زنهایی که نگذاشتند تروریستها مسلط شوند
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس- سعیده جوادی (روایتنویس)؛ «کاش مردهای ما هم غیرت زنهای ایرانی را داشتند. آن وقت کشورمان اشغال نمیشد.»

بیاختیار سمت صدا برگشتم. خانم افغان بود؛ همان شاعری که چند دقیقه پیش روی استیج مصلی، برای بدرقه آقا شعر میخواند. دوستم پرسید: «منظورتون چیه؟»
زن گوشه روسریاش را مرتب کرد و نیمنگاهی به جمعیت انداخت: «همین خانمها. بیش از صد شب، با بچه و خانواده توی خیابان بودند. امروز هم آمدهاند اینجا. این را ساده نبینید. همینها نگذاشتند تروریستها به شما مسلط شوند.»
مکثی کرد و ادامه داد: «بعد از شهادت آقای خامنهای، عکسش را روی پروفایلم گذاشتم. خیلی از دوست و فامیل گفتند: "چرا؟ " گفتم، چون ایشان برای زن ارزش قائل بود. زن و مرد را کنار هم به شبشعر دعوت میکرد. در کشور ما از این خبرها نیست.»
زن سکوت کرد. من و دوستم هم چیزی نگفتیم. نگاهم میان جمعیت چرخید. دختری پرچم سرخی را بالای سر گرفته بود. مادری نوزادش را آرام در آغوش تکان میداد. چند زن با جلیقههای امدادگری و آتشنشانی، گوشه سالن مشغول خدمت بودند. خانمی بلند شعار میداد و اطرافیانش تکرار میکردند. چند زن، شانهبهشانه مردها، چشم از تابوت برنمیداشتند. این تصویرها را بارها دیده بودم؛ آنقدر که دیگر به چشمم نمیآمدند.
خانم عکاسی دوربینش را بالا آورد و قاب را روی چهره شاعر افغان بست. شاعر بعدی شعرش را میخواند، اما نگاه من میان همان زنهایی مانده بود که تازه میدیدمشان.
انتهای پیام/ 122
