سند زنده ناگفتههای دفاع مقدس
گروه استانهای دفاعپرس- «علیاصغر زینلی» فعال رسانهای؛ در یکی از روزهای گرم تیرماه میهمان آزادهای شدیم که افتخار زمین و آسمان این مرز وبوم است و روبروی مردی نشستیم که قامتِ استوارش، میراثِ همان روزهایی است که پوتینهای تیپِ هوابرد، زمین را به لرزه درمیآورد.

«احمد ملکیان» از جمله آزادگان سرافرازی است که سهسال از بهترین ایام عمرش را، در چنگال دشمن بعثی و در اردوگاه تکریت ۱۹ سپری کرد و همانند بسیاری از آزادگان تا زمان آزادی بینام و نشان باقی ماند تا اجر اسارت او و صبر خانوادهاش مضاعف شود.
وقتی به چشمانش نگاه میکنیم، انگار به عمقِ اقیانوسی مینگریم که طوفانهای سهمگینی را پشت سر گذاشته؛ اما حالا آرام گرفته است.
این نگاه، نگاهِ کسی نیست که تنها سه سال در اسارت بوده؛ بلکه نگاهِ کسی است که سه سال «نبودن» را تمرین کرده است.
او در حالی هر شب چشمانش را میبست، که میدانست در دنیایِ بیرون، شاید برای خیلیها پروندهاش مختومه شده باشد.
او، سربازِ ارتش قهرمانی است که در هر عملیات هوابرد، آسمان را به زمین پیوند میزد و در آن سلولهای نمور، نیز از بلندایِ غیرتِ خویش پایین نیامد.
دیدار با او، دیدار با یک «سندِ زنده» از ناگفتههای جنگ است. وقتی لب به سخن گشود، کلماتش بویِ باروت نمیداد، بویِ صبر میداد؛ صبری که با آن توانست سه سالِ بینام و نشان به پایِ وطنش ثابت قدم بماند.

او روبرویمان نشسته است؛ بیادعا، با لبخندی که گویی پسِ از تمامِ آن سالهایِ تنهایی و بینام و نشانی، به پیروزی رسیده است.
ملکیان، قهرمانِ بیآوازهای که در محاصرهی دشمن، در محاصرهی فراموشی، و در محاصرهی تنهایی، تنها «خدا» را شاهد گرفت و با سربلندی از دروازههای تاریخ، دوباره به میانِ ما بازگشت؛ و وقتی به وطن بازگشت باز هم پیروز عرصه زندگی شد و توانست با کمک همسر ایثارگرش چهار فرزند پزشک؛ دندانپزشک و داروساز برای کشور تربیت و آماده خدمت نماید.
انتهای پیام/
