جنگ شناختی، دستگاه ادراک و تصمیمگیری انسان را هدف قرار میدهد
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، مهدی عباسزاده، معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در همایش بینالمللی «تحقق وعده انتقام» که در حوزه علمیه مشکات برگزار شد، با تبیین ابعاد جنگ شناختی، اظهار داشت: در علوم شناختی، مفهوم «شناخت» اعم از ادراک است. ادراک تنها یکی از اجزای شناخت به شمار میرود و شناخت مجموعهای از فرآیندهای ذهنی همچون تفکر، استدلال، حافظه، یادآوری، هوشیاری، تصمیمگیری، پیشبینی، تجزیه و تحلیل، حل مسئله، عاطفه و هیجان را در بر میگیرد.

وی افزود: از این رو، هر ادراکی نوعی شناخت است، اما هر شناختی صرفاً ادراک نیست و باید به این تفاوت مهم توجه داشت؛ زیرا در جنگ شناختی، تنها ادراک افراد مورد هدف قرار نمیگیرد، بلکه همه این فرآیندهای ذهنی دچار اختلال میشود.
عباسزاده با بیان اینکه جنگ شناختی به دنبال تغییر شیوه اندیشیدن انسانهاست، تصریح کرد: هدف این جنگ صرفاً تغییر محتوای ذهن نیست، بلکه دستگاه شناختی انسان را هدف میگیرد و نحوه فهم و تحلیل واقعیتهای اجتماعی را تغییر میدهد. در ادبیات غرب از این موضوع با عنوان «تغییر ذهن» (Changing Mind) یاد میشود؛ یعنی نوعی تهاجم مستقیم به ذهن انسان.
وی ادامه داد: بسیاری تصور میکنند جنگ شناختی تنها به معنای تغییر ادراک است، در حالی که این جنگ قدرت تحلیل، پیشبینی، یادگیری، تصمیمگیری و حتی میزان توجه و تمرکز انسان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و همین مسئله، آن را به پدیدهای پیچیده تبدیل کرده است.
معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به اهداف سیاسی جنگ شناختی گفت: جنگ شناختی عمدتاً در خدمت قدرتهای سیاسی قرار دارد. این قدرتها به جای ورود به جنگ نظامی که هزینههای فراوان و تبعات سنگینی در افکار عمومی دارد، از جنگ شناختی استفاده میکنند؛ زیرا این شیوه هم کمهزینهتر است و هم در بسیاری از موارد برای مخاطب، امری طبیعی و حتی مطلوب جلوه میکند.
وی افزود: در جنگ نظامی، وقتی دشمن حمله موشکی انجام میدهد، همه متوجه تجاوز میشوند؛ اما در جنگ شناختی، فردی که هدف قرار گرفته، نه تنها احساس نمیکند مورد حمله است، بلکه گاه تصور میکند حقیقتی جدید به او منتقل شده است. همین مسئله، پیچیدگی و خطر این نوع جنگ را دوچندان میکند.
عباسزاده هدف اصلی جنگ شناختی را از بین بردن اعتماد عمومی نسبت به حاکمیتها و نهادهای سیاسی دانست و گفت: تضعیف سرمایههای اجتماعی، ایجاد شکاف میان مردم، ناامیدسازی نخبگان و جامعه، نفی مشروعیت نظامهای سیاسی و در نهایت فراهم کردن زمینه براندازی، از اهداف نهایی این جنگ به شمار میرود.
وی خاطرنشان کرد: در موضوعاتی همچون «انتقام» نیز دشمن تلاش میکند اعتماد مردم به کارآمدی نظام را تضعیف کرده و مفاهیم بنیادین انقلاب اسلامی را دچار تحریف کند.
معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تشریح مراحل جنگ شناختی اظهار داشت: این جنگ چهار مرحله اصلی دارد؛ نخست پایش و رصد جامعه، سپس تحلیل اطلاعات، بعد طراحی و برنامهریزی و در نهایت اقدام و عملیات. اگر بخواهیم در برابر جنگ شناختی مقاومت کنیم، باید این چهار مرحله را به خوبی بشناسیم و در عرصه دفاع شناختی نیز بر اساس همین الگو عمل کنیم.
وی تأکید کرد: جمهوری اسلامی نباید تنها در موضع دفاع قرار داشته باشد، بلکه همانگونه که رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها نشان دادند، باید در عرصه جنگ شناختی نیز کنشگر و تهاجمی عمل کند. گاهی یک جمله کوتاه یا یک تعبیر هوشمندانه میتواند معادلات جنگ شناختی را تغییر دهد.
عباسزاده با اشاره به نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی در این عرصه گفت: ایشان در استفاده از مفاهیم و استعارههای شناختی، مهارتی کمنظیر داشتند. برای نمونه، تعبیر «مشت گره کرده» تنها یک عبارت نیست، بلکه استعارهای مفهومی است که پیامهایی همچون مقاومت، ایستادگی، وحدت و پیروزی را به مخاطب منتقل میکند.
وی افزود: بررسی و تحلیل شناختی بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی، به ویژه در سالهای اخیر، میتواند خود موضوع یک پژوهش مستقل باشد؛ زیرا ایشان به خوبی از ظرفیتهای علوم شناختی و مفاهیم استعاری برای اثرگذاری بر افکار عمومی بهره میبردند.
معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان با اشاره به ابزارهای جنگ شناختی تصریح کرد: فضای سایبری، هوش مصنوعی، مطالعات ذهن، تکنیکهای تغییر ذهن، زبانشناسی، استعارههای مفهومی، روانشناسی و حتی ابزارهای اقتصادی، همگی در خدمت جنگ شناختی قرار گرفتهاند و دشمن با بهرهگیری از این ظرفیتها، تلاش میکند بر ذهن و رفتار جوامع اثر بگذارد؛ از این رو شناخت دقیق این ابزارها، شرط اساسی موفقیت در مقابله با جنگ شناختی است.
عباسزاده با مقایسه جنگ شناختی و جنگ روایتها اظهار داشت: جنگ روایتها در حقیقت یکی از گونههای جنگ شناختی است. در این جنگ، روایتهای مختلف از یک رخداد اجتماعی در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند تا هر طرف بتواند روایت مطلوب خود را بر ذهن مخاطب حاکم کند.
وی افزود: هر جنگ روایت، ذیل یک «کلانروایت» شکل میگیرد. به عنوان نمونه، یکی از کلانروایتهای غرب درباره جمهوری اسلامی ایران این است که ایران کشوری افراطگراست که به دنبال دستیابی به سلاح هستهای بوده و تهدیدی برای صلح جهانی محسوب میشود. سپس تمامی روایتهای خرد، اخبار، تحلیلها و عملیات رسانهای در چارچوب همین کلانروایت ساماندهی میشود.
معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: هدف در جنگ روایتها این است که روایت دشمن بر ذهن مخاطب غلبه کند و روایت جبهه مقابل به حاشیه رانده شود. به همین دلیل، یکی از مهمترین الزامات این عرصه، «روایت پیشدستانه» است.
وی تصریح کرد: نباید منتظر ماند تا رسانههای غربی یا مقامات کشورهای متخاصم روایت خود را منتشر کنند و سپس به آن پاسخ داد؛ بلکه باید روایت نخست را خودمان ارائه کنیم. هر کسی که روایت اول را در اختیار افکار عمومی قرار دهد، بخش مهمی از میدان نبرد شناختی را در اختیار گرفته است.
عباسزاده با تبیین تفاوت جنگ شناختی و جنگ روانی گفت: هدف جنگ شناختی، ذهن و قوه شناخت انسان است، اما جنگ روانی بیش از هر چیز روحیه و احساسات جامعه را هدف قرار میدهد.
وی افزود: البته این دو از یکدیگر جدا نیستند؛ زیرا هرگونه اختلال در نظام شناختی افراد، آثار مستقیم روانی به دنبال دارد و از سوی دیگر، عملیات روانی نیز بدون اثرگذاری بر ذهن مخاطب امکانپذیر نیست. از همین رو برخی صاحبنظران، جنگ روانی را نیز یکی از شاخههای جنگ شناختی میدانند.
معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه به نسبت جنگ شناختی با جنگ رسانهای اشاره کرد و گفت: جنگ شناختی با جنگ رسانهای تفاوت دارد، اما رسانه و بهویژه فضای سایبری مهمترین بستر تحقق عملیات شناختی محسوب میشوند و نقش تعیینکنندهای در این حوزه دارند.
