خلاء قدرت در سنا با مرگ ناگهانی دشمنان ایران
گروه بینالملل دفاعپرس: مرگ ناگهانی سناتور «لیندسی گراهام» بر اثر پارگی ناگهانی آئورت و بستری شدن طولانیمدت سناتور «میچ مککانل»، رهبر پیشین اکثریت سنا، شوک بزرگی به ساختار قدرت در واشنگتن وارد کرده است. این دو رویداد، عامل تغییر نسل وسیع در سیاست آمریکا شدهاند؛ جایی که صفحات قدرت در آستانه انتخابات حساس میاندورهای نوامبر در حال جابهجایی هستند.

حزب جمهوریخواه و دموکرات هر دو درگیر جنگهای ایدئولوژیک داخلی برای تعیین آینده خود شدهاند، در حالی که رهبران واشنگتن در درماندگی کامل برای آرام کردن خشم و اضطراب رایدهندگان نسبت به بحرانهای معیشتی داخلی و طبلهای جنگ در خارج از کشور به سر میبرند. در این میان، دونالد ترامپ ۸۰ ساله در دوره دوم ریاستجمهوری خود با سرسختی بیرحمانهای تلاش میکند تا ساعت سیاسی را متوقف کرده و بر سرنوشت «اردک لنگ» غلبه کند.
اگرچه تمرکز افراطی وی بر ساخت بناهای یادبود فیزیکی برای دوران ریاستجمهوریاش، نشاندهنده ذهنیتی است که غرق در مسئله حفظ میراث خود است. خروج تدریجی غولهای سنتی حزب، بلافاصله پس از شمارش آرای نوامبر، سوال درباره آینده حزب پس از تسلط ده ساله ترامپ را به مسئلهای حیاتی و مقاومتناپذیر بدل خواهد کرد.
خروج همزمان گراهام و مککانل، سنای آمریکا را با خلا قدرت بیسابقهای روبهرو کرده است. مککانل ۸۴ ساله که از ژوئن گذشته پس از سقوط در منزل شخصی و ابتلا به ذاتالریه خفیف در مرکز توانبخشی به سر میبرد، اعلام کرده که در ژانویه آینده بازنشسته خواهد شد. میراث او به عنوان معمار اصلی استقرار اکثریت محافظهکار پایدار در دیوان عالی آمریکا تا سالها پابرجا خواهد بود، اما فقدان او و درگذشت گراهام به معنای خروج نسلی است که دههها بر سیاست داخلی و برنامههای گفتوگومحور تلویزیونی واشنگتن تسلط داشتند.
مرگ گراهام مستقیما بر اولویتهای قانونگذاری جمهوریخواهان تأثیر گذاشته است؛ چرا که لایحه تشدید مقررات ثبتنام رایدهندگان که ترامپ آن را برای انتخابات نوامبر حیاتی میداند و منتقدان آن را ابزار مهندسی انتخابات میخوانند، یکی از بزرگترین حامیان خود را از دست داد. ترامپ اکنون مصمم است تا در یک انتخابات مقدماتی سریع در کارولینای جنوبی، جانشینی صد درصد وفادار به جنبش «ماگا» را جایگزین گراهام کند تا حلقه وفادارانش را تکمیل نماید.
کارنامه سیاسی لیندسی گراهام مظهر دگرگونی ایدئولوژیک جمهوریخواهان در دهه گذشته است. وی که روزگاری یک «شاهین» نئومحافظهکار و بازمانده سیاست خارجی دوران «ریگان» بود، اصولی را نمایندگی میکرد که ترامپ شدیدا با آنها مخالفت میکرد.
گراهام صمیمیترین دوست سناتور «جان مککین» بود. وی یکی از آخرین غولهای حزب که تا پایان عمر در برابر ترامپ ایستادگی کرد. پس از فوت مککین در سال ۲۰۱۸ و تمسخر مداوم او توسط ترامپ، بسیاری از نزدیکان مککین چرخش ناگهانی گراهام به سمت ترامپ را یک خیانت بزرگ قلمداد کردند.

با این حال، گراهام از این نزدیکی برای کسب نفوذ در کنگره آمریکا استفاده کرد و نقش «نجواکننده در گوش ترامپ» را بر عهده گرفت؛ به طوری که حتی نمایندگان دموکرات مانند سناتور «آدام شیف» اعتراف میکنند که برای فهمیدن افکار رئیسجمهور یا تغییر نظر او باید به سراغ لیندسی میرفتند. گراهام درست پیش از مرگ در سفری به اوکراین، علائمی از متقاعد کردن ترامپ برای پذیرش تحریمهای سختتر علیه روسیه نشان داده بود و خروج او ضربه سنگینی به مواضع بینالمللی اوکراین و اسرائیل وارد کرد، چرا که هر دو کشور او را مجرایی کلیدی برای تاثیرگذاری بر تصمیمات کاخ سفید میدانستند.
در بعد داخلی، این احساس که نظم سیاسی کهن در حال فروپاشی است، با ناتوانی هر دو حزب در ارائه راهحل برای بحران معیشتی و مسکن ارزانقیمت شدت یافته است. ادعای ترامپ درباره وجود یک «عصر طلایی اقتصادی»، سنخیتی با واقعیت ملموس زندگی رایدهندگان ندارد؛ بهویژه حالا که او با تنشزایی در قبال ایران، عملا سایه یک «ابر رکود اقتصادی جدید» را بر سر کشور سنگینتر کرده است. نمود عینی این بیتوجهی به نیازهای جامعه، وتو کردن لایحه اضطراری مسکن ارزانقیمت بود؛ اقدامی که ترامپ صرفا به این دلیل انجام داد که سناتورهای جمهوریخواه حاضر نشدند بندهای مربوط به ادعاهای او درباره تقلب در انتخابات را در این لایحه بگنجانند.
از سوی دیگر، دموکراتها نیز به همان اندازه خودخواه و غرق در جنگ حزبی به نظر میرسند. شکست مفتضحانه «گراهام پلاتنر»، کاندیدای رسمی و پرهزینه حزب برای کرسی کلیدی سنا در ایالت «مین»، نشان داد ناکارآمدیهای ساختاری که در سال ۲۰۲۴ مسیر پیروزی ترامپ را هموار کرد، همچنان پابرجا هستند. اکنون بدنه تشکیلات سنتی دموکرات با چالش سختی از سوی شورشیان مترقی و سوسیالدموکراتهای جوان مواجه است که خواستار چرخش تند حزب به سمت چپ برای حل بحرانهای اقتصادی هستند؛ مسیری ضد ساختاری که شبیه به شورش ده سال پیش ترامپ علیه نخبگان سنتی جمهوریخواه است.
نمود عینی این شکاف در اظهارات «عبدالسید»، کاندیدای مترقی سنا در «میشیگان» مشهود است که در مصاحبه با سیانان در تلاش برای حفظ آرای میانه گفت به سرمایهداری معتقد است، اما سرمایهداری باید تحت نظارت دقیق باشد. تشکیلات سنتی دموکرات نگران است که این رویکرد رادیکال باعث از دست رفتن مرکز سیاسی کشور شود.
نظرسنجیها نشان میدهند که دموکراتها هنوز نتوانستهاند اعتماد آسیبدیده رایدهندگان را ترمیم کنند و گرچه محبوبیت پایین ترامپ ممکن است جرقه یک موج آبی در نوامبر باشد، اما حزب هنوز حتی نتوانسته یک پیام واحد و منسجم برای انتخابات میاندورهای خود برجسته کند.
سیاست آمریکا در یک نقطه عطف تاریخی و خطرناک قرار دارد. پلهای ارتباطی میان دو حزب فروریختهاند و واشنگتن با یک نظام سیاسی مواجه است که در پاسخگویی به ابتداییترین نیازهای شهروندان خود ناتوان است. در این فضای سرشار از تعارض و خلا ناشی از افول غولهای سنتی، هنوز مشخص نیست چه کسانی این خلا قدرت را پر خواهند کرد.
انتهای پیام/ ۱۳۴
