روایت شهادت خردسال‌ترین شهید بمباران نماز جمعه همدان از زبان خواهرش+ فیلم

خواهر خردسال‌ترین شهید حادثه بمباران نماز جمعه همدان، گفت: خواهرش با وجود آسیب‌دیدگی پا و در حالی که قرار نبود در مراسم حاضر شود، با اصرار خود را به نماز جمعه رساند و ساعاتی بعد در حمله هوایی رژیم بعث به شهادت رسید؛ دختری که از کودکی آرزوی شهادت داشت و عشق به امام خمینی(ره) در رفتار و گفتارش موج می‌زد.
کد خبر: ۸۴۹۳۵۰
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۱ - 20July 2026

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از همدان، «پری شکری» خواهر فاطمه شکری، خردسال‌ترین شهید حادثه بمباران نماز جمعه همدان در روز قدس و از جانبازان این حادثه، عصر (یکشنبه) در یادواره شهدای این واقعه، اظهار داشت: در روز حادثه قرار نبود خواهرم در نماز جمعه حضور پیدا کند و قرار بود من به همراه مادرم به مراسم برویم. فاطمه دو ماه قبل از حادثه از ناحیه پا آسیب دیده بود و تصور نمی‌کردم بتواند ما را همراهی کند، اما بدون اطلاع مادرم تصمیم گرفت با ما بیاید و با وجود درد پا، اصرار داشت در نماز جمعه حضور پیدا کند.

همدان

وی افزود: فاطمه از همان دوران کودکی علاقه و ارادت ویژه‌ای به امام خمینی (ره) داشت. هر زمان تصویر امام از تلویزیون پخش می‌شد، آن را می‌بوسید و اشعار و دکلمه‌هایی در وصف امام و رزمندگان می‌خواند. برادر بزرگ‌ترمان که در جبهه حضور داشت نیز برای او نامه و شعر می‌نوشت و همین موضوع علاقه او به انقلاب و دفاع مقدس را دوچندان کرده بود.

خواهر خردسال‌ترین شهید بمباران نماز جمعه همدان ادامه داد: خواهرم از کودکی بازی‌هایی انجام می‌داد که محور آن شهادت بود. در حیاط خانه اقوام بچه‌ها را جمع می‌کرد و می‌گفت: «من شهید شده‌ام، شما مرا تشییع کنید.» شب پیش از حادثه نیز خوابی دیده بود که بعدها آن را نشانه‌ای از شهادتش دانستیم.

وی با اشاره به روز حادثه گفت: در مسیر حرکت تا محل برگزاری نماز جمعه، به دلیل درد پا چندین بار او را در آغوش گرفتم و از او خواستم اگر خسته شده بازگردیم، اما با اصرار گفت می‌خواهد در نماز جمعه شرکت کند و رسیدن به مراسم را آرزوی خود می‌دانست.

شکری افزود: پس از آغاز مراسم، برای تجدید وضو از محل خود برخاستیم. هنگام بازگشت و در حالی که تنها چند قدم با محل استقرارمان فاصله داشتیم، انفجار شدیدی رخ داد و هر دو بر زمین افتادیم. فاطمه گریه می‌کرد و من به او گفتم: «گریه نکن، اگر شهید شویم جایگاهمان نزد خدا و اهل‌بیت(ع) خواهد بود.»

وی خاطرنشان کرد: در این حادثه به شدت مجروح شدم و حدود یک سال در بیمارستان و منزل تحت درمان بودم و سه روز نیز در کما به سر بردم. تا پنج یا شش ماه از شهادت فاطمه بی‌خبر بودم و خانواده برای حفظ روحیه‌ام موضوع را از من پنهان کرده بودند. پس از آن بود که متوجه شدم خواهرم در اتاق عمل و بر اثر شدت جراحات به شهادت رسیده است.

خواهر خردسال‌ترین شهید بمباران نماز جمعه همدان با بیان اینکه پزشکان تصمیم به قطع پایش گرفته بودند، گفت: پدرم با التماس از پزشکان خواست پای مرا قطع نکنند و در نهایت به لطف خدا و تلاش پزشکان، پایم حفظ شد و بهبود یافتم. این اتفاق را از الطاف الهی و برکت خون شهدا می‌دانم.

وی در پایان با اشاره به خاطرات و رؤیاهایی که پس از شهادت خواهرش دیده است، متذکر شد: پس از آگاهی از شهادت فاطمه، بارها او را در خواب در جایگاهی نورانی و معنوی دیدم و این رؤیاها برای من آرامش‌بخش بود. امیدوارم خداوند به برکت خون شهدا، انقلاب اسلامی را تا ظهور حضرت ولی‌عصر (عج) حفظ و به انقلاب جهانی آن حضرت متصل فرماید.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین