ایکاروس کاخ سفید در بن‌بست جنگ منطقه‌ای ایران

ترامپ با لغو شتاب‌زده تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، کاخ سفید را وارد جنگ فرسایشی جدیدی با ایران کرد. اکنون با افزایش قیمت سوخت و کاهش محبوبیت ترامپ، جمهوری‌خواهان در آستانه شکست در انتخابات قرار دارند.
کد خبر: ۸۴۹۰۶۷
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰ - 21July 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بار دیگر دست به بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین قمار سیاسی دوران ریاست‌جمهوری خود زده است. او تنها کمتر از یک ماه پس از امضای تفاهم‌نامه آتش‌بس در کاخ ورسای، با اعلام مرگ این توافق، دستور ازسرگیری حملات نظامی به اهداف و زیرساخت‌های ایران را صادر کرد. این تصمیم ناگهانی بلافاصله با پاسخ پهپادی و موشکی تهران به متحدان واشنگتن در خلیج فارس مواجه شد و کل منطقه را در آستانه یک جنگ همه‌جانبه قرار داد.

ترامپ

این تشدید تنش نظامی در حالی رخ می‌دهد که کمتر از چهار ماه به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره باقی مانده است. شعله‌ور شدن مجدد این جنگ فرسایشی، از طریق افزایش شدید قیمت سوخت و هزینه‌های زندگی، محبوبیت جمهوری‌خواهان را در میان رای‌دهندگان به شدت کاهش داده است. کارشناسان این اقدام مخاطره‌آمیز را حاصل یک محاسبه غلط استراتژیک و پاکسازی متخصصان از بدنه دولت می‌دانند که می‌تواند آمریکا را به سمت همان جنگ‌های ابدی هدایت کند که ترامپ پیش از این مدام آنها را مایه ننگ روسای جمهور سابق می‌دانست.

این بازگشت به رویکرد تهاجمی، نمودی از همان بندبازی همیشگی و پنجاه ساله‌ای است که ترامپ بر پایه ریسک‌های بزرگ و شکستن هنجار‌های سنتی پیش برده است. این استراتژی پرسود پیش از این به او کمک کرد تا از چندین ورشکستگی تجاری به ثروت میلیاردی برسد و با عبور از رسوایی‌های متعدد حقوقی، دو بار به کاخ سفید راه یابد. با این حال، او اکنون در قامت مالک سابق بزرگ‌ترین کازینو‌های جهان، وارد قماری شده است که آتش آن دامن اقتصاد جهانی را می‌سوزاند. 

جرقه این بحران تازه زمانی زده شد که ترامپ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را کاملا مرده و بی‌ارزش خواند. بر اساس آن توافق، قرار بود یک آتش‌بس شصت روزه برقرار و تنگه هرمز در ازای کاهش محسوس تحریم‌ها و آزادسازی میلیارد‌ها دلار دارایی ایران بازگشایی شود. این توافق از همان ابتدا با انتقاد شدید جناح نومحافظه‌کار حزب جمهوری‌خواه مواجه شد و آنها این اقدام را تسلیم شدن در برابر تهران نامیدند، اما فروپاشی واقعی آن در میدان عمل و در پی تضاد منافع شدید بر سر خطوط کشتیرانی خلیج فارس رقم خورد.

در قلب این درگیری فرسایشی، کنترل بر تنگه استراتژیک هرمز قرار دارد که پیش از آغاز جنگ در بیست و هشتم فوریه، مسیر عبور بیست درصد از انرژی جهان بود. اکنون این آبراه به بزرگ‌ترین برگ برنده تهران برای مقاومت در برابر فشار‌ها پیرامون برنامه هسته‌ای و گروه‌های نیابتی‌اش تبدیل شده است. ریشه درگیری‌های اخیر به شلیک ایران به سمت کشتی‌های تجاری کشور‌های عربی هم‌پیمان آمریکا بازمی‌گردد که با هدایت ارتش تروریستی آمریکا، برای فرار از عبور از مسیر توافق شده، مسیر خود را به سمت آب‌های عمان تغییر داده بودند. 

برخی تحلیل‌گران این وضعیت را ناشی از ابهام در متن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد می‌دانند، اما «ولی نصر»، استاد دانشگاه «جانز هاپکینز»، معتقد است این وضعیت نتیجه سوءتفاهم نیست. به باور او، این اقدام مکر عمدی ترامپ و معاونش جی‌دی ونس برای خریدن زمان جهت پر کردن ذخایر استراتژیک نفت آمریکا بود تا پس از کاهش قیمت سوخت، اهرم تنگه هرمز را پیش از آغاز مذاکرات جدی از ایران بگیرند. ایران نیز با تصور کسب گشایش اقتصادی موقت در این شصت روز، به دنبال بازسازی خود بود. 

پتانسیل بروز این خطا‌های استراتژیک به شدت تحت تاثیر خالی شدن بدنه تصمیم‌گیری واشنگتن از کارشناسان باسابقه مسائل ایران است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، تحت فشار چهره‌های راست‌گرا اقدام به حذف فیزیکی و اداری پرسنل کلیدی نظیر «نیت سوانسون» کرده و عملا وزارتخانه را فلج و خنثی ساخته است. 

در غیاب این متخصصان، ترامپ هدایت جنگ را به تیم وفادار، اما ناآشنا به پیچیدگی‌های غرب آسیا یعنی استیو ویتکاف، جرد کوشنر و جی‌دی ونس سپرد. «الکس واتانکا»، پژوهشگر ارشد موسسه غرب آسیا، تاکید می‌کند که این خلاء کارشناسی باعث شد ترامپ حریف خود را با بازرگانان نیویورکی اشتباه بگیرد. مقامات کاخ سفید متوجه نبودند که حاکمان تهران همانند طرفین معامله آنها نیستند و حاضرند برای حفظ اهرم تنگه هرمز، سختی‌های اقتصادی و نظامی بسیار بیشتری را تحمل کنند.

این تاب‌آوری و آمادگی همه‌جانبه مقتدرانه ایران برای تلافی متقابل، هدف اولیه آمریکا یعنی سرنگونی سریع نظام را که با ترور بزدلانه رهبر شهید در نخستین ساعات جنگ دنبال می‌شد، کاملا با شکست مواجه کرده است. تشییع پیکر مطهر ایشان در مشهد مقدس و دیگر شهر‌های ایران و حضور میلیونی و بی‌سابقه مردم وفادار در این مراسم مذهبی و ملی، به یک مانور حماسی و باشکوه در جهت نمایش انسجام ملی، تجدید بیعت با آرمان‌های انقلاب و خنثی‌سازی توطئه‌های دشمنان تبدیل شد. 

این موج خروشان مردمی نه‌تنها مشروعیت داخلی را در برابر تهدیدات خارجی به رخ جهانیان کشید، بلکه محاسبات واشنگتن را به کلی برهم زد؛ به طوری که اکنون مقامات نظامی آمریکا در بن‌بستی راهبردی گرفتار شده‌اند و تداوم این مسیر را فرو رفتن در باتلاقی فرسایشی می‌دانند که هیچ راه خروجی از آن برای کاخ سفید متصور نیست.

«کورت میلز»، سردبیر مجله «امریکن کانسرواتیو»، نیز هشدار می‌دهد که این جنگ شانس جمهوری‌خواهان را در انتخابات میان‌دوره‌ای نابود کرده است. وی ترامپ را به «ایکاروس» در اساطیر یونان تشبیه می‌کند که تحت تاثیر یک انتقام‌جویی شخصی، آن‌قدر به خورشید نزدیک شد که متوجه سوختن بال‌های سیاسی خود و حزبش نشد.

در نهایت، خروج زودهنگام و شتاب‌زده دولت ترامپ از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، آمریکا را در موقعیتی به مراتب ضعیف‌تر از گذشته قرار داده است. اصرار واشنگتن بر استفاده از ابزار‌های نظامی و تکیه بر تحلیل‌های غیرکارشناسی، نه تنها اهرم فشار تنگه هرمز را از ایران سلب نکرد، بلکه به یک تقابل فرسایشی و پرهزینه در منطقه دامن زد. 

اکنون با شکست راهبرد تغییر سریع نظام و تبدیل شدن بحران به یک چالش اقتصادی و انتخاباتی در داخل آمریکا، کاخ سفید خود را در محاصره پیامد‌های ناشی از یک کج‌فهمی استراتژیک می‌بیند. حال باید دید آیا رئیس‌جمهور آمریکا در ماه‌های حساس پیش رو تن به یک عقب‌نشینی دیپلماتیک خواهد داد یا اینکه با اصرار بر این قمار پرمخاطره، بال‌های سیاسی خود و حزب جمهوری‌خواه را به کلی در آتش این جنگ خودخواسته خواهد سوزاند.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین