، همبستگی امت با علمای خود و جدایی‌ناپذیر بودن دو ملت ایران و عراق را به جهان و دشمن آمریکایی_ صهیونیستی مخابره کردند.
 
از این منظر، تشییع آیت‌الله خامنه‌ای در عراق را نمی‌توان یک مراسم عادی دانست. این رخداد، هم پاسخ تاریخی به سال‌های سرکوب و اختناق بعثی بود، هم نشانه شکست رؤیای ناتمام صدام برای تسلط بر ایران، و هم شاهدی زنده بر ارتقای جایگاه سیاسی و تمدنی شیعه در منطقه. عراق با این صحنه نشان داد که به وحدتی تازه و آگاهانه رسیده است؛ وحدتی که خود را در خیابان‌های نجف و کربلا، زیر آفتاب سوزان، در کنار پرچم‌های ایران و عراق آشکار کرد.
 
انتهای پیام/ 944
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین