نتایج پیمایش افکار عمومی/ همبستگی ملی در جامعه ایران بالا است
گروه جامعه دفاعپرس - مهدی رفیعی بهابادی رئیس مرکز افکارسنجی آراء؛ در روزهای اخیر، گزارشی تحلیلی که بر اساس نتایج موج پنجم پیمایش «سنجش شاخصهای افکار عمومی مردم ایران» تهیه و برای استفاده در فرآیند تصمیمسازی و ارائه به مسئولان کشور از جمله ریاست محترم جمهوری تنظیم شده بود، خارج از روالهای حرفهای و بدون هماهنگی با مرکز مجری پیمایش در فضای عمومی منتشر شده است. انتشار گزارشهای کارشناسی محرمانه، بدون رعایت ملاحظات حرفهای و بدون فرصت ارائه توضیحات تکمیلی از سوی تولیدکنندگان داده، میتواند زمینه برداشتهای نادرست از یافتههای پژوهشی را فراهم کند.

در عین حال، لازم است میان دادههای پیمایش و تفسیر دادهها تفکیک قائل شد. دادههای این پیمایش، محصول یک فرایند علمی نمونهگیری، گردآوری و وزندهی آماری است؛ اما نحوه صورتبندی نتایج، انتخاب شاخصهای برجسته و نتیجهگیریهای تحلیلی، لزوماً تنها خوانش ممکن از این دادهها نیست. گزارش منتشرشده نیز یکی از تفسیرهای ممکن از نتایج پیمایش است و نباید آن را معادل خود دادهها تلقی کرد. تحلیل دادهها همواره در چارچوبی نظری انجام میشود و ممکن است پژوهشگران مختلف، با تکیه بر یک مجموعه داده واحد، برداشتهای متفاوتی از آن ارائه کنند. از این رو، اختلاف در تفسیر دادهها، امری طبیعی میتواند باشد مشروط بر آنکه این تفسیرها بر پایه شواهد، منطق روششناختی و رعایت همه ابعاد دادهها استوار باشند. در عین حال، باید میان تفسیر علمی و تفسیر سیاسی تفاوت قائل شد. تفسیر علمی میکوشد همه شواهد موجود، حتی یافتههایی را که با پیشفرضهای تحلیلگر سازگار نیست، در کنار یکدیگر قرار دهد و تصویری متوازن از واقعیت ارائه کند. در مقابل، تفسیر سیاسی معمولاً با انتخاب گزینشی دادهها، برجسته کردن بخشی از واقعیت و کمرنگ کردن بخشهای دیگر، در پی تأیید یک روایت یا موضع از پیش شکلگرفته است.
متأسفانه در فضای سیاستزده فعلی، تقریباً هر دادهای پیش از آنکه با معیارهای علمی خوانده شود، از دریچه رقابتها و منازعات سیاسی تفسیر میشود. در چنین فضایی، یک مجموعه داده واحد ممکن است همزمان مبنای روایتهای کاملاً متعارض قرار گیرد. حال آنکه وظیفه پژوهشگر و مرکز افکارسنجی، نه تأیید یا رد هیچ جریان سیاسی، بلکه توصیف دقیق واقعیت اجتماعی و پرهیز از تقلیل آن به روایتهای سادهانگارانه است. تحلیل علمی زمانی اعتبار دارد که بتواند فارغ از هیاهوی سیاسی، تمامی ابعاد واقعیت را ببیند و از انتخاب گزینشی شواهد پرهیز کند.
از این منظر، چند ملاحظه درباره نحوه خوانش نتایج این پیمایش قابل طرح است.
۱- جامعه ایران را نمیتوان صرفاً از دریچه شاخصهای منفی توصیف کرد
در گزارش منتشرشده و تحلیلهای انجام شده بر اساس این گزارش، بر شاخصهایی مانند خشم، ناامیدی، اضطراب، فشار اقتصادی و کاهش اعتماد تأکید شده و بر همین اساس تصویری از فرسایش اجتماعی ترسیم شده است. تردیدی نیست که این شاخصها باید جدی گرفته شوند؛ اما مسئله این است که همین پیمایش، همزمان مجموعهای از شاخصهای مهم تابآوری، انسجام و همبستگی اجتماعی را نیز نشان میدهد که در تحلیلهای گزینشی چند روز اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
جامعه ایران طی سالهای اخیر به طور همزمان با تحریمهای گسترده، فشارهای اقتصادی، تهدیدهای امنیتی و در نهایت جنگ مستقیم مواجه بوده است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد چنین ترکیبی از فشارهای داخلی و خارجی میتواند به فروپاشی انسجام اجتماعی منجر شود. با این حال در جریان جنگ تحمیلی رمضان و دفاع مقدس سوم با وجود شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح و دبیران شورای عالی امنیت ملی و شورای دفاع، کشور توانست با هدایت مقام معظم رهبری، پشتوانه مردمی و تلاش دولت و قدرت و اقتدار نیروهای مسلح شجاع کشور در مقابل تهاجم دو ارتش مجهز و متجاوز آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی مقاومت کند و دشمنان را مأیوس نماید.
در جریان جنگ تحمیلی رمضان و ماههای پس از آن، بر اساس ۳ پیمایش مرکز افکارسنجی آرا بیش از نیمی از مردم ایران در تجمعات شبانه و آیینهای همبستگی اجتماعی حضور یافتهاند؛ حضوری که تاکنون بیش از چهار ماه تداوم داشته و اقشار مختلف مردم با گرایشهای سیاسی و فکری متفاوت در آن شرکت کردهاند. حضور چند ده میلیونی مردم در مراسم تشییع امام شهید نیز در تداوم همان حضور خیابانی مردم قابل ارزیابی است و می¬توان آن را نشانهای از همبستگی ملی حول دفاع از کشور در نظر گرفت.
طبق نتایج پیمایشهای متعدد، ارزیابی مردم از عملکرد نیروهای مسلح بسیار مثبت بوده، اکثریت پاسخگویان از عملیات دفاعی کشور احساس غرور و افتخار کردهاند، بخش بزرگی از جامعه ایران را برنده جنگ دانسته و اعلام کردهاند در صورت حمله مجدد، از کشور دفاع خواهند کرد.
این مجموعه شاخصها نشان میدهد که در کنار مشکلات و نارضایتیهای موجود، جامعه ایران همچنان از ظرفیت بالایی برای انسجام و بسیج اجتماعی در شرایط تهدید برخوردار است. نادیده گرفتن و یا کم¬رنگ دیدن این بخش از واقعیت، تصویری ناقص از جامعه ارائه میدهد.
۲- هیچ پیمایشی به تنهایی نمیتواند تصویر کامل جامعه را ارائه کند
پیمایش اردیبهشت ۱۴۰۵ بخشی از یک نظام پایش مستمر افکار عمومی است و تحلیل آن بدون توجه به روندهای قبل و بعد از آن، میتواند به نتیجهگیریهای شتابزده منجر شود.
پیمایشهای انجامشده پس از جنگ نشان میدهد اعتماد به نیروهای مسلح افزایش یافته، احساس غرور ملی تقویت شده، اکثریت مردم معتقدند جنگ به انسجام بیشتر جامعه انجامیده و بخش بزرگی از جامعه بر این باور است که این جنگ موجب تقویت موقعیت نظام سیاسی شده است؛ بنابراین تحلیل جامعه صرفاً بر اساس یک مقطع زمانی، بدون در نظر گرفتن روندهای متوالی، با اصول تحلیل افکار عمومی سازگار نیست.
۳- احساسات منفی، الزاماً به معنای گسست سیاسی نیست و مقصد سیاسی واحدی هم ندارد
یکی از محورهای اصلی گزارش، افزایش خشم، اضطراب، غم و ناامیدی در جامعه است. اما از منظر علوم اجتماعی و روانشناسی اجتماعی، تجربه احساسات منفی لزوماً به معنای فاصله گرفتن از ساختار سیاسی نیست. جامعهای که جنگ را تجربه میکند، به طور طبیعی سطوح بالاتری از اضطراب، نگرانی و خشم را تجربه خواهد کرد. این احساسات میتواند متوجه دشمن خارجی، شرایط اقتصادی، مشکلات معیشتی یا عملکرد برخی نهادها باشد و الزاماً مقصد سیاسی واحدی ندارد.
بررسیهای تکمیلی نیز نشان میدهد حتی در میان گروههایی که در سنخشناسیهای سیاسی در زمره وفاداران به نظام قرار میگیرند، میزان تجربه خشم و اضطراب قابل توجه است؛ بنابراین نمیتوان صرف افزایش احساسات منفی را نشانه کاهش حمایت سیاسی یا تضعیف سرمایه اجتماعی دانست.
۴- مقایسه احساسات مردم ایران با دادههای جهانی در این گزارش، از نظر روششناختی صحیح نیست
در این گزارش تلاش شده وضعیت احساسات منفی مردم ایران با نتایج نظرسنجی جهانی گالوپ مقایسه شود و از این طریق نتیجه گرفته شود که ایرانیان از خشمگینترین یا غمگینترین ملتهای جهان هستند.
این مقایسه از نظر روش تحقیق معتبر نیست. در پیمایش گالوپ، احساسات افراد درباره روز گذشته سنجیده میشود، در حالی که در پیمایش آرا، سؤال درباره تجربه احساسات در یک ماه گذشته بوده است. تفاوت دوره زمانی اندازهگیری، امکان هرگونه مقایسه مستقیم را از بین میبرد و استنتاجهای مبتنی بر این مقایسه فاقد پشتوانه روششناختی است. طبیعتاً اگر بازه زمانی به جای ماه به سال افزایش پیدا کند اعداد بزرگتر هم خواهد شد.
۵- افزایش مقبولیت نظام را نمیتوان صرفاً به عملکرد دولت نسبت داد
در گزارش منتشرشده، افزایش برخی شاخصهای اعتماد و مقبولیت نظام به طور تلویحی به بهبود عملکرد دولت نسبت داده شده و تصریح شده مقبولیت نظام از ابتدای روی کار آمدن دولت چهاردهم افزایش یافته است. این برداشت با روند زمانی دادهها سازگار نیست. بررسی سریهای زمانی نشان میدهد تا پیش از جنگ دوازدهروزه، این شاخصها تغییر محسوسی نداشتند و بخش عمده افزایش آنها پس از آغاز جنگ مشاهده شده است. همگرایی افکار عمومی در برابر تهدید خارجی، پدیدهای شناختهشده است که با عنوان «همگرایی پیرامون پرچم» شناخته میشود؛ بنابراین نسبت دادن این تغییرات به عملکرد دولت، بدون ارائه شواهد تکمیلی، از نظر علمی قابل اثبات نیست.
۶- بزرگترین مطالبه جامعه، اصلاح عملکردهاست نه گسست از ساختار
یکی از مهمترین یافتههای این پیمایش، تمایز میان نارضایتی عملکردی و نارضایتی ساختاری است. اکثریت مردم، با وجود انتقادهای جدی نسبت به وضعیت اقتصادی و عملکرد برخی دستگاهها، همچنان اصلاح امور را در چارچوب نظام دنبال میکنند. همچنین در پاسخ به پرسش درباره علل مشکلات اقتصادی، سهم ناکارآمدی مدیریتی بسیار بیشتر از عوامل دیگر است.
این یافته نشان میدهد بخش عمده مطالبات جامعه متوجه بهبود کیفیت حکمرانی، افزایش کارآمدی، مبارزه با فساد و اصلاح وضعیت اقتصادی است؛ نه تغییر ساختار سیاسی. این موضوع اساساً پدیدهای جهانی است؛ در بسیاری از کشورهای جهان اعتماد به سازمانهای سیاسی پایین است، اما مطالبه تغییر ساختار وجود ندارد. به عنوان مثال در پیمایش مرکز نظرسنجی پیو از شهروندان آمریکایی در سال ۲۰۲۳، فقط ۱۶ درصد از شهروندان آمریکایی گفتهاند همیشه یا بیشتر اوقات به دولت فدرال اعتماد دارند. گزارش پیو تصریح میکند در حالی که اعتماد به حکومت در ۲۰ سال گذشته همواره پایین و عمدتاً نزولی بوده است، اما امروز در میان پایینترین سطوح هفت دهه گذشته قرار دارد به طوریکه اعتماد به حکومت از ۷۳ درصد در سال ۱۹۵۸ به ۱۶ درصد در سال ۲۰۲۳ رسیده است.
در همین نظرسنجی فقط ۴ درصد آمریکایی معتقدند سیستم سیاسی خوب و خیلی خوب کار میکند و ۷۲ درصد بر این باورند که سیسم خوب کار نمیکند. ۶۳ درصد شهروندان آمریکایی نسبت به آینده نظام سیاسی ایالات متحده اعتماد ندارند و فقط ۴ درصد اعتماد زیاد دارند. ۷۲ درصد به کنگره نگاه نامطلوب دارند و کمتر از یک سوم نگاه مثبتی به مجلس نمایندگان و سنای آمریکا دارند. نگرش به دیوان عالی نیز در همین راستا است و فقط ۲۶ درصد نگاه مثبت به آن دارند. ۶۵ درصد آمریکاییها میگویند همیشه یا اغلب هنگام فکر کردن به سیاست احساس فرسودگی میکنند و ۵۵ درصد نیز احساس عصبانیت میکنند. وقتی از مردم آمریکا خواسته شده که نظام سیاسی و مقامات منتخب را توصیف کنند ۸۰ درصد آن را با عبارات و کلمات منفی توصیف کردهاند و کلماتی مانند حیلهگر و فاسد بیش از بقیه صفتها تکرار شده است.
علاوه بر این، مطالبات اصلاحی مردم در ایران نیز یکدست نیست و صرفاً در یک جهت سیاسی خاص تعریف نمیشود؛ بلکه طیفی از خواستههای اقتصادی، مدیریتی، اجتماعی و سیاسی را در بر میگیرد که وجه مشترک آنها، مطالبه کارآمدی بیشتر در اداره کشور است.
۷- جامعه ایران پیچیدهتر از روایتهای دوقطبی است
دادههای پیمایش نشان میدهد افکار عمومی ایران را نمیتوان با دوگانههای سادهای مانند «حامی وضع موجود» و «مخالف نظام» توضیح داد.
در همین جامعه، ممکن است فردی همزمان از وضعیت اقتصادی ناراضی باشد، عملکرد مسئولان را نقد کند، خواهان اصلاحات اساسی باشد، اما در برابر تجاوز خارجی از کشور دفاع کند، به نیروهای مسلح افتخار کند و حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی را اولویت بداند.
این پیچیدگی، مهمترین ویژگی جامعه امروز ایران است و هر تحلیلی که تنها یکی از این ابعاد را برجسته کند، بخشی از واقعیت را نادیده گرفته است.
جمعبندی
پیمایش اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میدهد که با وجود مشکلات اقتصادی و برخی مطالبات، در عین حال، در شرایط تهدید خارجی از ظرفیت بالایی برای همبستگی ملی، دفاع از کشور و حفظ ثبات اجتماعی برخوردار است.
از این رو، دادههای پیمایش مذکور، روایت «فروپاشی اجتماعی» را به هیچ وجه تأیید نمیکند. تشبیه وضعیت جامعه به یک جامعه فروپاشیده، بیش از آنکه یک تحلیل علمی باشد، نوعی روایت رسانهای قطبیساز است. وظیفه پژوهش اجتماعی، فهم پیچیدگیهای جامعه، تبیین همزمان روندهای متعارض و ارائه تصویری متوازن از واقعیت اجتماعی است.
انتهای پیام/ 241
