وقتی توافق به ابزار فشار تبدیل می‌شود

در حالی که تفاهم اسلام‌آباد با هدف توقف تنش‌ها، ایجاد آتش‌بس پایدار و فراهم‌سازی مسیر دیپلماسی میان ایران و آمریکا شکل گرفت، روند تحولات پس از امضای این تفاهم نشان می‌دهد واشنگتن نه‌تنها به بخش قابل توجهی از تعهدات خود پایبند نبوده، بلکه از فضای مذاکره و آتش‌بس به‌عنوان ابزاری برای مدیریت بحران به نفع خود استفاده کرده است.
کد خبر: ۸۴۷۱۹۷
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵ - 11July 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس: تجربه چند دهه گذشته روابط ایران و آمریکا نشان داده است که یکی از مهم‌ترین چالش‌های موجود در هرگونه توافق یا تفاهم میان دو طرف، مسئله پایبندی واشنگتن به تعهدات خود است. از توافق الجزایر گرفته تا برجام و اکنون تفاهم اسلام‌آباد، همواره این پرسش مطرح بوده که آیا آمریکا به تعهداتی که می‌پذیرد عمل خواهد کرد یا خیر. آنچه امروز درباره تفاهم اسلام‌آباد مشاهده می‌شود، بار دیگر این نگرانی را تقویت کرده است که دولت آمریکا مذاکره را نه به‌عنوان راهکاری برای حل اختلافات، بلکه به‌عنوان ابزاری برای مدیریت و مهار طرف مقابل مورد استفاده قرار می‌دهد.

20

بررسی وضعیت اجرای بند‌های تفاهم اسلام‌آباد نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از تعهدات آمریکا یا نقض شده‌اند و یا اساساً اجرایی نشده‌اند. مطابق ارزیابی‌های موجود، بند‌های ۱، ۲، ۴، ۵، ۷ و ۹ به‌صورت مستقیم نقض شده‌اند. همچنین بند‌های ۶، ۱۰ و ۱۱ که شامل تعهدات اقتصادی و مالی مهمی از جمله ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری مشترک، رفع کامل تحریم‌های نفتی و آزادسازی اموال و دارایی‌های ایران بوده‌اند، تاکنون به مرحله اجرا نرسیده‌اند. این در حالی است که بخش عمده تعهدات مربوط به ایران در قالب بند‌های هسته‌ای و اجرایی همچنان موضوع مطالبه طرف آمریکایی باقی مانده است.

این وضعیت یک پیام روشن دارد؛ آمریکا همچنان به دنبال حفظ اهرم‌های فشار علیه ایران است و حاضر نیست مهم‌ترین ابزار‌های فشار خود را کنار بگذارد. اگر هدف از تفاهم اسلام‌آباد ایجاد اعتماد متقابل و حرکت به سمت کاهش تنش‌ها بود، اجرای تعهدات اقتصادی و رفع محدودیت‌های مالی باید در اولویت قرار می‌گرفت. اما آنچه در عمل مشاهده می‌شود، ادامه سیاست فشار همراه با مطالبه امتیازات بیشتر از ایران است.

در واقع، رفتار آمریکا نشان می‌دهد که واشنگتن مذاکره را بخشی از راهبرد فشار می‌داند، نه جایگزین آن. در این رویکرد، توافق‌ها و تفاهم‌ها بیشتر به ابزاری برای محدودسازی توان طرف مقابل تبدیل می‌شوند تا بستری برای حل واقعی اختلافات. به همین دلیل است که در بسیاری از موارد، آمریکا تلاش می‌کند تعهدات طرف مقابل را به‌صورت فوری و قابل راستی‌آزمایی مطالبه کند، اما اجرای تعهدات خود را به آینده موکول کرده یا آن را مشروط به شرایط جدید سازد.

از منظر راهبردی، عدم اجرای بند‌های اقتصادی تفاهم اسلام‌آباد اهمیت ویژه‌ای دارد. رفع تحریم‌های نفتی و آزادسازی دارایی‌های ایران از جمله مهم‌ترین شاخص‌های سنجش حسن نیت آمریکا محسوب می‌شدند. هنگامی که این تعهدات اجرایی نمی‌شوند، طبیعی است که اعتماد لازم برای ادامه مسیر دیپلماتیک نیز تضعیف شود. تجربه برجام نیز دقیقاً از همین زاویه قابل تحلیل است؛ جایی که بخش مهمی از منافع اقتصادی وعده داده شده برای ایران هرگز به‌طور کامل محقق نشد و در نهایت نیز خروج آمریکا از توافق، بنیان‌های اعتماد را بیش از پیش متزلزل کرد.

علاوه بر این، نقض برخی بند‌های مرتبط با عدم تشدید تنش و پرهیز از اقدامات خصمانه نیز نشان می‌دهد که آمریکا همچنان نگاه امنیتی و فشارمحور خود نسبت به ایران را حفظ کرده است. در چنین شرایطی، مذاکره از یک فرآیند مبتنی بر اعتمادسازی به فرآیندی تاکتیکی تبدیل می‌شود که هدف اصلی آن کسب زمان، مدیریت بحران و افزایش قدرت چانه‌زنی است.

واقعیت این است که هر توافقی زمانی می‌تواند پایدار باشد که اصل توازن در تعهدات و اجرای همزمان آنها رعایت شود. اگر یک طرف به تعهدات خود عمل کند، اما طرف دیگر از اجرای مسئولیت‌هایش سر باز زند، نتیجه چیزی جز فرسایش اعتماد و بازگشت بی‌ثباتی نخواهد بود. بر همین اساس، مهم‌ترین درس تفاهم اسلام‌آباد برای سیاست‌گذاران ایرانی آن است که هرگونه توافق آینده باید دارای سازوکار‌های دقیق راستی‌آزمایی، ضمانت اجرایی و امکان واکنش متقابل در برابر نقض تعهدات باشد.

امروز، وضعیت بند‌های مختلف تفاهم اسلام‌آباد تصویری روشن از رفتار آمریکا در قبال توافقات ارائه می‌دهد. تصویری که نشان می‌دهد واشنگتن همچنان تمایل دارد از مذاکره و آتش‌بس به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی و راهبردی خود استفاده کند، بدون آنکه هزینه کامل تعهدات پذیرفته‌شده را بپردازد. در چنین شرایطی، حفظ هوشیاری، تکیه بر توان داخلی و مطالبه اجرای عملی تعهدات، مهم‌ترین الزامات موفقیت هر مسیر دیپلماتیک در آینده خواهد بود. تجربه نشان داده است که توافق بدون ضمانت اجرا، بیش از آنکه زمینه‌ساز صلح و ثبات باشد، می‌تواند به بستری برای تکرار بی‌اعتمادی و بازتولید بحران تبدیل شود.

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین