ابزار قدرت ایران و نقطه ضعف آمریکا
گروه بینالملل دفاعپرس - سعید شهرابی فراهانی؛ در ماههای اخیر، یکی از گزارههایی که بارها تکرار شده این است که آمریکا پس از توقف درگیریها و ایجاد آتشبس، توانسته از فرصت موجود برای بازسازی ذخایر استراتژیک نفت خود استفاده کند و با تقویت پشتوانه انرژی، خود را برای یک رویارویی طولانیمدت احتمالی آماده سازد.

این روایت در نگاه نخست از نظر منطقی قابل فهم به نظر میرسد؛ زیرا ذخایر استراتژیک نفت آمریکا یکی از مهمترین ابزارهای واشنگتن برای مدیریت بحرانهای انرژی، کنترل قیمتها و کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی است. اما بررسی دادههای موجود تصویری متفاوت ارائه میدهد: آمریکا نهتنها موفق به بازسازی قابل توجه ذخایر خود نشده، بلکه همچنان با سطحی از ذخایر مواجه است که در مقایسه با استانداردهای تاریخی، پایین محسوب میشود.
کاهش ذخایر؛ واقعیتی برخلاف روایت «آمادگی کامل»
ذخایر استراتژیک نفت آمریکا که طی دههها به عنوان پشتوانه امنیت انرژی این کشور ایجاد شده بود، در سالهای اخیر به دلیل سیاستهای مختلف عرضه به بازار، به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.
پس از تفاهم پایان درگیریها، برخلاف برخی ادعاها درباره آغاز فرآیند پر کردن مخازن، آمارها نشان میدهد که سطح ذخایر از حدود ۳۴۰ میلیون بشکه به محدوده ۳۱۹ میلیون بشکه کاهش یافته است. همچنین آزادسازی چند میلیون بشکه دیگر برای مدیریت بازار نفت نشان میدهد که واشنگتن همچنان از این ذخایر به عنوان ابزار تنظیم بازار استفاده میکند، نه اینکه صرفاً در حال انباشت مجدد آنها باشد؛ بنابراین تصویر واقعی این است که آمریکا همچنان دارای ذخیره قابل توجه نفتی است، اما فاصله زیادی با سطح تاریخی و مطلوب خود دارد و نمیتوان گفت که این کشور با سرعت بالا در حال بازسازی توان ذخیرهای برای یک بحران طولانی است.
همه نفت ذخیرهشده، قابل استفاده نیست
یکی از نکات مهم در ارزیابی توان واقعی ذخایر استراتژیک نفت این است که رقم اعلامشده ذخایر، برابر با میزان نفت قابل استفاده در شرایط جنگی یا بحران شدید نیست.
مخازن استراتژیک آمریکا عمدتاً در غارهای نمکی عظیم زیرزمینی قرار دارند. این ساختارها برای حفظ فشار، عملکرد تجهیزات استخراج و پایداری عملیات، نیازمند باقی ماندن بخشی از نفت در داخل مخازن هستند. این بخش که اصطلاحاً «ذخیره عملیاتی» یا «نفت پشتیبان» نامیده میشود، در شرایط عادی قابل برداشت کامل نیست.
برآوردهای کارشناسی نشان میدهد که دهها میلیون بشکه از ذخایر موجود عملاً باید دستنخورده باقی بماند؛ بنابراین اگر موجودی اسمی حدود ۳۲۰ میلیون بشکه باشد، حجم واقعی قابل برداشت کمتر از این مقدار خواهد بود و احتمالاً در محدوده ۲۳۰ تا ۲۶۰ میلیون بشکه قرار میگیرد. این تفاوت میان «ذخیره روی کاغذ» و «توان واقعی استفاده» اهمیت زیادی در محاسبات راهبردی دارد.
محدودیت دوم؛ سرعت برداشت از ذخایر
حتی در شرایط اضطراری، آمریکا قادر نیست تمام ذخایر خود را به سرعت وارد بازار کند. ظرفیت برداشت روزانه ذخایراستراتژیک نفت محدود است و در بهترین شرایط حدود ۴ تا ۴.۴ میلیون بشکه در روز برآورد میشود.
علاوه بر این، با کاهش سطح ذخایر، توان فنی برداشت نیز ممکن است کاهش یابد؛ زیرا فشار طبیعی در مخازن زیرزمینی کمتر شده و کارایی تجهیزات افت میکند. به همین دلیل، ذخایر استراتژیک بیشتر برای مدیریت شوکهای کوتاهمدت طراحی شدهاند، نه جایگزینی طولانیمدت برای اختلال گسترده در عرضه جهانی نفت
پیامدهای راهبردی برای هرگونه بحران جدید
اگر در آینده تنشهای منطقهای باعث اختلال جدی در صادرات نفت خاورمیانه شود، آمریکا همچنان میتواند ازذخایر استراتژیک نفت برای کاهش شوک اولیه استفاده کند. اما تفاوت اصلی با گذشته این است که حاشیه امنیت واشنگتن کمتر شده است.
در بحرانهای قبلی، آمریکا میتوانست با اتکا به ذخایر عظیمتر، برای مدت طولانیتری بازار را آرام کند. اما کاهش ذخایر به این معناست که هر استفاده گسترده ازذخایر استراتژیک نفت اکنون با هزینه راهبردی بیشتری همراه خواهد بود.
عبور ذخایر از سطح ۳۰۰ میلیون بشکه، اگرچه به معنای ناتوانی فوری نیست، اما از نظر روانی و سیاسی یک نقطه حساس محسوب میشود. در محدوده ۲۵۰ تا ۲۷۰ میلیون بشکه، فشار برای توقف برداشت و آغاز بازسازی ذخایر افزایش خواهد یافت؛ زیرا ادامه کاهش میتواند توان واکنش آمریکا در بحرانهای آینده را محدود کند.
جمعبندی؛ آمریکا ابزار دارد، اما دستش مانند گذشته باز نیست
واقعیت این است که آمریکا هنوز یکی از قدرتمندترین بازیگران انرژی جهان است و مجموعهای از ابزارهای مختلف برای مدیریت بحران دارد؛ از تولید داخلی نفت گرفته تا همکاری با متحدان و استفاده از ذخایر استراتژیک. اما ادعای اینکه واشنگتن پس از آتشبس توانسته ذخایر نفتی خود را به سرعت بازسازی کند و بدون نگرانی برای یک جنگ چندماهه آماده شود، با دادههای موجود همخوانی ندارد.
ذخایر استراتژیک نفت آمریکا همچنان یک ابزار مهم قدرت ملی است، اما این ابزار دیگر مانند گذشته دارای ظرفیت نامحدود نیست. کاهش سطح ذخایر، محدودیت برداشت و ضرورت حفظ بخشی از نفت برای شرایط اضطراری، نشان میدهد که در هر بحران بزرگ آینده، تصمیمگیری واشنگتن درباره استفاده از این ذخایر با محاسبات بسیار پیچیدهتر و حساستری همراه خواهد بود.
در جنگهای مدرن، انرژی تنها یک منبع اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از معادله قدرت، بازدارندگی و توان ادامه یک رویارویی است. از این منظر، وضعیت فعلی SPR نه نشانه فروپاشی توان آمریکا، بلکه نشانه کاهش یکی از مهمترین حاشیههای امنیت راهبردی این کشور است.
انتهای پیام/ ۱۳۴