وی با اشاره به مفهوم «جنگ منطقه خاکستری» اظهار داشت: جنگ شناختی محدود به دوران درگیری نظامی نیست. این جنگ هم در شرایط جنگ، هم در دوره صلح و هم در وضعیت موسوم به «نه جنگ، نه صلح» جریان دارد.
عباسزاده افزود: حتی اگر روزی میان ایران و آمریکا توافقی نیز منعقد شود، جنگ شناختی پایان نخواهد یافت؛ زیرا تا زمانی که تقابل جبهه حق و باطل وجود دارد، این نبرد نیز ادامه خواهد داشت.
وی همچنین با بیان اینکه جنگ شناختی با جنگ اطلاعاتی تفاوت دارد، گفت: هرچند این دو حوزه از یکدیگر متمایز هستند، اما جنگ شناختی از اطلاعات جمعآوریشده درباره جامعه هدف برای تغییر نگرشها، باورها و رفتارهای مخاطبان استفاده میکند.
معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره نقش فضای مجازی در این نبرد نیز اظهار داشت: تعبیر «فضای مجازی» امروز چندان دقیق نیست؛ زیرا این فضا دیگر مجازی به معنای غیرواقعی نیست، بلکه به بخشی از واقعیت زندگی انسانها تبدیل شده است.
وی افزود: امروز بخش قابل توجهی از زندگی مردم در فضای سایبری سپری میشود؛ بنابراین این فضا کاملاً واقعی است، هرچند ماهیتی فیزیکی ندارد. از این رو باید از آن به عنوان یکی از مهمترین عرصههای وقوع جنگ شناختی یاد کرد.
عباسزاده تصریح کرد: عرصه سایبری و عرصه فیزیکی دو میدان موازی و مکمل برای جنگ شناختی هستند و نباید این دو را از یکدیگر جدا دانست. همچنین نباید جنگ شناختی در فضای سایبری را تنها به جنگ سایبری فروکاست؛ زیرا جنگ سایبری عمدتاً به حملات الکترونیکی، دفاع سایبری و زیرساختهای فنی مربوط میشود، در حالی که جنگ شناختی حوزهای بسیار گستردهتر است.
وی در پایان، هوش مصنوعی را مهمترین ابزار نوین جنگ شناختی دانست و گفت: سامانههای هوش مصنوعی با جمعآوری دادههای کلان، تحلیل اطلاعات از طریق الگوریتمهای پیچیده و ارائه راهبردهای هدفمند، قادرند محتوای متنوعی مانند فیلم، تصویر، متن، پستهای شبکههای اجتماعی و پیامهای رسانهای را به صورت هوشمند و گسترده تولید و منتشر کنند و از این طریق بر ذهن و رفتار جامعه هدف اثر بگذارند. به همین دلیل، هوش مصنوعی امروز به یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ شناختی تبدیل شده است.
عباسزاده با اشاره به نقش الگوریتمها در هوش مصنوعی اظهار داشت: الگوریتم در علوم ریاضی و رایانه، سامانهای است که دادههای ورودی را دریافت، بر اساس مدلهای تعریفشده پردازش و در نهایت خروجی تولید میکند؛ اما باید توجه داشت که این الگوریتمها خنثی نیستند و میتوانند دارای سوگیری باشند.
وی افزود: امروز بسیاری از پژوهشگران از هوش مصنوعی در تحقیقات علمی استفاده میکنند، اما اگر دقت شود، در بسیاری از موارد خروجیهای این سامانهها متأثر از سوگیریهایی است که در طراحی الگوریتمها وجود دارد و گاه به سود اهداف و منافع قدرتهای سلطهگر عمل میکند.
معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: الگوریتمهای هوش مصنوعی به گونهای طراحی شدهاند که دادههای ورودی را در چارچوب الگوهای از پیش تعیینشده تحلیل کرده و خروجی مطلوب طراحان خود را ارائه میکنند. از همین رو، تولید محتوا در شبکههای اجتماعی، ساخت فیلم، کلیپ، پادکست و سایر محصولات رسانهای نیز میتواند در خدمت اهداف جنگ شناختی قرار گیرد.
وی با بیان اینکه «سوگیری شناختی» یکی از مباحث مهم علوم شناختی است، گفت: بسیاری از سامانههای هوش مصنوعی دارای سوگیریهای شناختی هستند و کاربران باید نسبت به این موضوع آگاهی داشته باشند؛ زیرا این سامانهها همواره آنچه را کاربر میخواهد ارائه نمیکنند، بلکه در بسیاری از موارد، خروجیهایی را عرضه میکنند که در راستای سیاستها و اهداف تعریفشده برای آنهاست.
عباسزاده سپس با اشاره به راهکارهای مقابله با جنگ شناختی اظهار داشت: نخستین راهکار آن است که حاکمیت، نهادهای عمومی، بخش خصوصی و مردم، جنگ را صرفاً در بُعد نظامی نبینند و از سایر ابعاد جنگ ترکیبی، بهویژه جنگ شناختی، غفلت نکنند.
وی دومین راهکار را حکمرانی صحیح بر فضای سایبری دانست و افزود: مدیریت فضای سایبری تنها وظیفه دولت نیست، بلکه بخش خصوصی، نهادهای مردمی و خود کاربران نیز در این زمینه مسئولیت دارند و باید نقش خود را بهدرستی ایفا کنند.
معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ارتقای سواد رسانهای و سواد فضای مجازی را سومین راهکار برشمرد و گفت: پیش از توسعه فناوری، باید فرهنگ استفاده صحیح از آن و آموزش عمومی در این حوزه تقویت شود.
وی با اشاره به ضرورت توسعه زیرساختهای بومی تصریح کرد: برخورداری از اینترنت ملی قدرتمند، غنی و بهروز، یکی از نیازهای اساسی کشور است. تجربه محدودیتهای اینترنت در مقاطع مختلف نشان داد که اگر این زیرساختها از سالهای گذشته به شکل مطلوب توسعه یافته بود، امروز وابستگی کمتری به شبکههای خارجی وجود داشت.
عباسزاده «شبکهشدگی رسانهها» را از دیگر الزامات این حوزه دانست و اظهار داشت: فضای سایبری و هوش مصنوعی بر پایه شبکه عمل میکنند، اما هنوز شبکه رسانهای منسجم و هدفمند در کشور شکل نگرفته است و همین مسئله موجب آشفتگی معرفتی در میان کاربران میشود.
وی توسعه فناوری هوش مصنوعی را یکی دیگر از راهکارهای ضروری عنوان کرد و افزود: در کنار توسعه فناوری، باید مطالعات نظری درباره هوش مصنوعی نیز مورد توجه قرار گیرد.
معاون پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطرنشان کرد: بررسی ابعاد فلسفی، معرفتشناختی، الهیاتی، دینی، انسانشناختی، حقوقی، اخلاقی، جامعهشناختی و فرهنگی هوش مصنوعی، وظیفه اصلی حوزههای علمیه، دانشگاهها و مراکز پژوهشی علوم انسانی است؛ زیرا بدون این مباحث، توسعه فناوری نمیتواند مسیر صحیح خود را پیدا کند.
وی با اشاره به تأکید رهبر شهید انقلاب اسلامی بر جایگاه علوم انسانی گفت: همانگونه که رهبر شهید فرمودند، علوم انسانی «روح دانش» است و جهت حرکت سایر علوم را تعیین میکند؛ از این رو نباید همه ظرفیتها تنها به توسعه فناوری اختصاص یابد و از مبانی نظری آن غفلت شود.
عباسزاده همچنین بر ضرورت توجه همزمان به عرصه دفاع و تهاجم در جنگ شناختی تأکید کرد و افزود: تقویت اخلاق، معنویت و سلامت معنوی جامعه با رویکرد اسلامی، از مهمترین مؤلفههای مقابله با جنگ شناختی به شمار میرود.
وی در پایان با اشاره به اینکه مطالب ارائهشده برگرفته از مقاله مشترک خود با آیتالله علیاکبر رشاد با عنوان «تأملی در جنگ شناختی؛ تعریف، ویژگیها، مبانی و راهکارها» است، گفت: این مقاله در فصلنامه *فرهنگ و ارتقای سلامت (سال دهم، شماره اول، بهار ۱۴۰۵) منتشر شده و امیدواریم صاحبنظران با مطالعه آن، دیدگاهها و نقدهای خود را برای تکمیل این پژوهش ارائه کنند.
انتهای پیام/ 121
